همه آنچه باید در مورد استارت آپ بدانید

احتمالاً بارها واژه‌هایی مانند استارت آپ یا استارتاپ به ذهن و گوش شما رسیده است یا حتی به صورت علمی به بررسی برخی از نمونه‌های آن‌ها پرداخته‌اید. این شرکت‌های نوپا در حال حاضر نقش مهمی در راه اندازی کسب و کارهای اینترنتی و غیر اینترنتی ایفا می‌کنند و حتی دانشگاه‌ها نیز نهایت تلاش خود را به کار می‌گیرند که از این ایده برای رساندن اختراعات خود به بازار استفاده کنند. آشنایی با اصول اولیه استارت آپ و نحوه عملکرد آن بسیار مهم است و نقش تعیین کننده‌ای برای افراد مبتدی در این زمینه ایفا می‌کند.

پس ابتدا در این مطلب یک تعریف کلی و جامع از استارتاپ خواهیم داشت و سعی می‌کنیم تفاوت آن را با کسب و کارهای قدیمی نشان دهیم. در گام بعدی مراحل راه اندازی استارت آپ ها را معرفی خواهیم کرد و در نهایت به برخی از دلایل شکست مربوط به آنها خواهیم پرداخت. پس با ما همراه باشید.

استارت آپ چیست؟

استارت آپ (Startup) یا شرکت‌های نوپا به گروهی از افراد متخصص و غیرمتخصص گفته می‌شود که روند تولید یک محصول یا یک خدمات را ادامه داده و آن را در بازار به فروش می‌رسانند. یکی از اشتباهاتی که در مورد استارتاپ ها وجود دارد این است که بسیاری از افراد آنها را صرفا به مبانی علمی ربط می‌دهند و معتقدند که فعالیت آنها باید به حوزه اختراع و ساخت محصولات جدید باشد.

اگرچه نمی‌توانیم ادعا کنیم که این تعریف اشتباه است، اما باید بپذیریم که در بیان فلسفه استارتاپها کوتاهی‌هایی صورت گرفته که می‌تواند تعریف‌های آن را نیز تحت تأثیر قرار دهد. در واقع، تعریف استارت آپ شامل افراد و گروهی می‌شود که تغییری در یک محصول یا خدمات به وجود آوردند، یا یک محصول جدید ساخته‌اند و روند صفر تا صد آن از تولید تا فروش را بر عهده می‌گیرند. بنابراین باید بپذیریم که تفاوت این گروه با کسب و کارهای قدیمی بسیار زیاد است و به نوعی باید آن را با روند رشد انسان از یک نوزاد تا بزرگسالی مقایسه کنیم. اما چرا ادعا می‌کنیم که استارت آپ ها با کسب و کارهای قدیمی متفاوت هستند؟

استارت آپ چیست؟

تفاوت استارتاپ ها با کسب و کارهای قدیمی

برای پیدا کردن تفاوت بین استارتاپ ها و کسب و کارهای قدیمی جوابهای مختلفی وجود دارد و می‌توانید از چند نفر این سؤال را بپرسید تا به نتایج متفاوتی برسید. اما، به طور کلی دو تفاوت بزرگ بین این دو شیوه کسب درآمد وجود دارد:

استارتاپ ها بر مبنای اصول علمی هستند

رسیدن یک گروه از نقطه صفر به نقطه ۱۰۰ بدون داشتن مبانی علمی لازم و تجربه کافی امکان پذیر نیست. این موضوع در مورد استارتاپ ها نیز وجود دارد. شما وقتی که یک کسب و کار قدیمی مانند یک مغازه را راه‌اندازی می‌کنید، نیازی به فرا گرفتن اصول بازاریابی یا اصول علمی نخواهید داشت و حتی می‌توانید با شاگردی در یک مغازه کار خود را شروع کنید. اما این موضوع در مورد شرکت‌های نوپا متفاوت است و لازم است که افراد با اصول علمی آن حوزه آشنا شوند. حال ممکن است در این بین یک اختراع علمی بزرگ به محصول تبدیل شود یا تغییری در یک محصول ساده به وجود آمده و به عنوان یک محصول جدید به فروش برسد.

استارتاپ ها رشد مرحله‌ای دارند

این واقعیت وجود دارد که هرگونه کسب و کاری، باید روند رشد خود را به صورت مرحله‌ای و پلکانی طی کند. اما تفاوتی که بین کسب و کارهای قدیمی و استارتاپ ها وجود دارد این است که در حوزه استارت آپ، باید هر مرحله از انجام کار مورد آنالیز قرار گیرد و پس از تکمیل آن مرحله، وارد مرحله دیگر شد. یک کسب و کار قدیمی را در نظر بگیرید که در قالب فروش محصول فعالیت می‌کند. راه اندازی این کسب و کار نیاز به طی چندین مرحله ندارد و با سرمایه گذاری می‌توان بلافاصله وارد این حوزه شد. اما این وضعیت در استارتاپ ها متفاوت است و شامل چند مرحله می‌شود که در ادامه بیشتر با آن خواهیم پرداخت.

استارتاپ ها رشد مرحله‌ای دارند

مراحل راه اندازی یک استارت آپ

در بند قبل اشاره کردیم که رشد مرحله‌ای و انجام گام به گام از مهمترین ویژگی استارتاپ ها به شمار می‌رود. در برخی از این مراحل تنها کارهای علمی و تئوریک انجام می‌گیرد و در برخی موارد لازم است که کارهای علمی و عملی انجام شود. به طور کلی مراحل راه اندازی یک استارتاپ شامل موارد زیر می‌شود:

ایده پردازی

همانطور که رسیدن به یک اختراع از یک مشکل شروع می‌شود، رسیدن به یک استارت آپ از یک ایده آغاز می‌شود. ایده، شروع مسیر بلند و طولانی یک استارتاپ است. هرچه این ایده پخته‌تر و کامل‌تر باشد، رسیدن به اهداف اولیه و نهایی آسان‌تر بوده و می‌توان درک درستی از مسیر کلی داشت. پس کسی که به دنبال راه اندازی یک شرکت نوپا است، ابتدا باید یک ایده پخته و واضح داشته باشد.

تحقیق و مشخص کردن مسیر کار

فرض می‌گیریم که ما به دنبال راه اندازی یک شرکت هستیم و به ایده مناسب در این زمینه رسیده‌ایم. اینجاست که باید گام دوم را برداریم و مشخص کنیم که این مسیر ما را به کجا می‌رساند. طبیعتاً اگر ایده ما مربوط به حوزه ای باشد که قبلاً اشباع شده و قرار باشد ما همان مسیر افراد قبلی را طی کنیم، بدون شک به شکست خواهد انجامید یا نتیجه نخواهد داد. پس گام دوم، انجام تحقیق و مطالعه در مورد ایده موردنظر و نحوه انجام آن است تا در جریان آن مسیر کار و رسیدن به هدف مشخص شود

مراحل راه اندازی یک استارت آپ

تهیه نمونه اولیه

اگر دو مرحله قبل را طی کرده باشیم، الان ما می دانیم که محصول ما چه چیزی خواهد بود و قرار است که ما را به کجا برساند. حتی اگر قرار است یک محصول تولید شود، در این برنامه کاری امکان تولید نمونه اولیه از محصول وجود دارد. این محصول می‌تواند یک نرم افزار کامپیوتر یا گوشی همراه باشد یا حتی یک ابزار سرگرمی برای کودکان. در هر صورت، در این مرحله باید یک نمونه اولیه از محصول یا خدمات با کیفیت مورد انتظار آماده شود.

بررسی نمونه اولیه و رفع ایرادات احتمالی

اگرچه ما تولید کننده یک محصول یا خدمات هستیم و بیشتر این شناخت را نسبت به آن داریم، اما باید بپذیریم که مصرف کننده نهایی ما نیستیم و نظر ما تنها یک نظر محسوب می‌شود. برای قضاوت در مورد یک محصول، افراد زیادی باید نظر دهند و نظر آنها بررسی شود. برای این کار، چند نمونه اولیه از محصول را در اختیار چند فرد آشنا قرار دهید و بازخورد آنها را بگیرید. در صورت وجود ایراد، نسبت به رفع آنها اقدام کنید و محصول خود را با توجه به آن برای عرضه به بازار آماده سازی کنید.

تولید انبوه در فاز اولیه و در تعداد کم

الان در حال حاضر شما یک محصول دارید که تا حدود زیادی مشکلات و ایرادات مربوط به آن را رد کرده‌اید و می‌توانید در قالب یک محصول به بازار عرضه کنید. در اینجا نباید جوگیر شوید. گام بعدی شما باید کوچکتر برداشته شود و تولید انبوه خود را در یک فاز کوچکتر انجام دهید. سعی کنید با توجه به حجم کارگاه خود، تعدادی از محصولات را تولید کنید و در اختیار مشتریان قرار دهید. گرفتن نظر و بازخورد آنها کمک می‌کند که وضعیت محصول را بهبود ببخشید و به سراغ فاز بعدی بروید.

تولید انبوه در فاز ثانویه

در این مرحله شما بازخورد مناسبی از نمونه اولیه و از فاز اولیه تولید خود دریافت کرده‌اید و می‌توانید با توجه به آن تغییراتی در محصول خود به وجود بیاورید. اینجاست که باید به سراغ تولید انبوه در فاز ثانویه بروید و می‌توانید مشتری برای تولید انبوه خود جمع کنید. در اینجا باید نهایت تلاش خود را به کار گیرید که خطاهای تولید و اشکالات محصولات را برطرف کنید و بالاترین کیفیت او را به بازار بفرستید.

تبلیغات و فروش

آخرین مرحله در هر نوع کسب و کار، تبلیغات و فروش برای محصول است که این وضعیت برای استارتاپ ها نیز وجود دارد. در این مرحله باید از شیوه‌های مختلف مانند تبلیغات اینترنتی و تبلیغات محیطی برای پیدا کردن مشتری استفاده کنید و راهکارهای مختلف را امتحان کنید. اگر در این مرحله موفق باشید و آمار مناسبی در فروش محصولات خود ثبت کنید، مطمئناً برای تبدیل شدن به یک شرکت بزرگ و ماندگار قدم مهمی برداشته‌اید.

چرا برخی از استارتاپ ها دچار شکست می‌شوند؟

افراد و گروههای زیادی در مسئله موفقیت وشکست استارتاپ ها دخالت دارند که برخی از آنها به صورت مستقیم و برخی نیز به صورت غیر مستقیم هستند. هر گروهی شامل یک لیدر یا رهبر می‌شود که نقش هر کدام از آنها در موفقیت یا شکست شرکت چشمگیر است. با توجه به سابقه‌ای که در این زمینه داشته‌ایم، موارد زیر را به عنوان اصلی‌ترین عوامل شکست استارتاپ ها در نظر می‌گیریم:

 عدم شناخت کافی از قابلیتهای محصول و استقبال بازار نسبت به آن

در موارد قبل به این نکته اشاره کردیم که اطلاع از قابلیت‌های محصول و شناخت بازار باید در همان گام‌های اولیه راه اندازی استارتاپ انجام گیرد تا مسیر موفقیت به طور کامل مشخص باشد. در یک طرح کسب و کار، علاوه بر اینکه به اطلاعاتی مانند وضعیت فروش و قابلیتهای محصول پرداخته می‌شود، وضعیت رقبا و تمایل بازار به محصول نیز بررسی می‌شود. بنابراین، در موفقیت یک استارت آپ بدون شک قابلیت‌های محصول و استقبال بازار نقش دارند.

چرا برخی از استارتاپ ها دچار شکست می‌شوند؟

 نداشتن برنامه ریزی مشخص و واضح برای بازاریابی و فروش محصول

به همان اندازه که تولید یک محصول با کیفیت و رقابت پذیر در بازار اهمیت دارند، توجه به نیاز مشتریان و روشهای فروش محصول نیز مهم است. یک استارت آپ موفق باید در کنار تولید با کیفیت و انبوه، فروش زیاد و پر سود داشته باشد. هرگونه کوتاهی در این مراحل می‌تواند در مسیر شرکت را به سمت شکست و از بین رفتن سرمایه تغییر دهد.

عدم توانایی مدیر گروه یا تیم در انجام وظایف خود

همانطور که یک کشتی دارای سکان هدایت، کاپیتان و خدمه است، استارتاپ نیز دارای همین قسمت‌هاست و هر کدام از آنها در رسیدن به موفقیت آن نقش دارند. کوتاهی هرکدام از این قسمت‌ها بدون شک مسیر موفقیت آنها را مسدود می‌کند. این در حالی است که اگر مدیر گروه توانایی کنترل افراد را داشته باشد و اعضای تیم نیز بتوانند وظایف خود را به بهترین شکل ممکن انجام دهند، شانس موفقیت استارت آپ افزایش می‌یابد.

شانس موفقیت استارت آپ ها

نداشتن زمان بندی مشخص برای انجام کار

زمانبندی در انجام هر کاری مهم است و برای کارهای دست جمعی این موضوع اهمیت بیشتری دارد. هرگونه بی انضباطی در زمان انجام کار ممکن است روال کار را تحت تأثیر قرار دهد. کار کردن در برخی از روزها به مدت ۱۴ ساعت و کاهش ساعت کاری به یک یا دو ساعت در برخی روزها نه تنها نتیجه مثبت ندارد، بلکه امکان شکست پروژه را نیز افزایش می‌دهد.

با توجه به مواردی که گفته شد، یک استارتاپ موفق می‌تواند یک محصول یا خدمات را از تولید تا فروش دنبال کرده و از آن یک کسب و کار پایدار ایجاد کند. در این مطلب سعی کردیم که موارد مختلف را مورد بررسی قرار دهیم، اما اگر ابهامی باقی مانده است، با کارشناسان ما در میان بگذارید.

سرمایه گذاری در کسب و کار | تعریف و راهکارها

با یک بررسی ساده متوجه می‌شوید که کسب و کارهای جدید در ایران بسیار زیاد هستند و ایده‌های سرمایه گذاری کوچکی به وجود می‌آورد که فرصت خوبی برای سرمایه گذاری در کسب و کار محسوب می‌شوند. گاهی سرمایه گذاری در ایده‌های کسب و کار کوچک به حدی می‌تواند سودآور و مناسب باشد که سرمایه گذاری در سایر حوزه‌ها به اندازه آن مناسب نباشد. در برخی از کشورها سرمایه گذاری کوچک و پرسود به عنوان اصلی‌ترین بخش فعالیت سرمایه گذارها شناخته می‌شود و از آن برای فرصتی در معرفی کسب و کار کوچک بهره می‌برند.

اهمیت سرمایه گذاری در کسب و کار و تأثیر آن بر فعالیت یک ایده، ما را بر آن داشت که به بررسی این موضوع بپردازیم و آنها را در دسته‌های مختلف قرار دهیم تا بحث ما کامل‌تر و جامع‌تر باشد. پس با ما همراه باشید.

اهمیت سرمایه گذاری در کسب و کار

هدف ما از نوشتن مطالب مختلف در این وب سایت، توجه به سرمایه گذاری در کسب و کار و معرفی برخی از اصطلاحات و قوانین مربوط به آن‌هاست که احتمالاً در منابع نوشتاری مانند کتاب‌ها نمی‌توانید آنها را پیدا کنید. در واقع مطالب ما عمدتاً تجربه‌های شخصی هستند که در بازار سرمایه به دست آمده‌اند. پس بهتر است از تعریف کتابی برای معرفی اهمیت سرمایه گذاری در کسب و کار چشم‌پوشی کنیم و آن را به مانند خون در کالبد بی جان صنعت و کار در نظر بگیریم.

این یک حقیقت است که حوزه کسب و کار و صنعت بدون سرمایه هیچ حرکتی نخواهد داشت و مطمئناً صرف کردن هزینه است که به کسب درآمد منجر می‌شود. با این وجود تفاسیر مختلفی در مورد اهمیت سرمایه گذاری وجود دارد که برخی آن را روح کسب و کار و برخی آن را خون در کالبد کسب و کار معرفی می‌کنند. در هر صورت وجود سرمایه برای کسب و کار و کسب درآمد حیاتی است و چه بسا بسیاری از ایده‌های کسب و کار کوچک به دلیل نداشتن سرمایه کافی از بین رفته‌اند. پس قبل از هر چیزی باید بدانیم که سرمایه‌گذاری در کسب و کار در چه قالب‌هایی انجام می‌گیرد؟

انواع سرمایه گذاری در کسب و کار

برای بسیاری از افراد عادی جامعه، سرمایه گذاری یعنی دادن پول به یک گروه فعال برای تولید یک محصول خاص و فروش آن و درنهایت بازگرداندن سرمایه. اما این تعریف بسیار کلی و ناقص است و شاید به دلیل عدم شناخت افراد از مسئله سرمایه گذاری باشد. به منظور آشنایی بهتر شما با این موضوع، سرمایه گذاری در کسب و کار را به چهار گروه کلی تقسیم بندی می‌کنیم:

سرمایه گذاری مشارکتی

این مدل از سرمایه گذاری برای ایده‌های کسب و کار خانگی و ایده‌های کسب و کار کوچک مناسب است. در این حالت، افراد یک خانواده یا افراد یک تیم با هم تصمیم به تأمین سرمایه یک کسب و کار می‌گیرند. در واقع همه آنها به عنوان سرمایه‌گذار شناخته می‌شوند و همه آنها به عنوان کارمند و کارگر و رئیس. فرض کنید که شما می‌خواهید یک کارگاه تولید کفش در بخشی از منزل خود راه اندازی کنید و تمامی اعضای خانواده در این سرمایه‌گذاری و تولید مشارکت می‌کند.

سرمایه گذاری انحصاری

این شیوه از سرمایه گذاری در کسب و کار را باید به عنوان تلخ‌ترین نوع سرمایه‌گذاری معرفی کنیم که متاسفانه اکثر مخترعین و افراد ایده پرداز در این حوزه درگیر می‌شوند. شیوه این نوع سرمایه گذاری بدین صورت است که شما یک محصول یا یک کالای جدید تولید می‌کنید و تمامی امتیاز آن را به یک شخص سرمایه‌گذار واگذار می‌کنید. اگرچه در این شیوه شما تولید کننده و مخترع هستید، اما این حقیقت تلخ وجود دارد که سود اصلی به سرمایه گذار می‌رسد و انحصار کالا یا خدمات در اختیار آنهاست.

سرمایه گذاری درصدی

این مورد را می‌توانیم حالت مهربانانه طرح سرمایه گذاری انحصاری در نظر بگیریم که سرمایه گذار صاحب چند درصد از درآمد کسب و کار می‌شود. اگرچه در این حالت نیز سرمایه گذار بخشی از درآمد کسب و کار را به خود اختصاص می‌دهند، اما نسبت به سرمایه‌گذاری انحصاری بهتر است و بیشتر مخترعین این گزینه را ترجیح می‌دهند.

سرمایه گذاری حمایتی

اگر این شیوه را شیرین‌ترین نوع سرمایه گذاری در کسب و کار معرفی کنیم، اشتباه نکرده‌ایم و بیشتر افراد تولید کننده به دنبال چنین سرمایه گذاری هستند. در این حالت، سرمایه گذار متعهد می‌شود که تمامی یا بخشی از هزینه‌های تولید کننده را پرداخته و در ازای آن سود پول خود را به صورت قانونی دریافت می‌کنند. معمولاً بانک‌ها، نهادهایی مانند پارک علم و فناوری و برخی از شتاب دهنده‌ها به این شیوه سرمایه گذاری می‌کنند و همه تولیدکنندگان به دنبال چنین گزینه‌ای هستند. اما حیف که  خیلی کم است!

انواع سرمایه گذاری از نظر نوع کسب و کار

در بند قبل انواع سرمایه گذاری در کسب و کار را با توجه به نوع مشارکت و حمایت آنها از تولید کننده معرفی کردیم. اما شاید از نظر شما جالب به نظر برسد که دسته بندی سرمایه گذاری‌ها را با توجه به نوع کسب و کار انجام دهیم. یعنی مشخص کنیم که کسب و کار به چه صورت است و نقش سرمایه گذار در فعالیت آنها به چه شکل است:

سرمایه گذاری در کسب و کارهای کوچک

امروزه با توجه به وضعیت اقتصادی و پیشرفت تکنولوژی، باید بپذیریم که مشاغل دولتی طرفداران چندانی ندارند یا حتی برای افراد جویای کار، فرصتی وجود ندارد! اینجاست که همه آنها به دنبال راه اندازی کسب و کارهای کوچک و بهره بردن از ایده‌های کسب و کار خانگی هستند. برای برخی از این افراد، پیدا کردن سرمایه گذار بسیار سخت است و باید دنبال گزینه مناسبی گردد. برخی از افراد سرمایه‌گذار ترجیح می‌دهند که به سراغ کسب و کارهای کوچک پرسود بروند و سرمایه گذاری آنها در این دسته قرار می‌گیرد.

سرمایه گذاری در کسب و کارهای نوپا

قضیه کسب و کارهای نوپا با کسب و کارهای خانگی و کوچک متفاوت است و بیشتر این مشاغل جدید و پیشرفته هستند. مثلاً ممکن است یک نفر اپلیکیشن گوشی همراه تولید کند و یک نفر دیگر در زمینه اختراع یک محصول خاص فعالیت داشته باشد. کسب و کارهای نوپا و یا همان استارت آپ ها، صرفاً شامل تولید یک محصول جدید نمی‌شوند و در برخی موارد بهبود وضعیت کالای قبلی نیز می‌تواند منبع کسب درآمد باشد. این شیوه از سرمایه گذاری از لحاظ درآمد بسیار مناسب بوده و معمولاً هزینه آنها نیز بسیار کم است.

سرمایه گذاری در کسب و کار اینترنتی

اگر از شما بخواهند که راه‌های کسب درآمد از اینترنت را معرفی کنید و چند نوع کسب و کار اینترنتی را ذکر کنید، شاید بیش از ۵۰ مورد کار اینترنتی پیدا شود که به راحتی می‌توان از آنها به کسب درآمد پرداخت. اما برخی از این مشاغل به سرمایه اولیه نیاز دارند که عمدتاً در رده همان کسب و کارهای نوپا و استارتاپ ها قرار می‌گیرند. بزرگ‌ترین مزیت سرمایه گذاری در کسب و کار اینترنتی، پایین بودن هزینه آنها و زودبازده بودن کسب و کار است.

چند نکته کلیدی برای موفقیت در سرمایه گذاری

تا اینجای کار تلاش کردیم که انواع سرمایه گذاری در کسب و کار را معرفی کنیم و ببینیم که هر کدام از آنها در چه حوزه‌ای فعالیت دارند. اما احتمال می‌رود که شما به عنوان یک سرمایه گذار به این مطلب مراجعه کرده باشید و برای شما جذاب باشد که چند نکته کلیدی برای موفقیت در سرمایه‌گذاری مطالعه کنید و از آنها در مسیر خود استفاده کنید. با توجه به سابقه‌ای که در حوزه سرمایه گذاری داشته‌ایم، رعایت ۵ نکته زیر برای شما حیاتی است:

نکته ۱: شناخت کامل بازار سرمایه و کالا

این هنر سرمایه گذار است که بازار سرمایه را بطور کامل شناسایی کرده و از کالای تحت حمایت خود شناخت کافی داشته باشد. احتمالاً در طول سال چندین ایده کسب و کار کوچک به شما پیشنهاد می‌شود که در آن‌ها سرمایه‌گذاری کنید. پس اولین کاری که می‌کنید به مطالعه بازار می‌پردازید و ببینید که عکس العمل افراد جامعه نسبت به محصول مورد نظر به چه شکل است. گاهی ممکن است نیاز داشته باشید که وضعیت بازار را با کمک یک نظرسنجی بررسی کنید. مطمئناً نتایج این اطلاعات می‌تواند به شما در سرمایه گذاری کمک کند.

نکته ۲: توجه به زمان مناسب در سرمایه گذاری

یک اشتباه بزرگ در دنیای سرمایه‌گذاری وجود دارد که معمولاً در بین ایرانی ها نیز بسیار شایع است. عدم توجه به زمان مناسب برای سرمایه گذاری در کسب و کار می‌تواند درآمد کلی ما را تحت تأثیر قرار دهد. مثلاً می‌بینیم که بسیاری از افراد دریافتی بازنشستگی خود را به عنوان سرمایه استفاده می‌کنند. این در حالی است که همین افراد می‌توانند در سال‌های ابتدایی با کمی پس انداز سرمایه گذاری خود را با هزینه و پول کمتر انجام دهند و در نهایت در زمان بازنشستگی را تقویت کنند.

نکته ۳: انتخاب نوع سرمایه گذاری با توجه به خصوصیات شخصی و شغلی

مهم‌ترین موضوع برای سرمایه گذاری، انتخاب نوع سرمایه گذاری با توجه به خصوصیات شخصی و شغلی است. طبیعتاً اگر شما با اینترنت و کسب و کار اینترنتی آشنایی نداشته باشید، نمی‌توانید در این زمینه یک سرمایه گذار موفق باشید. همین وضعیت در حالت برعکس و برای مواردی مانند ساخت و ساز و ایده سرمایه گذاری کوچک نیز وجود دارد. پس اگر به شما پیشنهاد سرمایه گذاری در یک شغل شده است، سعی کنید بیشتر به شناخت خود از آن کسب و کار توجه کنید و انتخاب خود را با توجه به این فاکتور انجام دهید.

نکته ۴: ریسک پذیری آره؛ ولی نه همیشه

احتمالاً در طول روز یا در طول فعالیت خود با افرادی مواجه می‌شوید که با یک ریسک بزرگ توانسته اند به یک سرمایه بزرگ دست یابند. اما باید بپذیریم که ریسک پذیری یک ویژگی بسیار خطرناک است و مانند حرکت بر روی لبه یک چاقو است. شاید در برخی موارد ریسک‌پذیری جواب دهد، اما این موضوع هیچ وقت همیشگی نیست و می‌تواند تبعات خطرناکی برای سرمایه شما داشته باشد. پس به طور کامل ترسو نباشید و سعی کنید ریسک پذیری را با توجه به شرایط سرمایه گذاری انتخاب کنید.

نکته ۵: سرمایه گذاری در کسب و کار فقط هزینه کردن نیست

به عنوان یک سرمایه گذار این حقیقت را بپذیرید که سرمایه گذاری فقط هزینه کردن و اختصاص پول برای تولید نیست. گاهی می‌بینیم که تولید یک محصول و رسیدن به کسب درآمد نیاز به بررسی‌های مانند قوانین مالیاتی و قوانین تولید دارد و لازم است که مجوز لازم برای آنها گرفته شود. تمامی این موارد در کنار یکدیگر باعث ایجاد هزینه برای شما و سرمایه گذاری شما می‌شود و به طور کلی در روند کسب درآمد شما را تحت تأثیر قرار می‌دهد. پس اگر تصمیم گرفته‌اید که وارد یک مسیر خاص شوید و از این طریق به کسب درآمد بپردازید، باید قابلیت آنالیز کسب و کارهای مختلف را داشته باشید و ببینید که در کدام بخش از آنها هزینه بیشتری صورت می‌گیرد.

موفقیت در سرمایه گذاری در کسب و کار و یا پیدا کردن یک سرمایه گذار مناسب برای ایده‌های کوچک یا بزرگ، گام مهمی از فرایند تولید و کسب درآمد است که باید با دقت بالا و با حساسیت برداشته شود. توصیه ما این است که هیچ وقت در این مسیر عجله نکنید و به دنبال گزینه‌هایی بروید که بهترین شانس برای شما باشند.

کلید واژه کانونی: سرمایه گذاری در کسب و کار

متا دیسکریپشن: برای کسانی که قصد سرمایه گذاری در کسب و کار را دارند و به دنبال یک سرمایه گذار برای ایده‌های کسب و کار خود هستند، در این مطلب به اطلاعات مفید و کامل اشاره کرده‌ایم.

 

آشنایی با انواع تولیدی

با گردش در سطح بازار و مشاهده محصولات مختلف، متوجه حضور انواع تولیدی در سطح کشور می‌شوید که برخی از آنها به تولید محصول در اندازه محدود و برخی نیز به تولید محصول انبوه فعالیت دارند. میزان حجم تولید در این شرکت‌ها با میزان سرمایه اولیه آنها و همچنین تعداد نیروی انسانی استخدام شده در هر کدام از این کارگاه‌ها بستگی دارد. البته برای دسته بندی انواع تولیدی از معیارهای مختلفی استفاده می‌شود که سه مورد شناخته شده آنها به صورت زیر هستند:

  • حجم کارگاه
  • میزان سرمایه گذاری
  • حوزه فعالیت

هر کدام از این سه مورد این نشان می‌دهد که کارگاه تولیدی مورد نظر ما به چه شکلی فعالیت می‌کند و فرآیند تولید آن چه تأثیری بر بازار دارد. به عنوان مثال برخی از این کارگاه‌ها زود بازده بوده و برخی از آنها نیاز به زمان بیشتری برای بازدهی دارند. پس اجازه دهید که چند معیار برای دسته بندی انواع تولیدی معرفی کنیم و سپس نمونه‌های مختلفی از آن‌ها را ذکر کنیم.

معیار دسته بندی انواع تولیدی

اولین چیزی که در رابطه با انواع تولیدی وجود دارد این است که با توجه به چه معیارهایی دسته بندی می‌شوند؟ آیا می‌توان همه آنها را در یک ترازو و معیار یکسان قرار داد؟ آیا تفاوتی بین کارگاه تولیدی کوچک با سرمایه کم با کارگاه‌های تولیدی زود بازده وجود دارد؟ آیا می‌توان هر کدام از کسب و کارهای جدید و پرسود را به عنوان یک نوع تولیدی در نظر گرفت؟

هر کدام از این سؤالات به نوعی یک معیار برای دسته بندی انواع تولیدی در نظر گرفته می‌شود. هر کدام از این سؤالات باعث می‌شوند که ذهن ما به سمت حوزه‌های مختلف حرکت کند تا بتوانیم دسته‌بندی‌های مختلفی را داشته باشیم. یکی از معیارهای مهم، حجم کار و اندازه کارگاه است. در واقع شرکت‌هایی که از کارگاه‌های بزرگ استفاده می‌کنند، معمولاً میزان تولید بالاتری دارند و سوددهی آنها نسبت به کسب و کارهای کوچک بیشتر است.

از دیگر معیارهایی که برای دسته بندی انواع کارگاه تولیدی می‌توان به کار برد، دسته بندی آنها با توجه به میزان سرمایه مورد نیاز کارگاه است. برخی از کارگاه‌ها بزرگ هستند و نیاز به سرمایه اولیه و سرمایه در گردش زیادی دارند. این در حالی است که برخی از کارگاه‌های تولیدی کوچک و خانگی نیاز به سرمایه اولیه چندانی ندارند و با سرعت می‌توان آنها را به سودآوری رساند.

معرفی انواع تولیدی از لحاظ حجم کار

برای معرفی انواع تولیدی از لحاظ حجم کار باید چند مورد را در نظر گرفت. مواردی مانند اندازه کارگاه، اندازه و تعداد تجهیزات تولیدی، تعداد نیروهای انسانی استخدام شده و همچنین ساعات کاری کارگاه معیار خوبی برای سنجش این کارگاه‌ها هستند. با توجه به این مورد، کارگاه‌های تولیدی را در دو دسته زیر قرار می‌دهیم:

کارگاه‌های تولیدی کوچک

در کارگاه‌های تولیدی کوچک خبری از حجم کارگاهی بزرگ نیست و معمولاً کارگاه مورد نظر با یک یا نهایتاً دو دستگاه راه اندازی می‌شود. معمولاً در این کارگاه‌ها سرمایه اولیه کمی نیاز هست و تنها در برخی موارد مانند دستگاه‌های سی ان سی، لازم است که دستگاه با هزینه هنگفت خریداری شود. کارگاه‌های تولیدی کوچک با تعداد نیروی انسانی یک تا چهار نفره راه اندازی می‌شوند و معمولاً سرمایه کار به صورت شراکتی تأمین می‌شود. کسب و کارهای خانگی نمونه‌های موفقی از انواع تولیدی کوچک هستند.

کارگاه‌های تولیدی صنعتی و بزرگ

کارگاه‌های تولیدی صنعتی و بزرگ به کسب و کارهایی گفته می‌شوند که فضای کارگاهی آنها به اندازه یک کارخانه بزرگ است و معمولاً نیروی انسانی زیادی در آن فعالیت می‌کنند. سرمایه اولیه راه اندازی چنین کارگاه‌هایی نسبتاً زیاد است و کارگاه به چند دستگاه به همراه چند اپراتور و تکنسین نیاز دارد. در این کارگاه‌ها سود اصلی تولید به صاحب شرکت می‌رسد و نیروی انسانی با توجه به موارد قانونی حقوق خود را دریافت می‌کند. کسب و کارهایی مانند تولید مواد خوراکی و کارخانه‌های تولید دستگاه‌های صنعتی و غیرصنعتی نمونه‌هایی از انواع تولیدی صنعتی و بزرگ هستند.

معرفی انواع تولیدی از لحاظ سرمایه

در بالا تلاش کردیم که انواع تولیدی را از لحاظ اندازه کارگاه به دو دسته کارگاههای کوچک و بزرگ تقسیم کنیم. اما گاهی این معیار ما برای دسته بندی کارگاه‌های تولیدی تغییر می‌کند و ما می‌توانیم از سرمایه اولیه یا سرمایه در گردش به عنوان یک معیار استفاده کنیم. با این تفاسیر، کارگاه‌های تولیدی شامل موارد زیر می‌شوند:

کارگاه تولیدی کوچک با سرمایه کم

این کارگاه‌های تولیدی بسیار سریع به فرایند تولید محصول ختم می‌شوند و می‌توانند بلافاصله نسبت به فروش محصولات خود اقدام کنند. برای راه اندازی این کارگاه‌ها نیاز به سرمایه هنگفت و سرسام آور نیست که نمونه‌های آن‌ها تولیدی‌های کوچک و پردرآمد و کارهای تولیدی سودآور هستند. در این مورد کارگاههای خانگی نیز می‌توانند در بین فهرست کارگاه تولیدی کوچک با سرمایه کم قرار گیرند.

کار تولیدی با سرمایه کم دردسر چندانی ندارد و معمولاً در جریان آن استفاده از نیروی انسانی به صورت محدود و با تعداد کم انجام می‌گیرد. کارآفرینی با سرمایه ۱۰ میلیون یکی از مواردی است احتمالاً در بررسی انواع تولیدی بارها با آن مواجه می‌شوید و نمونه‌های مختلفی از آنها در اینترنت و یا در خبرگزاری‌های مختلف معرفی شده است.

کارگاه‌های تولیدی با سرمایه کلان

این مدل از کارگاه‌های تولیدی را به وفور در حوزه صنعت و تجارت می‌توانید بیابید و نیاز به معرفی تک تک آنها نیست. این گروه از انواع تولیدی شامل شرکت‌ها و کارخانه‌های بزرگی می‌شوند که در زمینه تولید مواد خوراکی، تولید تجهیزات صنعتی، تولید ابزارهای ساختمانی، و خلاصه تولید مواد مختلف فعالیت دارد. سرمایه مورد نیاز این شرکت‌ها معمولاً از یک یا ده‌ها میلیارد تومان تجاوز می‌کند و گرداندن آنها تحت تأثیر تصمیمات دولتی یا گروه‌های هیئت مدیره است.

معرفی انواع تولیدی از لحاظ بازدهی

بازدهی می‌تواند معیار خوبی برای شناخت انواع تولیدی باشد و اگر فرد بتواند از این معیار به شکل درستی استفاده کند، راه اندازی کسب و کارهای تولیدی بسیار ساده‌تر خواهد بود. بر اساس این معیار، کسب و کارهای مختلف را به دو گروه زودبازده و دیر بازده تقسیم می‌کنیم:

کارگاه‌های تولیدی زود بازده

کارگاه‌های تولیدی زود بازده خیلی سریع‌تر به محصول می‌رسند و معمولاً تولیدی‌های پر رونق یا کار تولیدی در منزل یا کار تولیدی در خانه در این دسته قرار می‌گیرد. برای این گروه از کارگاه‌ها فرآیند فروش دردسر چندانی ندارد و معمولاً تعداد محصولات آنها کمتر است. این گروه از انواع تولیدی را می‌توان در بین فهرست کسب و کارهای جدید و پرسود و شغلهای زود بازده و پرسود قرارداد. با این تفاسیر تولیدی‌های زودبازده خیلی زود به محصول می‌رسند، خیلی زود محصول خود را می‌فروشند و از طرفی به سرمایه اولیه کمتری نیاز دارند.

کارگاه‌های تولیدی دیر بازده

برخلاف انواع تولیدی زود بازده، فرایند رسیدن کارگاههای تولیدی دیر بازده به درآمد و فروش کافی با تأخیر انجام می‌گیرد و معمولاً شامل طی کردن چند مرحله مختلف از جمله تبلیغات است. در این شرکتها به تجهیزات و مواد اولیه متعددی برای رسیدن به محصول نیاز هست و معمولاً تنوع محصولات آنها بسیار بالاست. بنابراین شرکت‌های تولیدی به استخدام بازاریاب و ویزیتور نیاز خواهند داشت تا بتوانند محصولات خود را در معرض دید مشتریان قرار دهند. همچنین در این شرکت‌ها لازم است که برخی قوانین مانند استانداردهای ملی و بین المللی رعایت شود که در کل فروش محصول را با تأخیر انجام می‌دهد و تحت عنوان کارگاه تولیدی دیربازده شناخته می‌شوند.

معرفی انواع تولیدی از لحاظ حوزه فعالیت

آخرین معیاری که برای بسته بندی انواع تولیدی مورد استفاده قرار می‌گیرد، حوزه فعالیت آنهاست. در واقع این حوزه‌ها نشان می‌دهند که کارگاه مورد نظر تا چه اندازه ظرفیت دارد و به چه شکلی می‌تواند در بازار فعالیت کند. برای این مورد، چهار گروه زیر را در نظر گرفته‌ایم:

  • کسب و کار کوچک خانگی: این دسته از کسب و کارها با سرمایه کم و به صورت شراکتی در یک محیط خانگی و کارگاهی کوچک راه اندازی می‌شوند و سرمایه آنها بسیار کم است. تنوع محصول در این کسب و کارها پایین بود و برای فروش آنها سختی چندانی وجود ندارد. تولید کادوهای دستی و کوچک، استفاده از دستگاه سی ان سی خانگی و سی ان سی رومیزی برای تولید کاردستی، استفاده از دستگاه پخت نان برای نان پزی نمونه‌هایی از کسب و کارهای کوچک خانگی هستند.
  • کسب و کارهای تجاری و صنعتی: شامل کارگاه‌ها و کارخانه‌های بزرگ می‌شوند که در زمینه تولید چند محصول فعالیت می‌کنند و محیط کارگاهی آنها بسیار بزرگ است. در این تولیدی‌ها از نیروی انسانی زیادی استفاده می‌شود و معمولاً سرمایه اولیه و سرمایه در گردش آنها زیاد است. شرکت‌های تولید کننده ماشین آلات صنعتی، قطعات خودرو، شرکت‌های تولید مواد غذایی، شرکت‌های تولید کننده مصالح ساختمانی و کارخانجات در این دسته قرار می‌گیرند و تنوع آنها نسبت به سایر انواع تولیدی بیشتر است.
  • کسب و کارهای کشاورزی: شامل انواع تولیدی فعال در حوزه کشاورزی و محصولات خوراکی تولید شده با مواد کشاورزی می‌شوند. در این فهرست حتی می‌توان مشاغل زود بازده کشاورزی را نیز قرار داد که در ابعاد کوچک فعالیت می‌کنند و به سرعت محصولات خود را می‌فروشند. در واقع کسب و کارهای کشاورزی ممکن است به تولید یک یا چند محصول جدید فعالیت داشته باشند یا سعی کنند به تولید فراورده‌های غذایی از محصولات کشاورزی بپردازند. به عنوان مثال شرکت‌های تولید کننده کنسروها و کمپوت مواد غذایی و نمونه‌های مختلفی از انواع تولیدی فعال در حوزه کشاورزی هستند.
  • کسب و کارهای اینترنتی و نرم افزاری: شاید قرار دادن این نوع کسب و کارها در بین انواع تولیدی چندان مورد پسند شما نباشد، اما باید بپذیریم که امروزه حوزه تولید نرم افزار و تولید بازی به عنوان یک صنعت تولیدی شناخته می‌شود و دارای یک کسب و کار مستقل و معتبر است. خوشبختانه امروزه کسب و کارهای اینترنتی در ایران بسیار زیاد هستند و نمونه‌های مختلفی از محصولات تولیدی آنها در کشورهای خارجی به فروش می‌رسد. پس نتیجه می‌گیریم که تولید محصول فقط شامل تجهیزات یا مواد غذایی نمی‌شود و حتی حوزه نرم‌افزاری و بازی نیز می‌تواند به عنوان یک تولیدی در بازار حضور داشته باشد.

آشنایی شما با انواع تولیدی می‌تواند کمک کند که درک بهتری از وضعیت بازار داشته باشید و با اطلاعات کامل وارد حوزه کسب و کار شوید. اگر به اطلاعات بیشتری در این زمینه نیاز دارید، با ما در تماس باشید.

کلید واژه کانونی: انواع تولیدی

 

ویژگی‌های کسب و کار مختلف و توصیف آنها

احتمالاً کم و بیش با برخی نمونه‌ها مواجه شده‌اید که به معرفی ویژگی‌های کسب و کار مختلف پرداخته‌اند و اغلب برای هر کدام از این خصوصیات توجیحات مختلفی ذکر کرده‌اند. جالب است بدانید که برخی از این اطلاعات هیچ گونه مبانی علمی خاصی ندارند و بیشتر با توجه به تجربه فرد نویسنده ذکر شده‌اند. ویژگی به قابلیت‌ها و خصوصیاتی گفته می‌شود که می‌توان به کمک آن بحث مورد نظر را مورد قضاوت قرار داد. بنابراین در مورد ویژگی‌های کسب و کار می‌توان به اطلاعات و مبانی خاصی اشاره کرد که برخی از آنها عمومی و برخی نیز تخصصی هستند.

برای آشنایی بیشتر شما با این موضوع، ابتدا به معرفی چند مورد از ویژگی‌های کسب و کار خواهیم پرداخت و در ادامه ویژگی چند مورد از کسب و کارهای مختلف به صورت مجازی و واقعی را مورد بحث قرار می‌دهیم.

 

ویژگی‌های کسب و کار شامل چه مواردی می‌شود؟

ویژگی‌های کسب و کار به فاکتورها و معیارهای گفته می‌شود که با کمک آن می‌توان به یک کسب و کار را مورد قضاوت قرار داد و در مورد آن با توجه به اصول استاندارد اظهار نظر کرد. پس ممکن است یک کسب و کار از جنبه موفقیت مورد بررسی قرار گیرد یا حتی نقش آن بر اجتماع و افراد مختلف به عنوان ویژگی مورد بررسی قرار گیرد. به طور کلی، اصلی‌ترین ویژگی‌های کسب و کار را می‌توان به چهار حوزه زیر تقسیم بندی کرد:

  • موفقیت یا عدم موفقیت: این به عنوان مهمترین و اصلی‌ترین معیار قضاوت در مورد یک کسب و کار در نظر گرفته می‌شود. در واقع اگر یک کسب و کار نتواند به هدف گذاری اولیه خود برسد یا نسبت به انتظار سطح جامعه پایین‌تر باشند، برچسب عدم موفقیت به آن می‌چسبد. این وضعیت در حالت عکس نیز اتفاق می‌افتد و می‌تواند یکی از ویژگیهای کسب و کار موفق باشد. پس می‌توانیم موفقیت یا عدم موفقیت را به عنوان یک ویژگی در نظر بگیریم.

می‌توانیم موفقیت یا عدم موفقیت را به عنوان یک ویژگی در نظر بگیریم

  • نقاط ضعف و نقاط قوت: وقتی که در مورد یک کسب و کار یا در مورد یک حرفه بحث می‌کنیم، توانایی آن برای غلبه بر چالش‌ها و مشکلات اطراف به عنوان نقاط قوت و عدم توانایی آن برای عکس العمل در برابر موارد مختلف را به عنوان نقاط ضعف در نظر می‌گیریم. پس وقتی که قصد قضاوت و داوری در مورد یک حرفه‌ای خاص را داریم، از نقاط ضعف و نقاط قوت آن به عنوان ویژگی‌های کسب و کار استفاده می‌کنیم.

 

  • نقش اجتماعی یا نقش تجاری: یکی دیگر از معیارهایی که به ما در مورد قضاوت در مورد یک شغل کمک می‌کند، نقش آن حرفه در شرایط مختلف است. مثلاً می‌بینیم که برخی از مشاغل به حوزه اجتماعی و روانشناسی می‌پردازند و جوانب انسانی برای آنها اهمیت ویژه‌ای دارد. در طرف مقابل کسب و کارهای تجاری هستند که در آنها مسئله سود و به دست آوردن پول از اهمیت بیشتری برخوردار است. هر کدام از این فاکتورها را می‌توان به عنوان یکی از ویژگی‌های کسب و کار در نظر گرفت.

ویژگی کسب و کار خدماتی

  • تولیدی یا خدماتی: از دیگر فاکتورهای مهمی که می‌تواند به عنوان معیار قضاوت در مورد یک کسب و کار در نظر گرفته شود و ما آن را در گروه ویژگی‌های کسب و کار قرار می‌دهیم، دسته بندی مشاغل به گروه تولیدی و خدماتی است. مشاغل تولیدی نیاز به سرمایه اولیه نسبتاً زیادی برای خرید مواد اولیه و تجهیزات مورد نیاز دارند، در حالیکه مشاغل خدماتی با سرمایه کمتری راه اندازی می‌شوند و بیشتر متکی به توانایی نیروهای انسانی هستند.

۴ ویژگی مهم کسب و کار موفق

تا اینجا مشخص شد که ما از چه معیارهایی به عنوان ویژگی‌های کسب و کار یاد می‌کنیم. اما گاهی معیار قضاوت ما بر اساس موفقیت یا عدم موفقیت یک کسب و کار انجام می‌گیرد و ما برای رسیدن به این مشاغل به عنوان الگو، لازم است که ویژگی‌ها و مشخصات آن‌ها را داشته باشیم. چهار مورد از ویژگی‌های بسیار مهم کسب و کارهای موفق به شکل زیر هستند:

  • مطابق با طرح کسب و کار و برنامه حرکت می‌کند: اولین چیزی که در مورد یک کسب و کار موفق انتظار می‌رود این است که با توجه به بیزینس پلن و طرح کسب و کار اولیه خود حرکت کند. حتماً با طرح کسب و کار آشنا هستید و اگر در این مورد ضعف دارید، سایر مطالب ما را مطالعه کنید. در هر صورت، دارندگان کسب و کارهای موفق و مدیران در نوشتن طرح کسب و کار تبحر بالایی دارند و کسب و کارهای موفق با توجه به این برنامه‌ریزی حرکت می‌کنند.

ویژگی کسب و کار موفق

  • از نیروی انسانی مطابق با نیاز خود بهره می‌برد: باید بپذیریم که موفقیت یک کسب و کار با توانایی و قابلیت‌های نیروی انسانی گره خورده است. در حقیقت یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های کسب و کار موفق، به کارگیری نیروهای انسانی زبده و آموزش دیده با توجه به نیاز حرفه است. افراد ممکن است در حوزه‌های مختلفی آموزش دیده باشند و به همین دلیل انتخاب فرد حرفه‌ای با توجه به حوزه فعالیت در هر کسب و کاری مهم و حیاتی است.

 

  • میزان درآمد، سود و زیان مشخص دارد: بدون شک به هیچ کسب و کاری نمی‌توان برچسب موفقیت زد، مگر اینکه از لحاظ اقتصادی و درآمدی وضعیت کاملاً مشخص و روشنی داشته باشد. در این شرکت‌ها معمولاً میزان درآمد کاملاً مشخص بوده و برای سود و زیان آنها تعریف مشخصی وجود دارد. این وضعیت اقتصادی به مدیران شرکت‌ها اجازه می‌دهد که ایده‌های خود را بر پایه استراتژی کلی کسب و کار پیاده کنند و مسیر موفقیت را به شکل مناسبی داشته باشند.

 

  • روند کلی ثابت و روبه رشدی را طی می‌کند: داشتن نوسان و عدم طی کردن یک روند ثابت و مشخص از مهمترین ویژگیهای کسب و کار ناموفق است و معمولاً مدیران در چنین فضایی نمی‌توانند به خوبی عمل کنند. شرکت‌های موفق تلاش می‌کنند که روند شرکت به صورت ثابت و رو به رشد باشد. حتی اگر در یک برهه زمانی شرکت مورد نظر با زیان مواجه شود، باز هم مدیران روند ثابت را نسبت به نوسان ترجیح می‌دهند تا از این طریق برای مشکل مورد نظر راه حل پیدا کنند.

ویژگیهای کسب و کار اینترنتی

یکی از شیوه‌های کسب درآمد که در چند سال اخیر و با پیشرفت در حوزه تکنولوژی به بلوغ کامل رسیده است، کسب و کارهای اینترنتی هستند که او نسبت به سایر روشها راحت‌تر بوده و تنوع در آنها بسیار بالاست. البته برخی از ویژگی‌های کسب و کار اینترنتی باعث می‌شود که فعالیت در آن‌ها کمی سخت شده و نیاز به برخورداری از چند امتیاز ویژه است. در مورد ویژگی‌های این دسته از کسب و کارهای اینترنتی می‌توان به چهار مورد زیر اشاره کرد:

  • با سرمایه اولیه حداقلی انجام می‌شود: اگر بخواهیم به مهمترین ویژگی‌های کسب و کار اینترنتی اشاره کنیم، بدون شک عدم نیاز به سرمایه اولیه زیاد در اولویت قرار دارد. معمولاً کسی که به دنبال راه اندازی یک کسب و کار اینترنتی باشد، با یک سیستم کامپیوتری معمولی و یک اینترنت پرسرعت می‌تواند شیوه‌های مختلف کسب درامد را امتحان کند. در این مورد فرد نیازی به اجاره کردن فضای امکان ندارد و می‌تواند این موارد را به بعد از رونق کسب و کار خود واگذار کند.

ویژگی‌های کسب و کار اینترنتی

  • به نیروی انسانی متخصص نیاز دارد: اگرچه کسب‌وکارهای اینترنتی متفاوت هستند و روشهای کسب درآمد از اینترنت بیشتر از سطح توقع ما متنوع هستند، اما در همه آنها حداقل آشنایی با اینترنت و سیستم‌های کامپیوتری نیاز است و در برخی موارد فرد به اطلاعات حرفه‌ای و تخصصی نیاز پیدا می‌کند. بنابراین باید از نیروی متخصص در این مشاغل استفاده شود.

 

  • بیشتر درآمد آن به عنوان سود است: با توجه به اینکه کسب و کارهای اینترنتی اغلب کوچک هستند و در یک فضای غیر واقعی انجام می‌گیرند، نه به سرمایه گذاری اولیه هنگفت نیاز دارند و نه در طول فعالیت خرج آنها بالاست. پس یکی از ویژگی‌های کسب و کار اینترنتی را می‌توانیم بالا بودن درصد سود و نرخ بازگشت سرمایه دانست.

 

  • میزان درآمد تحت تأثیر توانایی نیروی انسانی و تلاش اوست: باید بپذیریم که کسب و کارهای اینترنتی تا حدود زیادی به توانایی و خلاقیت نیروی انسانی بستگی دارد و حتی در برخی موارد لازم است که فرد تلاش زیادی برای رسیدن به نتیجه انجام دهد. به عنوان مثال، در یک فروشگاه اینترنتی لازم است که در ابتدا بازدیدکننده جذب شود و سپس با تبدیل این بازدیدکننده به مشتری زمینه فروش محصول و کسب درآمد فراهم می‌شود.

ویژگی‌های کسب و کارهای تولیدی

در طرف مقابل کسب و کارهای اینترنتی، کسب و کارهای تولیدی قرار دارند که کار آنها به صورت کاملاً واقعی و در یک محیط کارگاهی انجام می‌گیرد. این تقابل باعث می‌شود که در بیشتر موارد ویژگی‌های کسب و کار تولیدی با کسب و کارهای اینترنتی متفاوت و حتی متناقض باشد. برخی از این ویژگی‌ها شامل موارد زیر می‌شوند:

  • سرمایه اولیه بالایی نیاز دارند: وقتی که شما تصمیم به تولید یک محصول مانند کفش می‌گیرید، در وهله اول باید یک محیط کارگاهی آماده کنید، چند نفر نیروی آموزشی و کارگر استخدام کنید، مواد اولیه در اختیار آنها قرار دهید و شرایط برای فروش محصول خود را فراهم کنید. کنار هم قرار گرفتن این موارد باعث می‌شود که در راه اندازی کسب و کارهای تولیدی نیاز به سرمایه اولیه بالایی داشته باشد.

 

  • به نیروی انسانی متخصص و کارگر نیاز دارند: در کسب و کار اینترنتی مشخص شد که به نیروی انسانی متخصص و آموزش دیده نیاز هست. این در حالی است که یکی از ویژگی‌های کسب و کار تولیدی بهره بردن همزمان از نیروهای متخصص و غیرمتخصص است. در این مشاغل معمولاً متخصصین وظیفه نظارت و کنترل کیفیت مواد اولیه و محصولات را بر عهده دارند و نیروهای غیر متخصص برای انجام کارهای فیزیکی و کارگری به کار گرفته می‌شوند. پس یک کارگاه تولیدی به هر دو نوع نیروی کار نیاز دارد.

ویژگی‌های کسب و کارهای تولیدی

  • بیشتر کسب درآمد و سود اهمیت دارد: یکی از مهمترین ویژگی‌های کسب و کار تولیدی، توجه به میزان کسب درآمد و سود است. در حقیقت ادامه حیات این شرکت‌ها به میزان تولید و سوددهی آنها بستگی دارد و هرچه در این مسیر موفق‌تر باشند، درآمد بیشتری نصیب آنها خواهد شد و طول عمر شرکت افزایش خواهد یافت. در این شرکتها معمولاً سطح درآمد در اولویت اول قرار دارد و تمامی نیروهای انسانی برای کسب درآمد و سود بیشتر فعالیت می‌کنند.

 

  • درآمد متغیر و حقوق نیروی کار به صورت مشخص و تعریف شده: در بحث درآمد کسب و کارهای تولیدی دو مسئله وجود دارد که یکی درآمد کلی شرکت و یکی حقوق نیروی کار به کار گرفته شده است. معمولاً درآمد این شرکت‌ها به صورت فصلی و تحت شرایط مختلف تغییر می‌کند و به هیچ وجه نمی‌توان برای آنها یک روند درآمدی ثابت در نظر گرفت. البته در مورد حقوق کارکنان قضیه فرق می‌کنند و بودجه اختصاص یافته برای آنها به صورت ثابت و مطابق با قانون کلی و کشوری است.

با توجه به مطالبی که گفته شد، ویژگی‌های کسب و کار فاکتورهای خوبی برای قضاوت در مورد آنها در اختیار ما قرار می‌دهد. این ویژگی‌ها گاهی به عنوان یک معیارهای نشان دهنده موفقیت یک شرکت در نظر گرفته می‌شوند و گاهی به کمک آن‌ها می‌توان خصوصیات و قابلیت‌های کلی کسب و کار مورد نظر را به بحث گذاشت. می‌توان همین موارد را در مورد سایر کسب و کارها مانند ویژگی‌های کسب و کار کشاورزی و کسب و کار اجتماعی نیز به کار برد. اگر به اطلاعات بیشتری نیاز دارید، با ما در تماس باشید.

 

 

اهداف کسب و کار را بیشتر بشناسید

تعاریف مختلفی از اهداف کسب و کار وجود دارد و هر کسی با توجه به تجربه خود در حوزه‌های مختلف، یک تعریف خاص و منحصر به فرد برای این موضوع ارائه داده است. البته این تفاوت در سلیقه و دیدگاه بدین معنی نیست که تعریف مشخصی برای آن نیست و کسی نمی‌تواند راجع به آن اظهار نظر کند. به طور کلی، موفقیت یک کسب و کار تا حدود زیادی به اهداف تعیین شده برای آن بستگی دارد و اگر این اهداف به شکل دقیق و صحیح انتخاب شده باشند، تیم‌های کاری و پرسنل می‌دانند که مسیر آنها به چه صورت بوده و در نهایت به کجا خواهند رسید.

درک اهداف کسب و کار نیاز به تخصص خاصی ندارد و هر کسی می‌تواند برای حوزه کاری خود اهداف خاصی در نظر بگیرد. به عنوان مثال، ممکن است که یک فرد برای رانندگی تاکسی اهدافی در نظر بگیرد که برخی از آنها شخصی و برخی از امور تجاری هستند. همین وضعیت در مورد کسب و کارهای اینترنتی نیز وجود دارد و اهداف آنها متفاوت است. برای آشنایی بیشتر با این موضوع، به طور ویژه ابتدا اهداف کسب و کار را معرفی خواهیم کرد و در ادامه مباحث مختلف آن را شرح می‌دهیم.

اهداف کسب و کار و حقایقی در مورد آن

اهداف کسب و کار چیست؟

اهداف کسب و کار به برنامه‌ها و هدف‌های کوتاه مدت و بلند مدت برای یک کسب و کار گفته می‌شود که در شروع و در میانه کار در نظر گرفته می‌شوند. این اهداف تا حدود زیادی در مسیر یک کسب و کار را مشخص می‌کنند و در نهایت ممکن است برخی از این مسیرها به موفقیت و برخی به عدم موفقیت منجر شوند. برای هر کسی، اهداف می‌تواند شخصی یا عمومی باشد. به عنوان مثال، ممکن است مدیر یک شرکت دولتی تصمیم بگیرد که خود را به موقعیت ممتاز دیگری برساند یا برنامه او بر اساس کارهای تجاری شرکت طرح ریزی شده باشد.

اما به طور کلی، اهداف کسب و کار را می‌توانیم در دو دسته کلی تجاری و شخصی قرار دهیم:

انواع اهداف کسب و کار

یکی از مواردی که در رابطه با اهداف کسب و کار وجود دارد، تقسیم بندی اهداف با توجه به نیت کلی شخص است. در واقع یک شخص ممکن است تصمیم بگیرد که برای خود و موقعیت شخصی خود یک هدف تعریف کند و در کنار آن بحث تجاری سازی و درآمد شرکت یا هر مورد دیگری را در نظر بگیرد. با توجه به این موارد، دو نوع هدف کسب و کار وجود دارد:

انواع اهداف کسب و کار

اهداف کسب و کار تجاری

این مدل از اهداف کسب و کار بیشتر توسط دارندگان حرفه‌ای و مدیران شرکت‌ها اتخاذ می‌شوند و در جریان آن هدف نهایی برای رسیدن تعیین می‌گردد. این هدف ممکن است به صورت هدف کوتاه مدت یا بلند مدت باشد و با توجه به آن، مسیر حرکتی کسب و کار مشخص می‌شود. برای این مورد می‌توانید راه اندازی یک سایت در کسب و کار اینترنتی را در نظر بگیرید. به عنوان مثال، افزایش تعداد بازدیدکنندگان به مقدار X یا بالا بردن تعداد فروش محصول به اندازه Y یا حتی رساندن میزان درآمد و سود دهی شرکت به مقدار Z نمونه‌هایی از اهداف تجاری به شمار می‌روند.

اهداف کسب و کار شخصی

این اهداف در کنار اهداف تجاری قرار می‌گیرند و گاهی اهمیت آنها حتی بیشتر از اهداف تجاری است. در واقع اهداف کسب و کار شخصی به مواردی گفته می‌شود که فرد به دنبال تغییر موقعیت و وضعیت شخصی خود باشد. به عنوان مثال، ممکن است یک فرد در طراحی یک سایت برنامه ریزی کند که تعداد مشخصی محصول بفروشد و درآمد خود را به این مقدار افزایش دهد. در کنار این موضوع، هدف شخصی او نیز شناخته شدن بهتر و به دست آوردن امتیاز از لحاظ شخصیتی و کاریزماتیک است.

متاسفانه اهداف کسب و کار شخصی بیشتر احساسی و جنبه روانشناختی دارند و به همین دلیل گاهی این اهداف بر اهداف تجاری غلبه کرده و فرایند کلی کسب و کار را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

اهداف کسب و کار شخصی

آیا رسیدن به هدف کسب و کار می‌تواند معیار قضاوت موفقیت باشد

پاسخ به این سؤال تا حدودی سخت است و هر کسی می‌تواند دیدگاه متفاوتی نسبت به آن داشته باشد. اگر از جنبه ماشینی و اقتصادی به اهداف توجه کنیم و در نظر بگیریم که کلیه امکانات کسب و کار برای رسیدن به چنین هدفی به کار گرفته شده است، بدون شک رسیدن به هدف تعریف شده یک معیار از موفقیت است و نرسیدن می‌تواند نشان دهنده شکست باشد. این وضعیت در مورد مدیران کسب و کارهای پیشرفته و کسانی که مدت زمان زیادی در یک پروژه هستند، صادق است.

اما گاهی می‌بینیم یک شخص به دنبال راه اندازی یک کسب و کار جدید است و در این زمینه تجربه کافی ندارد. این فرد ممکن است اهداف متفاوتی برای کار خود تعریف کند و سعی کنند که در برنامه های زمانی مختلف به این اهداف دست یابد. از لحاظ روانشناسی و از لحاظ مدیریت کسب و کار، نرسیدن به اهداف اولیه در این مورد شکست محسوب نمی‌شود و نوعی کسب تجربه و یادگیری است.

به این گروه از افراد توصیه می‌شود که اهداف کسب و کار خود را به صورت کوتاه مدت با فواصل زمانی کم انتخاب کنند تا بتوانند تجربه کافی برای حضور در بازار و رقابت به دست بیاورد. مزیت هدف گذاری کوتاه مدت به این دلیل است که افراد تازه کار با یک شکست ناامید نمی‌شوند و به راحتی می‌توانند اهداف جدیدی برای خود در نظر بگیرند.

به خاطر داشته باشید که اهداف کسب و کار به هیچ وجه مطلق و بدون تغییر نیستند

چگونه توجه به اهداف کسب و کار ما را به موفقیت می‌رساند

فرض بگیرید که ما برای کسب و کار خود اهداف کوتاه مدت و بلند مدت در نظر گرفته‌ایم و ممکن است در برخی از آنها به موفقیت یا شکست برسیم. مسئله‌ای که اینجا وجود دارد، این است که چگونه اهداف کسب و کار می‌توانند ما را به موفقیت برسانند؟ آیا امکان تغییر در این اهداف وجود دارد؟ برای پاسخ دادن به این سؤالات، حتماً چهار مورد زیر را رعایت کنید:

بازیابی و ویرایش اهداف در فواصل زمانی مشخص

به خاطر داشته باشید که اهداف کسب و کار به هیچ وجه مطلق و بدون تغییر نیستند و این شما هستید که به ین اهداف هویت می‌بخشید. این یعنی اهداف بلند مدت و کوتاه مدت قابل تغییر هستند و حتی در شرایط مختلف می‌توانید آنها را تغییر دهید. پس اگر احساس کردید که برخی از هدف‌گذاری‌های اولیه شما اشتباه است و می‌تواند روحیه شما و تیم کاری را کاهش دهد، مجدداً بر بحث هدف‌گذاری متمرکز شوید و سعی کنید اهداف خود را با توجه به وضعیت شرکت و کسب و کار تغییر دهید.

البته این توصیه در مورد افراد تنبل صادق نیست و بهتر است به دنبال بهانه نباشید. عدم رسیدن به برخی از اهداف می‌تواند دلایل شخصی یا فنی داشته باشد. اگر دلیل شما برای موفقیت در رسیدن به یک هدف شخصی است، تنبلی نکنید و همان مسیر اولیه را ادامه دهید. در صورتی می‌توانید اهداف کسب و کار خود را تغییر دهید که از لحاظ فنی و ساختاری امکان رسیدن به آن وجود نداشته باشد.

مسیر رسیدن به اهداف خود را ترسیم کنید

مسیر رسیدن به اهداف خود را ترسیم کنید

احتمالاً چارت سازمانی بسیاری از نهادهای دولتی را دیده‌اید و حتی در برخی از آن‌ها می‌بینید که منشور اخلاقی برای کارکنان تدارک دیده شده است. شاید در طول روز و در طول سال چندین و چند بار این موارد به کارکنان گوشزد شود، اما حضور این منشور، یعنی کارکنان در هر لحظه خود را مقید به آن می‌دانند. در مورد اهداف کسب و کار نیز باید با همین روش عمل کنید. در حقیقت، مهم‌ترین لطفی که می‌توانید به خود بکنید، ترسیم مسیر رسیدن به اهداف مختلف است.

 خیلی راحت یک برگه سفید بردارید و در آن موقعیت فعلی خود را بنویسید. در قسمت جلوی آن اهداف کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت خود را بنویسید و سعی کنید برای رسیدن به هر کدام از آنها یک مسیر تعریف کنید. این برگه می‌تواند سرمشق شما در موفقیت باشد و بهتر است آن را در محل کسب و کار خود نصب کنید. حتی اگر در یک اتاق کوچک کار می‌کنید، این برگه را به شکلی قرار دهید که به طور مداوم در معرض دید شما باشد.

سعی کنید معیارهای مشخصی برای بررسی اهداف کسب و کار خود داشته باشید

اگر مرحله قبل را مطالعه کرده باشید، به این نتیجه رسیده‌اید که برای اهداف کسب و کار خود یک مسیر مشخص در نظر بگیرید و آن را به صورت یک برگه در محل کار خود نصب کنید. نکته‌ای که در این مورد بسیار مهم است، تعیین معیارهای مشخص برای رسیدن به هر کدام از این اهداف است. باید بدانید که چطور به یک هدف می‌رسید و ابزار رسیدن به آن هدف چیست. بزرگنمایی یا خیال پردازی در این مورد نه تنها خطر ناک است، بلکه باعث ناامیدی می‌شود.

اهداف کسب و کار

فرض بگیرید که شما یک سایت طراحی کرده‌اید و می‌خواهید در یک برنامه یکساله به یکی از ۱۰ سایت برتر ایران برسید. این مورد نه از لحاظ فنی و نه از لحاظ حرفه‌ای امکان‌پذیر نیست و هیچ مسیری برای رسیدن به آن وجود ندارد. پس معقولانه تصمیم بگیرید.

صادق باشید

عبارت صادق باشید، تمامی موارد فوق الذکر را در بر می‌گیرد. در واقع شما باید صادق باشید و نسبت به بازیابی و ویرایش اهداف کسب و کار خود با اطمینان عمل کنید. باید صادق باشید و مسیر رسیدن به اهداف را به شکل واقعی ترسیم کنید. باید صادق باشید و معیارهای مشخصی برای بررسی اهداف خود تعریف کنید. این صادق بودن یک ویژگی شخصیتی است و شما به پشتوانه آن می‌توانید طرح و برنامه آینده خود را پیاده سازی کنید.

آیا اهداف کسب و کار دولتی با اهداف کارهای خصوصی مشابه هستند؟

در مورد انواع اهداف کسب و کار ما به کسب و کارهای دولتی اشاره نکردیم که شاید برای شما جالب به نظر برسد. معمولاً مدیران دولتی دست و پا بسته هستند و فعالیت آنها تحت کنترل بخشنامه‌ها و دستورات مافوق انجام می‌گیرد.

آیا اهداف کسب و کار دولتی با اهداف کارهای خصوصی مشابه هستند

به همین دلیل اهداف کسب و کار آنها به هیچ وجه با اهداف کسب و کارهای خصوصی و شخصی مشابه نیست. اگرچه تا حدود بسیار کمی به مدیران دولتی اجازه فعالیت داده می‌شود، اما به نوعی آنها نیز همانند کارمندهای دولتی هستند که یکسری قانون و قواعد به آنها دیکته شده و از آن نمی‌توانند تخطی کنند.

این در حالی است که مدیران کسب و کارهای خصوصی آزادی عمل بیشتری دارند می‌توانند در برخی موارد و ریسکهای مختلفی را انجام دهند. حتی مدیران خصوصی می‌توانند با اشتباه خود باعث سقوط یک کسب و کار باشند، اما در هر صورت مسئولیت کار بر عهده خود آنهاست و نتیجه کار را خود آن‌ها می‌بینند.

امیدواریم که اهداف کسب و کار را به شکلی واضح و مشخص برای شما تعریف کرده باشیم و ابهامات لازم را از بین برده باشیم.