عاملی برای پیشی گرفتن از رقبا؛ مزیت رقابتی

به عنوان یک شخص فعال در حوزه مدیریت، تمایل به ارتباط دادن موارد مختلف به مزیت رقابتی ندارم، اما یک مثال ساده را در نظر بگیرید.

به نظر شما چرا اوسین بولت به راحتی می‌توانست مدال طلای المپیک و مسابقات جهانی را بگیرد؟

پاسخ دادن به این سؤال در حوزه تخصصی دو و میدانی است و ما نمی‌خواهیم چندان وارد این حوزه شویم. اما اگر به فیزیک بدنی این ورزشکار توجه کنید می‌بینید که پاهای بلند او امکان طی کردن مسافت بیشتری نسبت به رقبا را فراهم می‌کند. این موضوع باعث می‌شد که استارت‌های نامناسب بولت تحت تأثیر قرار گرفته و در کوتاه مدت از همه آنها فاصله بگیرد. این مثال ساده نشان می‌دهد که داشتن یک مزیت رقابتی تا چه اندازه می‌تواند به پیشی گرفتن شما از رقبا کمک کند.

در این مطلب می‌خواهم مزیت رقابتی را به طور تخصصی بررسی کنم و استراتژی‌های این بحث خاص مدیریت را معرفی کنم که هرکسی می‌تواند با توجه به شرایط خود، یکی از آن‌ها را انتخاب کند.

مزیت رقابتی چیست؟

مزیت رقابتی یک ویژگی منحصر به فرد و خاص است که به شرکت، کشور یا افراد اجازه می‌دهد که نسبت به رقبای خود پیشی بگیرند و یک کار را با کیفیت بهتری انجام دهند. این عامل به شرکت‌ها اجازه می‌دهد که در مقایسه با رقبایش به حاشیه‌ها و امتیازات بالاتری دست یابد و ارزش و سهامداران این شرکت‌ها را به دست می‌آورد. در حقیقت مزایای رقابتی وجه تمایز یک شرکت نسبت به رقبای آن هستند و به شرکت کمک می‌کنند که خیلی راحت مصرف کنندگان و مشتریان را به انتخاب محصول آنها تشویق کنند.

مزیت رقابتی یک ویژگی سخت و غیر ممکن است که دسترسی به آن برای سایر شرکتها امکان پذیر نیست و امکان کپی کردن آن هم وجود ندارد. به خاطر داشته باشید که این مزایا اگر به راحتی کپی یا تقلید شوند، رقابتی نیستند و سایر شرکت‌ها نیز می‌توانند آن را انجام دهند. پس شما هیچ وقت فکر نکنید که با استراتژی‌ها و برنامه‌های معمولی به راحتی می‌توانید از رقبا فاصله بگیرید. بلکه باید یک امتیاز خاص برای خود به وجود بیاورید که آنها نسبت به این امتیاز ناتوان باشند.

نمونه‌هایی از مزیت رقابتی

یک ویژگی مهم که مزایای رقابتی دارند این است که یا توسط خود فرد ایجاد می‌شوند، یا شرایط طبیعی و موارد غیر قابل کنترل در آن تاثیرگذار هستند. در واقع این می‌تواند هنر یک شرکت در استخدام نیروهای کاری ماهر باشد یا صرفاً به دلیل قرار گرفتن آن در یک منطقه جغرافیایی باشد. چند نمونه مزیت رقابتی در زیر آورده‌ایم:

  • دسترسی به منابع طبیعی که رقبا به آنها دسترسی ندارند: به عنوان مثال دسترسی به منابع نفت و گاز در منطقه خاورمیانه که شرکت‌های شرق و جنوب شرق آسیا مجبور به واردات و خرید گران قیمت آنها هستند.
  • نیروی کار ماهر: طبیعتاً شرکت‌هایی که در کشورهای دارای دانشگاه بزرگ و پیشرفته هستند، به این موضوع دسترسی بیشتری دارند.
  • مکان جغرافیایی منحصر به فرد: مطمئناً تولید یک محصول خاص در یک منطقه که مصرف کننده آن باشند، بهترین فرصت برای رشد یک شرکت و توسعه کسب و کار آن است.
  • دسترسی به تکنولوژی جدید یا اختصاصی: این مربوط به شرکت‌هایی است که تیم قوی تحقیق و توسعه (R&D) دارند و به کمک آن به یک تکنولوژی جدید یا اختصاصی دست پیدا می‌کنند.
  • توانایی تولید محصول با هزینه کم: این یک نمونه بارز از مزیت رقابتی شرکت‌های چینی است. این شرکت‌ها هم دسترسی به نیروی کاری ارزان‌تری دارند و هم تأمین مواد اولیه برای آنها ارزان‌تر تمام می‌شود.
  • محبوبیت و مقبولیت برند: این مزیت حاصل سالها فعالیت و زحمت یک برند خاص است که بتواند توجه مخاطبین و مشتریان خود را جلب کرده و به سطح مقبولیت بالایی نسبت به رقبا برسد.

ساختار یک مزیت رقابتی

قبل از اینکه یک مزیت رقابتی به اثبات برسد و شما به عنوان دارنده یک کسب و کار یا مسئول یک کشور بخواهید از آن استفاده کنید، باید ببینید که آیا ساختار مناسبی دارد یا خیر. طبیعتاً این ساختار باید شامل چند قسمت باشد که هر کدام از آن‌ها در نهایت در کیفیت مزایا و نحوه تأثیر آن بر مشتریان نقش دارند. در یک بررسی کلی می‌توان ساختار مزایای رقابتی را به سه بخش تقسیم کرد:

  • مزایا: یک شرکت باید مشخص کند که کدام مزیت یا کدام مزایا و محصول و خدمات او را برتر می‌کند. این مزایا باید ارزش واقعی داشته باشند و منفعت کافی به خریدار و مصرف کننده محصول برسانند.
  • بازار هدف: یک شرکت باید تعیین کند که چه کسی قرار است از شرکت آنها خریداری کند و چگونه می‌توانند به بازار مورد نظر خود برسند.
  • رقبا: شناخت رقبا و درک نحوه رفتار آنها در بازار عضو مهم دیگری از مزایای رقابتی است که به چشم انداز رقابتی آنها کمک می‌کند و باعث می‌شود که با دید بازتری در رقابت شرکت کنند.

به طور کلی، برای ایجاد یک مزیت رقابتی، یک شرکت باید بتواند مزایایی به بازار هدف خود ارائه دهد که دیگر رقبا امکان ارائه دادن آن در بازار را نداشته باشند.

استراتژی‌های مزیت رقابتی

سه استراتژی برای ایجاد مزیت رقابتی وجود دارد. مدیریت هزینه، کیفیت و تمایز، تمرکز و خلاقیت. این استراتژی‌ها مشخص می‌کنند که ما می‌خواهیم به چه شیوه‌ای از رقبای خود پیشی بگیریم و نقطه برتری ما نسبت به رقبا کجاست.

مدیریت هزینه

استراتژی مدیریت هزینه، هدف این است که تولید کننده کمترین هزینه ممکن را برای تولید یک محصول یا خدمات بپردازد. این مزیت از طریق تولید در مقیاس وسیع به دست می‌آید و شرکت‌ها می‌توانند از اقتصاد کلان در این حوزه بهره برداری کنند.

اگر یک شرکت قادر به تولید در مقیاس وسیع و تولید محصولات با هزینه پایین‌تر از رقبا باشد، به راحتی می‌توانند قیمت پایین‌تری برای فروش محصول به وجود بیاورد. این قیمت پایین چیزی نیست که سایر رقبای شرکت به آن دسترسی داشته باشند و بخواهند برای شرکت مورد نظر مشکل ساز باشند. بنابراین زمانی که یک شرکت استراتژی مدیریت هزینه را اتخاذ می‌کند، می‌تواند سود بالایی بابت انتخاب این استراتژی نسبت به رقبا به دست بیاورد.

کیفیت

استراتژی کیفیت و تمایز چیزیست که محصولات و خدمات شرکت را نسبت به رقبای آن متفاوت می‌کند. این استراتژی می‌تواند با ارائه محصولات با کیفیت بالا یا خدمات و محصولات نوآورانه به مشتریان باشد. اگر یک شرکت بتواند بحث تمایز و برتری محصول رو به شکل مناسب ایجاد کند، مطمئناً قادر است که قیمت بالاتری برای محصولات و خدمات خود انتخاب کند و از این طریق سود بیشتری به دست می‌آورد.

خلاقیت

خلاقیت و نوآوری چیزی نیست که بخواهیم از آن به عنوان یک مزیت رقابتی چشم‌پوشی کنیم. امروزه تقریباً اکثر شرکتها دارای واحد تحقیق و توسعه هستند و به دنبال ایجاد یک ویژگی منحصر به فرد در محصولات خود می‌گردند. این ویژگی می‌تواند شامل استفاده راحت‌تر از محصولات باشد یا تغییراتی در آن به وجود بیاورد که مشتری بیشتری به آن جذب شود. البته به طور کلی نوآوری در محصول می‌تواند شامل نوآوری در هزینه و کم کردن آن یا نوآوری در کیفیت محصول و برتری دادن آن نسبت به رقبا باشد.

مزیت رقابتی در شرکت‌ها

به منظور نشان دادن اهمیت مزیت رقابتی در اینجا سعی می‌کنیم که نحوه تأثیر آن بر رفتار شرکتها، کشورها و افراد مختلف بررسی کنیم. در واقع مزایای رقابتی تأثیر خود را به شکل‌های مختلفی می‌گذارد. اما سه نمونه‌ای معروف از شرکت‌های بزرگ دنیا که از مزایای رقابتی بهره بردند عبارتند از:

  • شرکت مک دونالد: مزیت رقابتی اصلی شرکت مک دونالد، مبتنی بر استراتژی مدیریت هزینه است. این شرکت توانایی صرفه‌جویی در مقیاس بزرگ را دارد و می‌تواند محصولاتی با هزینه کم تولید کند. در نتیجه شرکت مک دونالد محصولات خود را با قیمت پایین‌تری نسبت به رقبا به بازار عرضه می‌کند
  • شرکت لوئیس ویتون: بزرگ‌ترین مزیت رقابتی لوییس ویتون هم بر بحث نوآوری و هم بر بحث خلاقیت و کیفیت به وجود آمده است. این شرکت را می‌توان یک شرکت پیشرو در بازار لوکس و قیمت‌های منحصر به فرد معرفی کرد.
  • شرکت وال مارت: شرکت وال مارت استراتژی مدیریت هزینه استفاده می‌کند و قادر است که هر روز قیمت محصولات خود را نسبت به رقبا پایین‌تر بیاورد.

نحوه استفاده از مزیت رقابتی در کشورها

جالب است بدانید که کشورها هم می‌توانند مزیت رقابتی ایجاد کنند و از آن تحت عنوان مزایای رقابتی ملی بهره ببرند. نمونه‌های مختلفی از کشورهای دنیا از استراتژی‌های متفاوت استفاده کرده‌اند که با توجه به برنامه کلی آن‌ها تعیین می‌شود. برخی از کشورهایی که از مزیت رقابتی استفاده کرده‌اند می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • کشور چین: این کشور از مدیریت هزینه استفاده کرده است. چین محصولات کم هزینه را با سطح کیفی مقبول به بازار ارسال می‌کنند. از آنجائیکه سطح زندگی در کشور چین تقریباً پایین است و هزینه آن ارزان است، این فرصت برای کارفرما به وجود می‌آید که هزینه کمتری به کارگران بپردازد و در نتیجه محصولات آنها بهتر فروخته می‌شوند.
  • کشور هند: کشور هند از جمله کشورهایی است که در طول زمان استراتژی خود را تغییر داده است. این کشور ابتدا از روش مدیریت هزینه استفاده کرد. اما به مرور زمان به سمت بالا بردن کیفیت محصولات خود رفت و در جریان آن سعی کرد از کارگران ماهر، متخصصین فنی و کارگران مسلط به زبان انگلیسی با دستمزد مورد قبول استفاده کند.
  • کشور ژاپن: ژاپن هم به مرور زمان استراتژی رقابتی خود را تغییر داد. آن‌ها در دهه ۱۹۶۰ ابتدا از روش مدیریت هزینه در زمینه تولید وسایل الکترونیک ارزان استفاده کردند. اما به مرور زمان در دهه ۱۹۸۰ به سمت کیفیت حرکت کردند و محصولات فوق العاده ای مانند لکسوس وارد بازار کردند.
  • آمریکا: کشور ایالات متحده آمریکا از جمله کشورهای متکی به نوآوری در مزیت رقابتی بود. یک نمونه عالی از فعالیتهای کشور آمریکا، Silicon Valley بود که به عنوان یک مزیت نوآورانه شناخته می‌شود. کشور آمریکا به عنوان یک کشور ثروتمند شناخته می‌شود و به همین دلیل محصولات آنها از لحاظ نوآوری سطح بالایی دارند.

نحوه استفاده از مزیت رقابتی در افراد

حتی اگر شما یک کارمند هم باشید، نحوه حضور شما در محل کسب و کار و نحوه فعالیت شما هم می‌تواند یک نوع مزیت رقابتی محسوب شود. اگرچه اعضای یک تیم یا کارکنان یک شرکت همگی در یک مسیر برای موفقیت آن عمل می‌کنند، اما شما می‌توانید یک رزومه فوق العاده، یک مصاحبه عالی، یک مهارت کم نظیر یا هر مورد دیگری را به عنوان ویژگی برتر خود معرفی کنید تا کارفرما تشویق شود که شما در بخش‌های مهم‌تر استفاده کند.

به عنوان نتیجه گیری می‌توانیم مزیت رقابتی را یک عامل مهم و تاثیرگذار در موفقیت کشورها، شرکت‌ها و افراد مختلف معرفی کنیم که هر کدام با شیوه و استراتژی خاص خود انجام می‌شود. گاهی این استراتژی نشان دهنده کیفیت یک محصول یا خدمات است، گاهی نشان دهنده ارزان بودن آن است و گاهی نشان دهنده نوآوری در تولید آن است. در هر صورت مزیت رقابتی این فرصت را به شما می‌دهد که از رقبا به خوبی پیشی بگیرید.

 

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *