۴ عادت مدیریتی روزانه که به تیم شما کمک می‌کند

متاسفانه در ایران هنوز هم روش مدیریت سنتی و رئیس مآبانه دیده می‌شود که نتیجه‌ای جز شکست ندارد، اما با چند عادت مدیریتی خاص می‌توان این طرز فکرهای سنتی را از بین برد و به سمت مدیریت مدرن حرکت کرد. عادات مدیریتی روش‌هایی هستند که به مرور زمان در رفتارهای یک مدیر شکل می‌گیرند و به طور کامل افراد زیردست خود را تحت تأثیر قرار می‌دهد. گاهی این عادات ممکن است به شدت برای مدیر و افراد زیردست او مضر بوده و باعث کاهش بازدهی شود. اما در برخی موارد یک عادت مدیریتی می‌تواند روند کسب درآمد یک سازمان را متحول کند.

در این مطلب ما به معرفی چهار عادت مدیریتی روزانه خواهیم پرداخت که مدیر می‌تواند در طول روز خود آنها را اجرا کرده و نتایج آن‌ها را در کسب و کار خود ببیند.

هر روز به افرادت بگو که آنها را درک می‌کنی و حامی آنها هستی

مطمئناً پاداش دادن و درک کردن کار خوبی است و کارکنان از این موضوع خوشحال هستند. اما آیا به این موضوع فکر کرده‌اید که احتمالاً نتیجه یک پاداش معکوس باشد؟ آیا به این موضوع فکر کرده‌اید که ممکن است سایر کارکنان نسبت به پاداش یک یا چند نفر حسادت کنند؟

همه ما به شکل‌های مختلف تجربه یادگیری دوچرخه سواری را داریم. مهم نیست اولین بار چه کسی آموزش دوچرخه سواری را به ما داده باشد. یا حتی اهمیت ندارد که نحوه آموزش ما به چه صورت بوده است. اما اینکه چه کسی از ما حمایت کرده و در شرایط مختلف ما را تشویق کرده، موضوع بسیار مهمی است. اعتماد به نفس برای قدم زدن به راه‌های ناشناخته و انجام بهترین کارها چیزی است که توسط مدیران قوی و سرپرستان به وجود می‌آید. امروزه می‌بینیم که بزرگترین انقلاب‌ها به کمک یک رهبر قوی به وجود می‌آید.

اعضای تیم بچه نیستند

تا به حال به این مورد فکر کرده‌اید: تا چه اندازه عشق بدون قید و شرط و حرفه‌ای را به کارکنان خود داده‌اید؟ آیا این رفتار مانند کودکان نیست؟ بله! درک کردن و پشتیبانی کردن از کارکنان یک عادت مدیریتی فوق العاده است، اما این موضوع نباید مانع از ماجراجویی کارکنان در شرایط مختلف شود. زمانی که نقش حمایتی یک مدیر از روی کارکنان برداشته شده و تبدیل به نقش نظارتی می‌شود، مسلماً کارکنان از انجام برخی از کارها می‌ترسند و این باعث می‌شود که توان تجربه‌ی شرایط مختلف را نداشته باشند.

به عنوان یک مدیر باید در مورد پلن ها و برنامه‌های کارکنان خود اطلاع کامل داشته باشید. سعی کنید کارکنان خود را به شکل‌های مختلف درک کنید و نقاط قوتی که در کار آنها وجود دارد را برجسته کنید. در مواردی که باعث چالش برای کارکنان می‌شود، در کنار آنها باشید و از آنها حمایت کنید. شاید تا به حال به مسئله خوردن نهار در محل کار توجه نکرده باشید، اما ببینید که چه دلیلی برای انجام این کار وجود دارد و برای آنها راهکار بیندیشید.

شانه به شانه آنها بجنگ

معمولاً رهبران و مدیران که درک بالایی از کارکنان خود دارند، برای حل مشکلات تیم خود و هدایت آنها با کارایی بالا بهترین هستند. آن‌ها می‌توانند و می‌دانند که چگونه از تجربیات تیم خود استفاده کنند و در چه حالتی از آنها قدردانی کنند. همیشه بالا بردن آمار فروش یک کسب و کار نشانه موفقیت نیست. گاهی شرایط بازار ایجاب می‌کند که آمار فروش شرکت پایین بیاید، اما کارکنان و افراد تیم نهایت تلاش خود را به کار می‌گیرند. مدیرانی که توانایی درک این کارکنان را دارند، شانس موفقیت بالاتری برای کسب و کار خود ایجاد می‌کنند.

مدیریت یک بازی نیست که با چند مهره انجام شود. مدیریت یعنی به کار گرفتن نیروهایی با توانایی های مختلف در پست‌های تخصصی. این یعنی شما باید نسبت به کارکنان و توانایی آنها شناخت کافی داشته باشید و نحوه بکارگیری آن‌ها را در مبارزات مختلف بدانید. همانطور که در جنگ ممکن است یک سرباز به عنوان تک تیرانداز و یک سرباز به عنوان راننده تانک استفاده شود، شما هم به عنوان فرمانده باید بتوانید کارکنان را در نقش‌های مختلف تعریف کنید. این یک عادت مدیریتی پسندیده و مورد قبول است که مدیران در کنار کارکنان خود حضور داشته باشند و همزمان با آنها بجنگند.

 کارکنان سربازان شطرنج نیستند

شاید بهتر باشد این عادت مدیریتی خود را ترک کنید که کارکنان را به عنوان سربازان شطرنج در نظر بگیرید. استفاده از سربازان برای رساندن آنها به انتهای خط و مجدداً وارد کردن مهره وزیر به بازی نمی‌تواند در دنیای واقعی پاسخگو باشد. شما به عنوان یک مدیر و یک فرمانده فوق العاده باید شانه به شانه در کنار کارکنان خود باشید و آنها را در شرایط مختلف حمایت کنید.

مطمئناً هیچ کدام از کارکنان انتظار ندارند که در جریان تبلیغات یا در جریان فروش به آنها کمک کنید. اما گاهی شرایط بازار باعث می‌شود که کارکنان به شما نیاز داشته باشند و حتی از تجربیات خود برای آنها استفاده کنید. پیاده سازی عادت مدیریتی خوب باعث می‌شود که کارکنان تمایل بیشتری به ارتباط با مدیر داشته باشند. این ارتباط متقابل به مرور زمان تبدیل به نوعی فداکاری می‌شود و کارکنان بدون هیچ چشمداشتی وظایف خود را انجام می‌دهند. حالا می‌توانیم بهمورد اول برگردیم و انتظار درک متقابل از مدیر و کارکنان داشته باشیم.

در مورد باورهایت بحث کن و بجنگ

سخنی که از دل برآید بر دل نشیند! این جمله کوتاه می‌تواند چکیده این بخش باشد. شما وقتی که به عنوان مدیر یک گروه تصمیم به اجرای یک برنامه خاص می‌گیرید، مسلماً برنامه‌ریزی‌های مختلفی برای اجرای آن انجام داده‌اید و حتی اغلب کارکنان هم با شما همسو هستند. اما گاهی لازم است که این موضوع به کارکنان یادآوری شده یا حتی برای خود شما هم مجدداً تجدید شود. اینجاست که جلسه‌های گروه و بحث‌های چند نفره برای شما اهمیت ویژه‌ای دارد و می‌توانید از این عادت مدیریتی به عنوان یک نقطه قوت استفاده کنید.

به خاطر داشته باشید که شما مدیر و رهبر یک تیم هستید و بسیاری از برنامه‌های آنها تحت تأثیر شما قرار دارد. هرگونه لغزش در تصمیم‌گیری یا در ادامه دادن مسیر کسب و کار می‌تواند باعث ناامیدی کارکنان و کاهش بازدهی آنها شود. به همین دلیل به هنگام بحث کردن با کارکنان یا حتی با مشتریان باید به حدی جدی و مصمم باشید که آنها هم از انجام کار اطمینان بالایی داشته باشند.

حرف باد هوا نیست!

این ضرب المثل ایرانی قدیمی چندان هم درست نیست و حداقل در مورد مدیریت کاربرد چندانی ندارد. کارکنان یک شرکت شما را به عنوان رهبر و مدیر خود قبول دارد و هر عادت مدیریتی شما مطمئناً به مرور زمان تبدیل به عادت گروه می‌شود. از اینجا به بعد شما با هر حرفی که مطرح می‌کنید وارد یک رقابت جدید می‌شوید که حرف خود را ثابت کنید و آن را در عمل هم نشان دهید. شاید اگر یک کارمند معمولی یک موضوع را مطرح کند، بازتاب چندانی نداشته باشد. اما شما سرکرده و رهبری یک گروه هستید که همه افراد چشم به شما دارند. پس سعی کنید که از این عادت مدیریتی خود به بهترین شکل استفاده کنید و هر حرفی که می‌زنید قابل اجرا و اطمینانی باشد.

البته بحث کردن فقط مربوط به سخنرانی‌ها یا جلسات چند نفره نیست. گاهی پیاده سازی استراتژی مدیریتی به صورت یک نوشته یا به صورت یک برنامه خاص، چیزی فراتر از یک جلسه معمولی است و می‌تواند در بین مشتریان هم بازتاب داشته باشد. ایجاد چالش و فرورفتگی در مسیر کسب و کار یک امر طبیعی است. این موضوع ممکن است دیدگاه مشتریان را هم تحت تأثیر قرار دهد. اما زمانی که مشتریان و کارکنان شاهد تلاش و کوشش شما به عنوان مدیر باشند، آن‌ها هم با فضای فداکارانه‌ای مواجه خواهد شد که به احتمال زیاد همین احساس را هم به شما هدیه خواهند داد.

برای رشد، آموزش و بهبود کارکنانت فرصت ایجاد کن

کارول دوک (Carol Dweck) مدت زمان طولانی است که بر روی نتایج مربوط به تأثیر مثبت پرورش اندیشه کارکنان در مورد اعتماد، عملکرد، خلاقیت و بهره وری کار می‌کند. او در این بررسی‌ها به این نتیجه رسیده که سرمایه‌گذاری در فرصت‌ها و آموزش‌هایی که مناسب نیستند و برنامه‌ریزی مناسبی برای آنها صورت نگرفته است، هدر دادن وقت و پول است. اختصاص دادن افراد به آموزش زمانی که انگیزه و تمایل آنها برای رشد وجود نداشته باشد، غیرمنطقی است.  شما می‌توانید یک اسب را به سمت چشمه آب هدایت کنید، اما به هیچ وجه نمی‌توانید آن را مجبور به نوشیدن آب کنید.

این یک عادت مدیریتی روزانه فوق العاده است که شما انگیزه یادگیری برای کارکنان خود ایجاد کنید. کسانی که تمایل به بهبود وضعیت فکری و مهارت فنی خود نداشته باشند، مطمئناً در زمینه یادگیری هم دچار مشکل خواهند شد. اینجاست که مسئله ایجاد انگیزه برای کارکنان و سوق دادن آنها به سمت مواردی که علاقه دارند اهمیت پیدا می‌کند.

 چرا علاقه مندی ها؟

اگر کارکنان علاقه‌مند به بهبود و یادگیری فعالیت‌های غیر مرتبط با کار خود باشند، این بهترین فرصت برای ایجاد یک فضای آموزشی است. فرض بگیرید که شما یک بسته آموزشی در زمینه آموزش رقص به کارمندان خود می‌دهید. از طرفی کارمندان هم به این موضوع علاقه مند هستند و می‌دانند که سلامت جسمی، روانی و عاطفی آنها با این موضوع بهبود می‌یابد. بنابراین شما می‌توانید از این عادت مدیریتی خود استفاده کنید و بهترین فضا را برای رشد آنها به وجود بیاورید.

حالا تصور کنید که این کارکنان به دنبال نشان دادن قدردانی و تشکر از فعالیت شما باشند. به نظر شما این موضوع به رشد کسب و کار شما کمک می‌کند؟!

نمونه واقعی

یکی از نمونه‌های واقعی و در حجم وسیع، شرکت گوگل است که به کارکنان خود اجازه می‌دهد ۲۰ درصد از زمان خود را به انجام پروژه‌های شخصی اختصاص دهند. لسلو بوک در مورد دلیل استفاده از این موضوع توضیح می‌دهد: این روش به کارکنان اجازه می‌دهد که خلاقیت خود را به کار بگیرند. آن‌ها در این ۲۰ درصد دروازه‌های مختلفی را به روی خود باز می‌کنند و به دنبال یادگیری و خلاقیت هستند. اگرچه ممکن است در این ۲۰ درصد آنها سرگردان باشند، اما بازگشت آنها به محل کار با دیدگاه مثبت است و این به تمرکز بیشتر آنها کمک می‌کند.

این چهار عادت مدیریتی ذکر شده در این مطلب در بسیاری از شرکت‌های بزرگ دنیا اجرا شده‌اند و نتایج آنها مثبت بوده است. پس اگر شما هم به دنبال اجرای یک برنامه مناسب برای بالا بردن بازدهی کارکنان خود هستید، می‌توانید بر روی این موضوع متمرکز شوید و کیفیت کار خود را بالا ببرید.

 

 

کارآفرینان برای تقویت مهارت مدیریت خود این ۱۱ راهکار را فراموش نکنند

او مدیر خوبی نیست! اصول مدیریت را بلد نیست! نحوه ارتباط با کارکنان را بلد نیست! این‌ها تنها بخشی از جملاتی هستند که ممکن است در بین پچ پچ کارکنان خود بشنوید و شما را به فکر تقویت مهارت مدیریت خود بیندازد. شاید هیچ چیزی به اندازه انتقاد یواشکی کارکنان و تعریف کردن حضور آنها در کنار مدیر آزاردهنده نباشد. مطمئناً برای این رفتار ریاکارانه دلایل مختلفی وجود دارد که شخص مدیر مهمترین عامل ایجاد این رفتار است.

در اینجا ما می‌خواهیم ۱۱ راهکار فوق العاده به کارآفرینان نشان دهیم که به کمک آن به سراغ تقویت مهارت مدیریت خود بروند از شر این پچ پچ های یواشکی خلاص شوند.

 خودآگاهی به عنوان اصلی‌ترین گام به تقویت مهارت مدیریت

شری کمپل به عنوان روانشناس و نویسنده مقاله‌های کارآفرینی می‌گوید:”کارآفرینان موفق می‌دانند که چگونه خود را مدیریت کنند، قدرت درونی خود را بشناسند و غرایز و موارد مرتبط با آن را مهار کنند”. این چیزیست که ما هم به شکل ملموس با آن سروکار داریم و به طور واضح کمک می‌کند که مشاغل تجاری به نتیجه برسد. خودآگاهی در سطح اعلا کمک می‌کند که کارآفرینان در برابر احساسات متضاد و متناقض عکس العمل بهتری داشته باشند و از این طریق خود را کنترل کنند.

تبدیل شدن به یک مدیر و یک رهبر بهتر نیاز به تقویت مهارت مدیریت دارد. این که شما به عنوان یک مدیر خصوصیات ذاتی و رفتاری خود را بشناسید، طبیعتاً در شرایط مختلف برای آنها پاسخی مناسب هم دارید. در واقع شما پزشکی هستید که می‌دانید برای بیماری خود چه دارویی تجویز کنید و سعی می‌کنید که بهترین دارو را انتخاب کنید. البته کمپل برای کسانی که به فکر تقویت مهارت مدیریت خود از طریق خودآگاهی هستند پیشنهاد می‌دهد که موارد زیر را انجام دهید:

  • در برابر یادگیری و هدایت مقاومت نکنید: این خیلی ساده است! شما قبل از اینکه مدیر باشید، انسان هستید و انسان‌ها معمولاً دچار خطا می‌شوند. پس اگر کسی یک موضوع به شما متذکر می‌شوند، هرگز خود را یک انسان کامل ندانید. انتقادات را با روی باز بپذیرید.
  • طناب‌ها را بشناسید: در زندگی برای پیشرفت طناب‌هایی وجود دارد که شما را از حرکت باز می‌دارد. یک رهبر قوی می‌داند که این طناب‌ها کجا هستند و از کجا نشأت می‌گیرند. بریدن این طناب‌ها می‌تواند شما را به موفقیت برساند.
  • کنترل احساسات: کارآفرینان موفق و رهبران اجازه نمی‌دهند که احساسات آنها را کنترل کند. احساسات منجر به تصمیم‌گیری غیرمنطقی می‌شوند.
  • ریسک پذیری: رهبران خوب به دانش خود و به کارکنان خود اعتماد دارند و به همین دلیل تصمیمات و ارزیابی‌های خود را سریع‌تر و با ریسک‌پذیری بالاتری انجام می‌دهند.
  • صبور باشید: عجله کردن در تصمیم گیری ضربه‌ای است که هم به مدیریت شما و هم به سازمان تحت مدیریت شما لطمه می زند.
  • کنجکاوی: کنجکاوی هیچ وقت به معنی فضولی نیست و به شما برای تقویت مهارت مدیریت کمک می‌کند. کنجکاوی چیزیست که جرقه خلاقیت را می‌زند و شما می‌توانید آن را شعله ور کنید.

ایجاد چشم انداز استراتژیک

اصولاً کارآفرینان به خاطر اشتیاق و ایده‌های نوآورانه‌ای که برای کسب و کار خود دارند، شناخته می‌شوند. اما متاسفانه این خلاقیت فقط به کسب و کار آنها و فقط در همان لحظه محدود می‌شود. کارآفرینان برای رهایی از چنین مرحله‌ای، نیاز دارند که گامهای بعدی کسب و کار خود را تصور کنند و برای آن برنامه استراتژیک داشته باشد.

چشم انداز استراتژیک کار خیلی سختی نیست! شما به عنوان کارآفرین فقط باید ببینید که کسب و کار شما در آینده به چه صورت خواهد بود. این چشم انداز ممکن است شامل تعداد کارکنان، روند کسب و کار تا چند سال آینده، نحوه کسب درآمد در آن و روشهای مدیریت در کسب و کار شود. اهداف کوتاه مدت به شما کمک می‌کنند که تصاویر بزرگتری برای خودتان و کارکنان و سرمایه‌گذاران به وجود بیاورید و از آن برای تقویت مهارت مدیریت خود کمک بگیرید.

روزانه چیز جدیدی یاد بگیرید

این یک واقعیت است که هم کارآفرین موفق و هم یک رهبر خوب علاقه خوبی به دانش دارند و احساس می‌کنند که نسبت به همه چیز آگاه هستند. اما تفاوتی که کارآفرینان دارند این است که همیشه در مسیر یادگیری می‌مانند. در واقع آنها از خلاقیت خود این نکته را به خوبی یاد گرفته‌اند که آموزش در هر مرحله‌ای باعث پیشرفت آن‌ها می‌شود. این وضعیت منجر به ایجاد یک دیدگاه مثبت نسبت به یادگیری و جذب اطلاعات می‌شود.

اگر یک رهبر یا مدیر احساس کند که در مهارت‌های گفتاری عمومی ضعف دارد، خیلی راحت می‌تواند از دوره‌های تقویت این مهارت مانند دوره گفتار درمانی استفاده کند. خوشبختانه کارآفرینان این فروتنی را برای گسترش مهارت‌ها و تخصص خود دارند و به همین دلیل توانایی آنها برای تقویت مهارت مدیریت خود بیشتر است.

دیگران را تقویت کنید

رهبران خوب و کارآفرینان موفق همیشه با احترام با دیگران صحبت می‌کنند. آن‌ها به تیم خود کمک می‌کنند تا اهداف شخصی خود را با اهداف سازمان تطبیق دهند. یک مدیر هیچ وقت مانع پیشرفت کارکنان خود نمی‌شود، حتی اگر این پیشرفت در مسیر حرکتی شرکت نباشد. در واقع مدیران این اعتماد را در تیم خود ایجاد می‌کند که در یک مسیر خاص حرکت کنند و آنچه که آنها ترجیح می‌دهند انتخاب کنند.

مسیر کسب و کار به شکلی است که احتمال بروز مشکل در آن وجود دارد و برخی موارد از کنترل خارج می‌شود. انگیزه دادن به کارکنان و ایجاد استقلال در نیروی کاری  منجر به تقویت آنها برای تصمیم‌گیری و حتی انتقاد از مدیر می‌شود. در نتیجه انگیزه و بهره وری کارکنان افزایش می‌یابد. این یک تکنیک خوب برای تقویت مهارت مدیریت است.

 هوس قدرت را در خود خاموش نگه دارید

اصولاً بلندپروازی و هدایت یک گروه چیزی است که کارآفرین را به سمت یک هدف خاص هدایت می‌کند. این قدرت طلبی باعث ایجاد انگیزه در آنها شده و به عنوان یک فاکتور خوب برای آنها شناخته می‌شود. اما اگر یک کارآفرین به موقعیت قدرت، مانند مدیریت کسب و کار، برسد و همان موقعیت را با سلطه طلبی ادامه دهد، مشکلات او بزرگتر خواهد شد.

مدیران خوب در حالی که قدرتمند هستند، متواضع هم هستند. آن‌ها می‌خواهند همه چیز را انجام دهند، مشکلات را حل کنند، محصولات یا خدمات شگفت انگیز ایجاد کنند و رقبایشان را جا بگذارند. اما تمامی این ویژگی‌ها در مورد کارکنان شرکت صدق نمی‌کند و فرد باید نقش مهمی برای آنها داشته باشد. به اشتراک گذاشتن موفقیت و یادگیری اصول اولیه مواردی هستند که به تقویت مهارت مدیریت کمک می‌کنند.

شناسایی استعدادهای برتر و حفظ آنها

شما به عنوان کارآفرین ممکن است ایده اولیه کسب و کار را داشته باشید، اما باید بپذیرید که موفقیت کسب و کارتان تا حدود زیادی وابسته به نیروهای کاری شماست. مدیران موفق این واقعیت را درک می‌کنند و به همین دلیل بیشتر مایل به استخدام افراد با استعداد هستند که متناسب با فرهنگ شرکتشان باشد.

مدیریت یک علم غیر مستقیم است و حتی تقویت مهارت مدیریت هم با تقویت افراد با استعداد به وجود می‌آید. رهبران موفق در رشد کارکنان خود نقش دارند و برای آنها امکان آموزش را فراهم می‌کنند تا از این سرمایه گذاری به بهترین شکل ممکن استفاده کنند.

شجاعت در انتخاب

کارآفرینان افرادی شجاع و با استقامت بالا هستند. این افراد سعی می‌کنند از هر ظرفیتی در بهترین جای ممکن استفاده کنند. آن‌ها می‌دانند که برای ساختن یک ساختمان علاوه بر اینکه به تیرآهن و تجهیزات سنگین نیاز دارند، مصالح سبک‌تر مانند ماسه و سیمان هم نیاز دارند. به کار گرفتن نیرو به شکل‌های مناسب در یک کسب و کار نیاز به شجاعت دارد و این شجاعت می‌تواند به تقویت مهارت مدیریت کمک کند. در حقیقت مدیران موفق از نیروهای خود به بهترین شکل و متناسب با توانایی آنها استفاده می‌کنند.

تلاش برای تأثیر گذاشتن بر کارکنان

این یک بحث روانشناسی ساده است که شما به عنوان کارآفرین باید بتوانید بر روی افراد مرتبط با کسب و کار خود تأثیر بگذارید. حالا ممکن است این افراد مشتری شما، سرمایه گذار یا حتی کارکنان شما باشند. اگر شما به عنوان مدیر بتوانید با رفتارها و اصول مدیریتی خود بر آنها تأثیر گذار باشید، مطمئناً ارتباط شما از بحث مالی خارج شده و به شکل عاطفی ادامه پیدا می‌کند.

روش‌های تاثیرگذاری بر کارکنان و افراد مرتبط با کسب و کار متفاوت است. برخی به سراغ تکنیک‌های سخنرانی و گفتار می‌روند و برخی از روش‌هایی مانند پاداش و تنبیه استفاده می‌کنند. نتیجه‌ای که در اینجا اهمیت دارد این است که این افراد بدون توجه به نتیجه کار، به طور کامل آماده همکاری با شما هستند و این به صورت خودکار باعث تقویت مهارت مدیریت شما می‌شود.

هرگز شخصیت خود را به خطر نیندازید

تمامی اصول مدیریت بر مبنای شخصیت و کاریزمای یک مدیر پیاده سازی می‌شود. حتی اگر یک مدیر بخواهد ارتباط تعاملی و باز با کارکنان خود داشته باشد، باز هم لازم است که برخی حریم‌های شخصی و مدیریتی حفظ شوند. رابطه‌های مشکوک با سرمایه‌گذاران و استفاده از ترفندهای کلاهبرداران برای به دست آوردن برخی امتیازات، اگرچه در کوتاه مدت مؤثر به نظر می‌رسد، نتایج بلند مدت آن برای مدیریت شما بسیار خطرناک است.

بهترین رهبران بیشتر به خاطر شخصیت خود معروف شدند. آن‌ها صادق هستند و هرگز وعده‌هایی را که نمی‌توانند، نمی‌دهند. احترام و ارزش به موارد اخلاقی چیزیست که در نهایت از شما را به تقویت مهارت مدیریتی می‌رساند.

از نیروهای خود بپرسید که چه کاری انجام دهیم

این یک تکنیک مدیریتی فوق العاده کارآمد است که به تقویت مهارت مدیریت شما کمک می‌کند و هم کارکنان را نسبت به مدیریت شما راضی نگه می‌دارد. بهتر است این طرز فکر را برای خود به وجود بیاورید که تصمیم‌گیرنده نهایی شما هستید و نیازی به پرسیدن در مورد مشورت گرفتن از پرسنل خود نداشته باشید. اگر چنین دیدگاهی داشته باشید، هم با شجاعت بیشتری با کارکنان خود مشورت می‌کنید و هم پذیرای انتقاد آنها هستید.

قرار نیست که شما در همه شرایط و در همه حال از کارکنان بپرسید که چه کاری باید انجام شود. اما در برخی موارد پرسیدن چنین سوالاتی کمک می‌کند که کارکنان انگیزه بیشتری داشته باشند و خود را در نتیجه کار شریک بدانند. اصولاً کارکنانی که مورد تکریم مدیر خود قرار می‌گیرند و احساس می‌کنند که در یک کسب و کار مفید هستند، تلاش بیشتری برای موفقیت کسب و کار انجام می‌دهند.

مشاوره و مشاوره و مشاوره

یک دست صدا ندارد. این ضرب المثل دوست داشتنی ایرانی به خوبی نشان می‌دهد که مشاوره در همه امور می‌تواند مؤثر باشد. کسانی که با دیگران مشورت می‌کنند، مطمئناً چیزهای جدید یاد می‌گیرند و نحوه تعامل آنها بهتر می‌شود. حالا اگر این مشاورین کارکنان یا اعضای یک گروه باشند، کارآفرین می‌داند که این افراد برای او تلاش می‌کنند و در نهایت به موفقیت او در اولویت قرار دارد. به همین راحتی تقویت مهارت مدیریت شما میسر می‌شود و در گام‌های بعدی می‌توانید از آنها استفاده کنید.

به‌عنوان جمع‌بندی این مطلب، مهارت مدیریت چیزی نیست که شما آن را از یک کتاب خاصی یا از یک فیلم یاد بگیرید، بلکه شما به عنوان کارآفرین و مدیر باید اصول و روش‌های مختلف را تجربه کنید. همه ما به شکلهای مختلف به کتب مدیریتی دسترسی داریم، اما تجربه‌های گرانبها فقط برای کارآفرینان شجاع و نترس وجود دارد و به صورت گام به گام پیشرفت می‌کنند. پس اگر به فکر تقویت مهارت مدیریت خود هستید، این ۱۱ نکته را فراموش نکنید و برای موارد جزئی‌تر با ما در تماس باشید.

 

 

۷ استراتژی مدیریتی برای ایجاد مزیت رقابتی

اصولاً وقتی که در مورد استراتژی مدیریتی صحبت می‌کنید یعنی برنامه‌ای که توسط بخش مدیریت پیاده‌سازی می‌شود و باید بر نتیجه کار سازمان یا شرکت تأثیر داشته باشد. گاهی این استراتژی‌ها شامل رفتار مدیر با پرسنل و کارکنان زیردست است، گاهی شامل برنامه تولید می‌شود، گاهی روش‌های بازاریابی را تغییر می‌دهد و گاهی باعث ایجاد مزیت رقابتی برای محصول یا خدمات می‌شود. در هر صورت نقش استراتژی مدیریتی در موفقیت یک شرکت غیر قابل انکار است.

مدیران و به طور کلی بخش مدیریت تأثیر مهمی بر تصمیم گیری و تصمیم سازی در کسب و کار دارند. اگر این افراد به نسبت به وضعیت سازمانی و کسب و کار خود اطلاعات کافی داشته باشند، استراتژی های آن‌ها منجر به مزیت رقابتی می‌شود که عملاً رقبا را از میدان به در می‌کند. اما مدیرانی که عملکرد منفعلانه بر اساس تجربیات کهنه دارند، شانس موفقیت آنها چندان بالا نیست و نباید انتظار داشته باشیم که استراتژی مدیریتی جسورانه‌ای داشته باشند.

در اینجا می‌خواهیم استراتژی مدیریتی برای ایجاد مزیت رقابتی در نظر بگیریم و ببینیم که چه راهکارهایی برای ایجاد مزایای رقابتی در اختیار آنها قرار دارد.

 استراتژی مدیریتی و مزیت رقابتی؛ آره یا خیر؟!

مدیر به کسی گفته می‌شود که تمامی شرایط و فضای حوزه کسب و کار خود را تحت کنترل دارد و می‌تواند در شرایط مختلف، تصمیم‌های حیاتی بگیرد. این تصمیم‌ها به عنوان استراتژی مدیریتی معرفی می‌شوند و مسیر کلی کسب و کار را مشخص می‌کند.

مزیت رقابتی یک ویژگی و خاصیت منحصر به فرد در محصولات و خدمات یک شرکت یا سازمان است که باعث برتری آنها نسبت به رقبا می‌شود. در حقیقت مزیت رقابتی را باید به عنوان یک شکاف بزرگ بین محصولات یک شرکت با سایر برندها در نظر بگیریم که رقبا امکان پر کردن آن را ندارند یا حداقل امکان عبور از آن مسیر را ندارند.

حالا به نظر شما استراتژی مدیریتی می‌تواند به مزیت رقابتی بیانجامد؟ بدون شک پاسخ مثبت است!

همیشه مدیران سعی می‌کنند علاوه بر اصول مدیریت و روش‌هایی که عمومیت دارند، استراتژی‌های خاص خود را در نظر بگیرند که این استراتژی‌ها برای هر فرد و هر مدیر خاص هستند. مثلاً ممکن است یک مدیر تمام تمرکز خود را بر روی جلب توجه کارکنان قرار دهد و از این طریق بازدهی کار آنها را بالا ببرد. این در حالی است که مدیران بیشتر بر روی مسائلی مانند استفاده از فناوری و افزایش کیفیت محصول متمرکز می‌شوند و سعی می‌کنند از این طریق از رقبای خود پیشی بگیرد.

اکنون که به این نتیجه رسیدیم که استراتژی مدیریتی برای ایجاد مزیت رقابتی لازم و ضروری است، ۷ مسیر خاص و مدیریتی در اینجا معرفی خواهیم کرد.

استراتژی مدیریت هزینه

این استراتژی را می‌توان یک نوع استراتژی منفعلانه و واکنش گرا در نظر گرفت. در واقع این دسته از مدیران سعی می‌کنند نسبت به بازار عکس العمل نشان دهند و رفتار تهاجمی خاصی نداشته باشند. مدیران واکنشگرا بیشتر نسبت به رفتار خود و کارکنان زیر دست منتقد هستند و اصلاحات را از خود شروع می‌کنند. یکی از استراتژی‌های این دسته از مدیران، کاهش هزینه‌های تولید و در واقع مدیریت هزینه است.

استراتژی مدیریت هزینه به مدیران کمک می‌کند که هزینه تولید تا فروش محصولات خود را با شیوه‌های مختلف کاهش دهند. استفاده از امتیازهای دولتی، عدم پرداخت مالیات، خرید مواد اولیه ارزان، تولید بالا در زمان کم و همچنین تولید آسان روش‌هایی هستند که در نهایت باعث کاهش قیمت محصول می‌شود. از آنجایی که مشتریان نسبت به واژه ارزان علاقه خاصی دارند، طبیعتاً پیدا کردن مشتری برای این محصولات چندان سخت نیست و این استراتژی مدیریتی به سوددهی برای سازمان ختم می‌شود. نمونه بارز استراتژی مدیریت هزینه، کشور چین است.

استراتژی تفاوت‌ها و برتری‌ها

برخلاف استراتژی مدیریت هزینه، این استراتژی کاملاً هجومی بوده و مدیر سعی می‌کند که رقیب را به بهترین شکل ممکن از میدان خارج کند. در واقع این استراتژی مزیت رقابتی بیشتر بر روی بحث تولید محصولات با کیفیت و برتر متمرکز می‌شود و از این طریق به مصرف‌کننده نشان برتر بودن خود را می دهد. این استراتژی مدیریتی ممکن است در ابتدای راه برای شرکت و سازمان هزینه بر باشد، اما نتیجه مثبتی دارد.

نمونه بارز این استراتژی، کشور ژاپن است. این کشور از ابتدا تمرکز خود را بر روی محصولات الکترونیکی و با کیفیت قرار داده و در حال حاضر یکی از بهترین تولید کنندگان جهان است. شما وقتی که به بازار می‌روید و محصولات برندهای مختلف مانند سونی و پاناسونیک را می‌بینید، ناخودآگاه ترجیح می‌دهید که هزینه بیشتری برای خرید این محصولات بپردازید. استراتژی برتری این امکان را به مدیران می‌دهد که تا حد امکان رقبا را له کنند و از نقاط ضعف آن‌ها علیه خودشان استفاده کنند. این استراتژی بسیار کارآمد است و از بین بردن این مزیت رقابتی تقریباً غیرممکن است.

استراتژی مزیت رقابتی نوآوری

تا چند سال پیش گوشی‌های نوکیا محبوب‌ترین برند موجود در بازار بودند که از سیستم عامل سیمبین استفاده می‌کردند. با ظهور سیستم عامل اندروید، شرکت نوکیا ترجیح داد که وارد این حوزه نشود و از همان سیستم قدیمی خود استفاده کند. طولی نکشید که برندهای دیگر مانند سامسونگ و ال جی به سرعت بازار گوشی‌های هوشمند را به خود اختصاص دادند و تقریباً فضایی برای فعالیت گوشی‌های نوکیا باقی نماند.

این موضوع نشان می‌دهد که گاهی استراتژی مدیریتی حکم می‌کند که به سراغ نوآوری در محصول برویم. باید این حقیقت را بپذیریم که دنیا در یک نقطه منتظر تولید محصولات ما باقی نمی‌ماند و به سراغ محصولاتی می‌رود که با ذائقه آنها همخوانی داشته باشد. اینجاست که مدیران خلاق و نوآور می‌توانند در بازار دوام بیاورند و محصولات خود را راحت‌تر بفروشند. اگرچه شرکت نوکیا مزیت رقابتی کیفیت بالای محصول را در اختیار داشت، اما عدم استفاده از استراتژی نوآوری باعث نابودی و به حاشیه رفتن این شرکت شد.

استراتژی افزایش بازدهی عملکرد

در حوزه استراتژی مدیریتی از این روش به عنوان یک روش چند مرحله‌ای یاد می‌شود. جالب است بدانید که بسیاری از کشورها و شرکت‌ها از این استراتژی برای خود استفاده کرده‌اند و می‌کنند. روال کار به این صورت است که شرکت مورد نظر ابتدا یک استراتژی خاص مانند برتری محصول یا مدیریت هزینه را انتخاب می‌کند تا به مرور زمان در بازار شناخته شود. اما بعد از شناخته شدن و پیدا کردن مشتری به سراغ تغییر مزیت رقابتی خود می‌رود.

این تغییر مزیت رقابتی شامل افزایش بازدهی عملکرد می‌شود. مثلاً ممکن است شما یک شرکت خدماتی در زمینه ترجمه متن داشته باشید. در ابتدا سعی می‌کنید که پیشنهادهای کمتری بدهید تا به مرور زمان مشتری کافی پیدا کنید. با رونق کسب و کار و به دست آوردن مشتری کافی، به این نتیجه می‌رسید که کیفیت کار شما از کار رقبا بهتر است. بنابراین به سراغ همان قیمت‌های استاندارد یا حتی بالاتر می‌روید و در عوض بازدهی کار را بهتر می‌کنید. این یعنی شما صبر می‌کنید ببینید که دقیقاً مشتریان و مصرف کنندگان محصولات شما چه چیزی می‌خواهند، و با توجه به نیاز آنها محصولی با بالاترین کیفیت و بازدهی به آن‌ها می‌دهید.

مزیت رقابتی مبتنی بر تکنولوژی و فناوری

در مورد نوآوری، بحث استفاده از سیستم عامل اندروید در گوشی‌های نوکیا را بررسی کردیم. در اینجا هم همین موضوع مطرح است، با این تفاوت که تأثیر آن به شکل دیگری در نظر گرفته می‌شود. شما می‌توانید خودروهای تولید داخل ایران را در نظر بگیرید. اگرچه در ابتدا تمایل بیشتر مصرف کنندگان به سمت خودروهای مانند پیکان بود، اما به مرور زمان مشخص شد که توانایی پاسخگویی به فناوری و تکنولوژی‌های جدید ندارد.

بنابراین شرکت‌های خودروسازی به سمت استفاده از تکنولوژی‌های جدید مانند کیسه هوا، ترمز ای بی اس، استفاده از صفحه نمایش دیجیتال، صندلی‌های برقی، دوربین‌های عقب و جلو برای پارک و موارد مشابه رفتند. به نظر می‌رسد که مصرف کنندگان در مورد انتظارات حداقلی خود از خودروها به یک نقطه‌ای رسیده‌اند و از این لحظه به بعد به سراغ آپشن ها و امکانات می‌روند. در استراتژی مدیریتی هم همین روال و برنامه وجود دارد. مدیرانی که سعی می‌کنند در کسب و کار خود از تکنولوژی‌های جدید و فناوری‌های مدرن استفاده کنند، شانس بیشتری برای ایجاد مزیت رقابتی دارند و احتمال موفقیت آنها بیشتر است.

سازگاری و تطبیق پذیری

خوشبختانه یا متاسفانه بحث بازار مدیریت و اقتصاد به شدت ناپایدار و نگران کننده است و این موضوع در مورد اقتصاد ایران هم بیشتر است. این ایراد باعث می‌شود که مدیران همیشه در خطر باشند و یک جایگزین بالقوه برای آنها تعریف شود. در این بین برخی از مدیران استراتژی مدیریتی مناسبی ندارند و مجبورند که پست خود را واگذار کنند. اما دسته دوم مدیرانی با قابلیت سازگاری و تطبیق پذیری هستند که شانس بقا و موفقیت آنها بیشتر است.

تصمیم گیری و تصمیم سازی در حوزه مدیریت بسیار مهمتر از اجرای آن است. حتی در برخی از سازمانها ممکن است مدیران بالادست تصمیم بگیرند و مدیران پایین‌دست فقط مجری باشند. بنابراین این مدیران ارشد هستند که تحت نظارت قرار دارند. این مدیران موظفند که وضعیت بازار را به طور دائم رصد کرده و بهترین استراتژی ممکن را انتخاب کنند. گاهی به کار بردن برخی برنامه ریزی‌ها از طرف پرسنل یا مدیران پایین‌دست توجیه خاصی ندارد، اما استراتژی مدیریتی ایجاب می‌کند که مدیران ارشد به سراغ این راهکارها بروند.

اطلاعات و اطلاعات و اطلاعات!

قانون کلی در برنامه ریزی و تصمیم گیری این است که فرد با توجه به اطلاعات در دسترس خود تصمیم گیری می‌کند. این هم در استراتژی مدیریتی مهم است و هم در کارهای رقابتی برای کسب و کار. مدیری که نسبت به رقبای خود اطلاعات کافی داشته باشد و بداند که نقاط ضعف آنها به چه صورت است، این فرصت را برای خود به وجود می‌آورد که از این ظرفیت برای به دست آوردن بازار استفاده کند و هر چه بهتر رقیب خود را خارج کنند.

به همین دلیل به اکثر مدیران توصیه می‌شود که یک استراتژی مشخص برای به دست آوردن اطلاعات و استفاده از آنها در بازار داشته باشد. اگرچه این اطلاعات ممکن است در آن لحظه کارایی نداشته باشند، اما در هر صورت استراتژی بلند مدت و کوتاه مدت مدیران را تحت تأثیر قرار می‌دهند.

به عنوان نتیجه گیری به خاطر داشته باشید که استراتژی مدیریتی برای به دست آوردن مزیت رقابتی بسیار متنوع هستند و مدیر می‌تواند با شیوه‌های مختلف تغییراتی در محصولات خود به وجود بیاورد. بنابراین اگر شما هم مدیر هستید و احساس می‌کنید که رقابت در کسب و کار شما بالاست، لازم است از بهترین تصمیمات به صورت تهاجمی و غیرتهاجمی استفاده کنید.

 

 

عاملی برای پیشی گرفتن از رقبا؛ مزیت رقابتی

به عنوان یک شخص فعال در حوزه مدیریت، تمایل به ارتباط دادن موارد مختلف به مزیت رقابتی ندارم، اما یک مثال ساده را در نظر بگیرید.

به نظر شما چرا اوسین بولت به راحتی می‌توانست مدال طلای المپیک و مسابقات جهانی را بگیرد؟

پاسخ دادن به این سؤال در حوزه تخصصی دو و میدانی است و ما نمی‌خواهیم چندان وارد این حوزه شویم. اما اگر به فیزیک بدنی این ورزشکار توجه کنید می‌بینید که پاهای بلند او امکان طی کردن مسافت بیشتری نسبت به رقبا را فراهم می‌کند. این موضوع باعث می‌شد که استارت‌های نامناسب بولت تحت تأثیر قرار گرفته و در کوتاه مدت از همه آنها فاصله بگیرد. این مثال ساده نشان می‌دهد که داشتن یک مزیت رقابتی تا چه اندازه می‌تواند به پیشی گرفتن شما از رقبا کمک کند.

در این مطلب می‌خواهم مزیت رقابتی را به طور تخصصی بررسی کنم و استراتژی‌های این بحث خاص مدیریت را معرفی کنم که هرکسی می‌تواند با توجه به شرایط خود، یکی از آن‌ها را انتخاب کند.

مزیت رقابتی چیست؟

مزیت رقابتی یک ویژگی منحصر به فرد و خاص است که به شرکت، کشور یا افراد اجازه می‌دهد که نسبت به رقبای خود پیشی بگیرند و یک کار را با کیفیت بهتری انجام دهند. این عامل به شرکت‌ها اجازه می‌دهد که در مقایسه با رقبایش به حاشیه‌ها و امتیازات بالاتری دست یابد و ارزش و سهامداران این شرکت‌ها را به دست می‌آورد. در حقیقت مزایای رقابتی وجه تمایز یک شرکت نسبت به رقبای آن هستند و به شرکت کمک می‌کنند که خیلی راحت مصرف کنندگان و مشتریان را به انتخاب محصول آنها تشویق کنند.

مزیت رقابتی یک ویژگی سخت و غیر ممکن است که دسترسی به آن برای سایر شرکتها امکان پذیر نیست و امکان کپی کردن آن هم وجود ندارد. به خاطر داشته باشید که این مزایا اگر به راحتی کپی یا تقلید شوند، رقابتی نیستند و سایر شرکت‌ها نیز می‌توانند آن را انجام دهند. پس شما هیچ وقت فکر نکنید که با استراتژی‌ها و برنامه‌های معمولی به راحتی می‌توانید از رقبا فاصله بگیرید. بلکه باید یک امتیاز خاص برای خود به وجود بیاورید که آنها نسبت به این امتیاز ناتوان باشند.

نمونه‌هایی از مزیت رقابتی

یک ویژگی مهم که مزایای رقابتی دارند این است که یا توسط خود فرد ایجاد می‌شوند، یا شرایط طبیعی و موارد غیر قابل کنترل در آن تاثیرگذار هستند. در واقع این می‌تواند هنر یک شرکت در استخدام نیروهای کاری ماهر باشد یا صرفاً به دلیل قرار گرفتن آن در یک منطقه جغرافیایی باشد. چند نمونه مزیت رقابتی در زیر آورده‌ایم:

  • دسترسی به منابع طبیعی که رقبا به آنها دسترسی ندارند: به عنوان مثال دسترسی به منابع نفت و گاز در منطقه خاورمیانه که شرکت‌های شرق و جنوب شرق آسیا مجبور به واردات و خرید گران قیمت آنها هستند.
  • نیروی کار ماهر: طبیعتاً شرکت‌هایی که در کشورهای دارای دانشگاه بزرگ و پیشرفته هستند، به این موضوع دسترسی بیشتری دارند.
  • مکان جغرافیایی منحصر به فرد: مطمئناً تولید یک محصول خاص در یک منطقه که مصرف کننده آن باشند، بهترین فرصت برای رشد یک شرکت و توسعه کسب و کار آن است.
  • دسترسی به تکنولوژی جدید یا اختصاصی: این مربوط به شرکت‌هایی است که تیم قوی تحقیق و توسعه (R&D) دارند و به کمک آن به یک تکنولوژی جدید یا اختصاصی دست پیدا می‌کنند.
  • توانایی تولید محصول با هزینه کم: این یک نمونه بارز از مزیت رقابتی شرکت‌های چینی است. این شرکت‌ها هم دسترسی به نیروی کاری ارزان‌تری دارند و هم تأمین مواد اولیه برای آنها ارزان‌تر تمام می‌شود.
  • محبوبیت و مقبولیت برند: این مزیت حاصل سالها فعالیت و زحمت یک برند خاص است که بتواند توجه مخاطبین و مشتریان خود را جلب کرده و به سطح مقبولیت بالایی نسبت به رقبا برسد.

ساختار یک مزیت رقابتی

قبل از اینکه یک مزیت رقابتی به اثبات برسد و شما به عنوان دارنده یک کسب و کار یا مسئول یک کشور بخواهید از آن استفاده کنید، باید ببینید که آیا ساختار مناسبی دارد یا خیر. طبیعتاً این ساختار باید شامل چند قسمت باشد که هر کدام از آن‌ها در نهایت در کیفیت مزایا و نحوه تأثیر آن بر مشتریان نقش دارند. در یک بررسی کلی می‌توان ساختار مزایای رقابتی را به سه بخش تقسیم کرد:

  • مزایا: یک شرکت باید مشخص کند که کدام مزیت یا کدام مزایا و محصول و خدمات او را برتر می‌کند. این مزایا باید ارزش واقعی داشته باشند و منفعت کافی به خریدار و مصرف کننده محصول برسانند.
  • بازار هدف: یک شرکت باید تعیین کند که چه کسی قرار است از شرکت آنها خریداری کند و چگونه می‌توانند به بازار مورد نظر خود برسند.
  • رقبا: شناخت رقبا و درک نحوه رفتار آنها در بازار عضو مهم دیگری از مزایای رقابتی است که به چشم انداز رقابتی آنها کمک می‌کند و باعث می‌شود که با دید بازتری در رقابت شرکت کنند.

به طور کلی، برای ایجاد یک مزیت رقابتی، یک شرکت باید بتواند مزایایی به بازار هدف خود ارائه دهد که دیگر رقبا امکان ارائه دادن آن در بازار را نداشته باشند.

استراتژی‌های مزیت رقابتی

سه استراتژی برای ایجاد مزیت رقابتی وجود دارد. مدیریت هزینه، کیفیت و تمایز، تمرکز و خلاقیت. این استراتژی‌ها مشخص می‌کنند که ما می‌خواهیم به چه شیوه‌ای از رقبای خود پیشی بگیریم و نقطه برتری ما نسبت به رقبا کجاست.

مدیریت هزینه

استراتژی مدیریت هزینه، هدف این است که تولید کننده کمترین هزینه ممکن را برای تولید یک محصول یا خدمات بپردازد. این مزیت از طریق تولید در مقیاس وسیع به دست می‌آید و شرکت‌ها می‌توانند از اقتصاد کلان در این حوزه بهره برداری کنند.

اگر یک شرکت قادر به تولید در مقیاس وسیع و تولید محصولات با هزینه پایین‌تر از رقبا باشد، به راحتی می‌توانند قیمت پایین‌تری برای فروش محصول به وجود بیاورد. این قیمت پایین چیزی نیست که سایر رقبای شرکت به آن دسترسی داشته باشند و بخواهند برای شرکت مورد نظر مشکل ساز باشند. بنابراین زمانی که یک شرکت استراتژی مدیریت هزینه را اتخاذ می‌کند، می‌تواند سود بالایی بابت انتخاب این استراتژی نسبت به رقبا به دست بیاورد.

کیفیت

استراتژی کیفیت و تمایز چیزیست که محصولات و خدمات شرکت را نسبت به رقبای آن متفاوت می‌کند. این استراتژی می‌تواند با ارائه محصولات با کیفیت بالا یا خدمات و محصولات نوآورانه به مشتریان باشد. اگر یک شرکت بتواند بحث تمایز و برتری محصول رو به شکل مناسب ایجاد کند، مطمئناً قادر است که قیمت بالاتری برای محصولات و خدمات خود انتخاب کند و از این طریق سود بیشتری به دست می‌آورد.

خلاقیت

خلاقیت و نوآوری چیزی نیست که بخواهیم از آن به عنوان یک مزیت رقابتی چشم‌پوشی کنیم. امروزه تقریباً اکثر شرکتها دارای واحد تحقیق و توسعه هستند و به دنبال ایجاد یک ویژگی منحصر به فرد در محصولات خود می‌گردند. این ویژگی می‌تواند شامل استفاده راحت‌تر از محصولات باشد یا تغییراتی در آن به وجود بیاورد که مشتری بیشتری به آن جذب شود. البته به طور کلی نوآوری در محصول می‌تواند شامل نوآوری در هزینه و کم کردن آن یا نوآوری در کیفیت محصول و برتری دادن آن نسبت به رقبا باشد.

مزیت رقابتی در شرکت‌ها

به منظور نشان دادن اهمیت مزیت رقابتی در اینجا سعی می‌کنیم که نحوه تأثیر آن بر رفتار شرکتها، کشورها و افراد مختلف بررسی کنیم. در واقع مزایای رقابتی تأثیر خود را به شکل‌های مختلفی می‌گذارد. اما سه نمونه‌ای معروف از شرکت‌های بزرگ دنیا که از مزایای رقابتی بهره بردند عبارتند از:

  • شرکت مک دونالد: مزیت رقابتی اصلی شرکت مک دونالد، مبتنی بر استراتژی مدیریت هزینه است. این شرکت توانایی صرفه‌جویی در مقیاس بزرگ را دارد و می‌تواند محصولاتی با هزینه کم تولید کند. در نتیجه شرکت مک دونالد محصولات خود را با قیمت پایین‌تری نسبت به رقبا به بازار عرضه می‌کند
  • شرکت لوئیس ویتون: بزرگ‌ترین مزیت رقابتی لوییس ویتون هم بر بحث نوآوری و هم بر بحث خلاقیت و کیفیت به وجود آمده است. این شرکت را می‌توان یک شرکت پیشرو در بازار لوکس و قیمت‌های منحصر به فرد معرفی کرد.
  • شرکت وال مارت: شرکت وال مارت استراتژی مدیریت هزینه استفاده می‌کند و قادر است که هر روز قیمت محصولات خود را نسبت به رقبا پایین‌تر بیاورد.

نحوه استفاده از مزیت رقابتی در کشورها

جالب است بدانید که کشورها هم می‌توانند مزیت رقابتی ایجاد کنند و از آن تحت عنوان مزایای رقابتی ملی بهره ببرند. نمونه‌های مختلفی از کشورهای دنیا از استراتژی‌های متفاوت استفاده کرده‌اند که با توجه به برنامه کلی آن‌ها تعیین می‌شود. برخی از کشورهایی که از مزیت رقابتی استفاده کرده‌اند می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • کشور چین: این کشور از مدیریت هزینه استفاده کرده است. چین محصولات کم هزینه را با سطح کیفی مقبول به بازار ارسال می‌کنند. از آنجائیکه سطح زندگی در کشور چین تقریباً پایین است و هزینه آن ارزان است، این فرصت برای کارفرما به وجود می‌آید که هزینه کمتری به کارگران بپردازد و در نتیجه محصولات آنها بهتر فروخته می‌شوند.
  • کشور هند: کشور هند از جمله کشورهایی است که در طول زمان استراتژی خود را تغییر داده است. این کشور ابتدا از روش مدیریت هزینه استفاده کرد. اما به مرور زمان به سمت بالا بردن کیفیت محصولات خود رفت و در جریان آن سعی کرد از کارگران ماهر، متخصصین فنی و کارگران مسلط به زبان انگلیسی با دستمزد مورد قبول استفاده کند.
  • کشور ژاپن: ژاپن هم به مرور زمان استراتژی رقابتی خود را تغییر داد. آن‌ها در دهه ۱۹۶۰ ابتدا از روش مدیریت هزینه در زمینه تولید وسایل الکترونیک ارزان استفاده کردند. اما به مرور زمان در دهه ۱۹۸۰ به سمت کیفیت حرکت کردند و محصولات فوق العاده ای مانند لکسوس وارد بازار کردند.
  • آمریکا: کشور ایالات متحده آمریکا از جمله کشورهای متکی به نوآوری در مزیت رقابتی بود. یک نمونه عالی از فعالیتهای کشور آمریکا، Silicon Valley بود که به عنوان یک مزیت نوآورانه شناخته می‌شود. کشور آمریکا به عنوان یک کشور ثروتمند شناخته می‌شود و به همین دلیل محصولات آنها از لحاظ نوآوری سطح بالایی دارند.

نحوه استفاده از مزیت رقابتی در افراد

حتی اگر شما یک کارمند هم باشید، نحوه حضور شما در محل کسب و کار و نحوه فعالیت شما هم می‌تواند یک نوع مزیت رقابتی محسوب شود. اگرچه اعضای یک تیم یا کارکنان یک شرکت همگی در یک مسیر برای موفقیت آن عمل می‌کنند، اما شما می‌توانید یک رزومه فوق العاده، یک مصاحبه عالی، یک مهارت کم نظیر یا هر مورد دیگری را به عنوان ویژگی برتر خود معرفی کنید تا کارفرما تشویق شود که شما در بخش‌های مهم‌تر استفاده کند.

به عنوان نتیجه گیری می‌توانیم مزیت رقابتی را یک عامل مهم و تاثیرگذار در موفقیت کشورها، شرکت‌ها و افراد مختلف معرفی کنیم که هر کدام با شیوه و استراتژی خاص خود انجام می‌شود. گاهی این استراتژی نشان دهنده کیفیت یک محصول یا خدمات است، گاهی نشان دهنده ارزان بودن آن است و گاهی نشان دهنده نوآوری در تولید آن است. در هر صورت مزیت رقابتی این فرصت را به شما می‌دهد که از رقبا به خوبی پیشی بگیرید.

 

 

روش های مدیریت نوین و توصیف هر کدام از آنها

یکی از تکراری‌ترین جملاتی که از مدیران جدید می‌شنوید، تکیه کردن آنها بر روی روشهای مدیریت نوین است که بعضاً تنها استفاده از این لفظ را یاد گرفته‌اند. مدیریت نوین سلسله مراتب و مراحل خاص خود را دارد که هم بحث ورودی، هم بحث فرایند و هم بحث خروجی سازمان تحت تأثیر قرار می‌دهد. متاسفانه بیشتر مدیران آشنایی چندانی با این مبحث ندارند و فقط در برخی از منابع و وب سایت‌های اینترنتی با این موضوع آشنا شده‌اند.

با پیشرفت تکنولوژی، مسئله استفاده از روش های مدیریت نوین هم به یک الزام برای مدیران تبدیل شده و نیاز است که در این زمینه آموزش لازم را ببینند. اهمیت این موضوع ما را بر آن داشت که به سراغ این روش‌ها برویم و ببینیم که تأثیر آنها بر عملکرد یک سازمان به چه صورت است.

مدیریت سیستمی به عنوان یکی ابتدائی ترین روش های مدیریت نوین

اصولاً هر سیستم فیزیکی و مدیریتی از ۵ بخش تشکیل شده است:

  • بخش ورودی
  • بخش فرآیند
  • بخش خروجی
  • بخش فیدبک یا بازخورد
  • بخش محیط

هرکدام از این پنج قسمت به شکل‌های مختلفی بر روند مدیریت و روند انجام هرکاری تاثیرگذار هستند. اصول کنترل یکی از این موارد می‌توانند روند کنترل مواردی دیگر را نیز ساده‌تر کند. یکی از روش های مدیریت نوین متمرکز شدن بر روی روند انجام یک کار به صورت کامل در یک سیستم است. احتمالاً در بسیاری از مدیریت‌های سنتی دیدید که هر کدام از این بخش‌ها به یک زیرمجموعه واگذار می‌شود و مدیرکلی، بر همه آنها نظارت دارد.

اما مدیریت نوین، شخص مدیر را مسئول تمامی اتفاقات رخ داده در هر کدام از این بخش‌ها می‌داند و معتقد است که مدیر باید به صورت مستقیم بر هر کدام از پنج بخش سیستم نظارت داشته باشد. ی هر کدام از این نظارتها دوره‌های زمانی تعیین می‌شود که مدیر از وضعیت فعلی و احتمالاً تغییرات آن با توجه به شرایط زمانی اطلاع پیدا کند.

مدیریت پویا

وجود یک فرایند پویا و تعادلی در ساختار یک سازمان الزامی است. این تعادل می‌تواند بخش‌های ساختاری و عملکردی را شامل شود یا تنها به بخش مدیریتی آن محدود شود. در هر دو حالت وجود کارکنان پویا و سازگار با توجه به شرایط مختلف، یک امر بدیهی و ضروری به نظر می‌رسد. نظریه کلاسیک تعادل در مدیریت، معتقد است که کارکنان در حیطه وظایف خود عمل کرده و هر کدام از آنها مسئولیت بیشتر از وظایف تعریف شده سازمانی خود ندارند.

این در حالی است که روش های مدیریت نوین به طور مستقیم و غیر مستقیم بر پویایی کارکنان و دخالت آنها در فرآیند سازمانی تأکید دارد. البته این موضوع فراتر از حیطه سازمانی و وظایف آنها نیست و به این معنی نیست که کارکنان در کار مدیریت دخالت داشته باشند و تصمیم گیری کنند. بلکه کارکنان به عنوان افرادی که در جریان کار درگیر هستند، می‌توانند به عنوان مشاور در کنار مدیریت حضور داشته و شرایط لازم و ضروری را برای آنها توضیح دهند. حتی ایده‌های کارکنان در برخی موارد کارسازتر و مثمر ثمر تر از بخش مدیریت است.

مدیریت چند سطحی و مدیریت چند بعدی

یکی از بزرگترین مشکلاتی که در سازمان‌های ناموفق وجود دارد، جدا سازی سطوح مختلف و ابعاد مختلف در کسب و کار است که ارتباط مناسبی بین آنها وجود ندارد. در این سازمان‌ها، پرسنل معمولی برای ملاقات با مدیریت نیاز به طی مراحل متعددی دارند و هیچ گونه احساس صمیمیت در آنها وجود ندارد. بنابراین پرسنل مجبور هستند ایده‌های خود را به صورت غیر مستقیم مطرح کنند یا حتی از مطرح کردن آن پشیمان شود.

روش های مدیریت نوین پیشنهاد می‌دهد که این سطوح و این ابعاد از ارتباط بین مدیر و کارکنان از بین رفته و امکان ارتباط آنها ساده‌تر باشد. در برخی موارد این ایده‌ها پا را فراتر گذاشته و به مدیران پیشنهاد می‌دهند که خود را نزدیکتر به پرسنل و کارکنان شرکت قرار دهند. استفاده از دیوارهای شیشه‌ای، تعریف کردن فضا به کمک میزهای چوبی معمولی و از بین بردن طی کردن مراحل سازمانی برای ملاقات با مدیر، از جمله مواردی هستند که به ارتباط بخش مدیریت و بخش اداری کمک می‌کند.

مدیریت انگیزشی

انگیزه به عنوان روح و قالب اصلی یک سازمان شناخته می‌شود. انگیزه می‌تواند هم به صورت منفی و هم به صورت مثبت برای کارکنان ایفای نقش کند. برخی از موارد انگیزشی:

  • در نظر گرفتن حقوق تشویقی برای پرسنل؛
  • در نظر گرفتن تنبیه و مجازات برای پرسنل نامنظم؛
  • امکان ارتقاء شغلی و تغییر پست برای پرسنل منظم؛
  • تعریف مرخصی در قالب‌های ساعتی و به‌صورت پاداش؛
  • در نظر گرفتن پاداش در صورت کاهش تخلفات.

روش های مدیریت نوین به مدیران پیشنهاد می‌دهد که سبک‌های ایجاد انگیزه در پرسنل را متنوع انتخاب کنند تا راهکارهای متعددی در اختیار داشته باشند. به عنوان یک مدیر، اگر فقط یک مسیر برای گرفتن پاداش یا مجازات تعریف کنید، و صرفاً پاداش و مجازات شما به یک شکل انجام شود، این موضوع به نوعی برای آنها تکراری شده و روند به دست آوردن آن را نیز یاد می‌گیرند. این یکی از اصول مدیران مدرن است که روش‌های انگیزشی متفاوتی را برای پرسنل‌ها با نقش‌های مختلف در نظر می‌گیرند.

مدیریت مبتنی بر دیسیپلین و نظم

در بندهای قبلی از پویایی و مدیریت پویا به عنوان یکی از روش های مدیریت نوین یاد کردیم. احتمالاً این ذهنیت برای شما به وجود می‌آید که پویایی با بی نظمی در یک سطح قرار می‌گیرد. اما این دیدگاه کاملاً اشتباه بوده و پویایی با بی نظمی متفاوت است. چند مثال زیر را در نظر بگیرید:

  • کارمند پویا در روند تصمیم گیری سازمان نقش دارد، اما کارمند بی نظم به این تصمیمات اهمیت نمی‌دهد؛
  • کارمند پویا نقش سازنده در سازمان دارد، اما کارمند بی نظم وارد کارهای سازمانی نمی‌شود؛
  • کارمند پویا خود را موظف به حضور در جریان کار می‌داند، اما کارمند بی نظم از کار فراری است؛
  • کارمند پویا به زمانبندی اهمیت می‌دهد، اما کارمند بی نظم توجه چندانی به زمان ندارد؛
  • کارمند پویا به اصول سازمانی مقید است، اما کارمند بی نظم اصول فردی را بر اصول سازمانی ترجیح می‌دهد.

بدون شک توجه به پویایی و همچنین این نظم یکی از اصلی‌ترین روش های مدیریت نوین است که همه مدیران چه در سطح خصوصی و چه در سطح دولتی باید به آن توجه داشته باشد. در نظر گرفتن پاداش برای پرسنل پویا و منظم این دیدگاه را به وجود می‌آورد که کار آنها اهمیت داشته و با تلاش بیشتری به وظیفه خود می‌پردازند.

مدیریت چند متغیره

به عنوان یک مدیر، چند فاکتور برای بررسی موفقیت سازمان خود در نظر دارید؟ چند فاکتور برای ثابت کردن مدیریت خود در نظر گرفته‌اید؟ از چند متغیر برای بررسی کارایی پرسنل خود استفاده می‌کنید؟ چه معیارهایی برای بررسی وضعیت مالی سازمان خود دارید؟ آیا این معیارها به شما در انتخاب تصمیمات مختلف کمک می‌کنند؟

اصولاً مدیرانی که به یک یا دو متغیر خاص برای بررسی کسب و کار و سازمان متبوع خود وابسته هستند، شانس موفقیت بسیار پایینی دارند. مدیریت یک موضوع بسیار وسیع است که هم با نیروی انسانی و هم با سرمایه در ارتباط است. می‌توانید کسب و کار خود را به مانند یک موتور در نظر بگیرید و روند تولید انرژی و مصرف آن را با کسب و کار خود مقایسه کنید. در یک موتور، سوخت به عنوان  ورودی، تولید انرژی به عنوان فرایند و حرکت به عنوان خروجی تعریف می‌شود.

در مورد یک سازمان و یک کسب و کار نیز همین روال وجود دارد. روش های مدیریت نوین به یک مدیر اجازه می‌دهد که از فاکتورها و متغیرهای متعددی برای بررسی کسب و کار خود استفاده کند. در واقع این متغیرها در وهله اول به صورت مستقل از ورودی و خروجی کار را بررسی کند. در نهایت نتیجه این بررسی‌ها در کنار یکدیگر قرار گرفته و به عنوان متغیرهای کلی موفقیت کسب و کار آنالیز می‌شوند.

مدیریت انطباقی و سازگاری

  • به نظر شما روند موفقیت یک کسب و کار همیشه صعودی بوده و همیشه سود دهی دارد؟
  • به نظر شما احتمال رخ دادن افت و خیز در یک کسب و کار به چه اندازه است؟
  • آیا همه کارکنان یک سازمان ویژگی‌های شخصیتی مشابه دارند؟
  • آیا وضعیت اقتصادی و بازار کاملاً با ثبات و امیدوار کننده است؟

هر کدام از این سؤالات ما را به پاسخ‌هایی می‌رساند که احتمالاً باید در مورد مدیریت خود بیشتر فکر کنید. مدیریت یک سازمان مانند مدیریت یک گروه کوچک نیست. در یک گروه دوستانه احتمالاً شما با چهار یا پنج سلیقه متفاوت مواجه هستید که احتمال انعطاف‌پذیری در آنها زیاد است. اما وقتی که شما مدیریت یک سازمان را بر عهده می‌گیرید، فاکتورهای مختلفی مانند تعداد مشتریان، حجم فروش، حجم سود دهی، رفتار کارکنان، وضعیت بازار و خصوصیات سازمان روند مدیریت شما را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

در روش های مدیریت نوین برای کنترل کردن تمامی این تغییرات و این ویژگی‌ها، یک بحث جدید در نظر گرفته شده است که به عنوان مدیریت انطباقی و سازگاری شناخته می‌شود. در واقع این وظیفه یک مدیر است که خود را با شرایط مختلف وفق دهد و در شرایط بحرانی بتواند تصمیماتی سخت و چالش برانگیز بگیرد. حتی ممکن است این تصمیمات کار مدیریت او را سخت کند، اما در هر صورت در مسیر موفقیت یک سازمان گرفتن چنین تصمیماتی الزامی است.

مدیریت احتمالاتی

این آخرین مورد است که مدیریت نوین آن را بسیار مهم می‌داند و از آن در بحث آینده کسب و کار کمک می‌گیرد. مدیریت احتمالاتی به سبکی از مدیریت گفته می‌شود که احتمالات آینده را بررسی کرده و با توجه به آن تصمیم گیری می‌کند. این مورد را می‌توان یکی از روش‌های ریسکی در مدیریت نوین و گذاری کرد.

در واقع روش های مدیریت نوین به مدیریت این فرصت را می‌دهند که احتمالات رخ دادن برخی وقایع را در نظر بگیرد و با توجه به آن تصمیم گیری کند. این تصمیم گیری‌ها بسیار مهم هستند و در برخی موارد حتی با طول عمر کسب و کار هم گره خورده‌اند. به عنوان مثال، گاهی یک تصمیم اشتباه می‌تواند یک سازمان را نابود کند و یک تصمیم درست آنها را در مسیر رونق و پیشرفت قرار دهد.

روش های مدیریت نوین بیشتر بر مسائلی تأکید دارند که ارتباط محیط با کسب و کار را ساده‌تر کرده و از رسمیت‌های غیرضروری جلوگیری می‌کند. به همین دلیل امروزه بسیاری از سازمان‌ها استفاده از مدیریت نوین و ترجیح می‌دهند و آن را به عنوان یک اصل مهم در کسب و کار خود می‌دانند.

کلید واژه کانونی: روش های مدیریت نوین

 

تعریف کسب و کار روستایی و مواردی که باید در بدانیم

متراکم شدن شهرهای بزرگ و تکمیل شدن ظرفیت آنها به نوعی فضا را برای ایجاد کسب و کار تحت تأثیر قرار داده و کارآفرینان به دنبال تعریف کسب و کار روستایی به عنوان منبع کسب درآمد هستند. روستاها به دلیل فضای خاص و منحصر به فرد خود کمتر مورد توجه کاربران و کارآفرینان قرار می‌گیرند و به همین دلیل یک فضای بکر برای سرمایه گذاری محسوب می‌شود. البته همین منحصر به فرد بودن عاملیست که شروع چنین کسب و کارهایی نیاز به الزامات و تمهیدات اولیه داشته باشد.

تعریف کسب و کار روستایی نسبت به تعریف آن از کارهای شهری تفاوت‌های دارد و در دسته بندی‌های مختلفی قرار می‌گیرد. در این مشاغل مهارت و تجربه فرد اهمیت ویژه‌ای دارد و در کنار آن لازم است که از برخی از تکنولوژی‌های پیشرفته استفاده شود. به همین دلیل در این مطلب می خواهیم تعریف کسب و کار روستایی را به بحث بگذاریم و از جهات مختلف آن را بررسی کنیم.

تعریف کسب و کار روستایی

در مورد تعریف کسب و کار روستایی لازم است که به برخی از ویژگی‌ها و خصوصیات ذاتی آنها اشاره کنیم. کسب و کارهای روستایی شامل گروهی از مشاغل می‌شوند که محدودیت فضایی برای کسب و کار آنها وجود ندارد و امکان انجام پروژه با نیروهای انسانی کم فراهم است. متاسفانه دیدگاه اشتباهی که در رابطه با این کسب و کارها وجود دارد، محدود کردن آنها به مشاغل سنتی مانند کشاورزی و دامداری است.

این در حالی است که ظرفیت‌های بالقوه بسیاری در روستاها و حتی در شهرهای کوچک وجود دارد که می‌توان از آن برای مشاغل تولیدی استفاده کرد. این ظرفیت‌ها ممکن است به صورت تغییر جزئی در روند تولید یک محصول باشد یا از یک علم پیشرفته برای تغییر محصولات کشاورزی و دامداری استفاده شود. بنابراین محدود کردن تعریف کسب و کار روستایی به مشاغل سنتی اشتباه است و می‌توان آن را در قالب مشاغل مدرن و امروزی تعریف کرد.

انواع کسب و کار روستایی

کسانی که قصد حضور در حوزه مشاغل روستایی را دارند، به احتمال زیاد در مورد شرایط مختلف و الزامات آن مطالعاتی داشته‌اند. اما همین افراد باید بدانند که کسب و کارهای روستایی به دسته‌های مختلفی تقسیم بندی می‌شوند که دو دسته بندی کلی برای آنها اهمیت بالایی دارد.

کسب و کارهای دائمی

کسب و کارهای دائمی روستایی شامل مشاغل و حرفه‌هایی می‌شود که فرد در طول سال و به طور کامل در طول روز به فعالیت تولیدی می‌پردازد. این فعالیت‌ها ممکن است شامل احداث یک گلخانه برای تولید محصولات کشاورزی یا ایجاد یک کارگاه آهنگری برای تولید قطعات فلزی مانند آهن و مس باشد. تعریف کسب و کار روستایی در قالب کارهای دائمی طرفداران کمتری دارد و معمولاً افراد شهرنشین از این مشاغل استقبال چندانی نمی‌کنند؛ زیرا لازم است که فرد به صورت تمام وقت در محل کسب و کار حضور داشته باشد.

کسب و کارهای فصلی

کسب و کارهای فصلی روستایی شامل حرفه‌هایی می‌شود که فرد آنها را در یک فصل خاص انجام داده و بقیه طول سال را به کار دیگری مشغول است. نمونه‌های مختلفی از کسب و کارهای فصلی وجود دارد که پرورش ماهی، پرورش قارچ، کشاورزی پیشرفته، پرورش گل‌های تزئینی، تولید گیاهان دارویی و موارد مشابه آن در این دسته قرار می‌گیرند. معمولاً طرفداران این دسته بیشتر هستند که برای این موضوع دو دلیل ذکر می‌کنند:

  • زمان باقی مانده از طول سال را به بازاریابی و تبلیغات برای محصولات خود اختصاص می‌دهند؛
  • به جز افراد روستایی، افراد شهرنشین نیازی نیست که زمان زیادی را در محل کسب و کار خود حضور داشته باشند و بیشتر نقش نظارتی دارند.

ویژگی‌های کلی کسب و کارهای روستایی

ارائه تعریف کسب و کار روستایی بدون اشاره به ویژگی‌های آن‌ها امکان‌پذیر نیست و لازم است که به این موارد هم اشاره کنیم. اصولاً انجام چنین پروژه‌هایی در یک فضای محدود از لحاظ امکانات و همچنین از لحاظ دسترسی به فضای شهری، نیاز به برخی امکانات و آماده سازی ها دارد. این آماده سازی ها با شناخت ویژگی‌های کسب و کار به دست می‌آید که پنج مورد از آنها به شرح زیر هستند:

بیشتر شامل کسب و کارهای تولیدی می‌شوند

یکی از مهمترین ویژگی‌های کسب و کارهای روستایی، تمایل بیشتر آنها به تولید است. در واقع پایین بودن جمعیت روستایی و نبود مصرف‌کننده کافی عاملی است که این کسب و کارها تمایل چندانی به مشاغل خدماتی نداشته باشند. عملاً می‌بینیم که کسب و کارهای روستایی بیشتر شامل فرآیندهای می‌شوند که به تولید یک محصول منجر شده و امکان فروش محصول در شهرهای بزرگتر و فروش آن به خریداران عمده وجود دارد.

مهارت و تجربه در انجام آنها حرف اول را می زند

موضوع مهم دیگر در تعریف کسب و کار روستایی و ویژگی‌های آن، اهمیت مهارت و تجربه در به نتیجه رساندن این مشاغل است. شما مطمئن باشید که هیچ فرد شهرنشینی نمی‌تواند با محیط روستایی خود را وفق دهند و بازدهی کافی از این فعالیت خود دریافت کنند. سازگاری با محیط روستا، تطابق با شرایط آب و هوایی و حرفه‌ای، شناخت عوامل مختلف تأثیر گذار بر کسب و کار، و همچنین جلوگیری از تأثیر شرایط محیطی بر نتیجه کار، مواردی هستند که در هیچ مدرسه و دانشگاهی به دست نمی‌آیند و فرد باید در طول عمر خود آنها را تجربه کند.

محصول آنها در جای دیگر مصرف می‌شود

اگر بررسی‌های خود را به بازار ایران محدود کنید، شاید معدود نمونه‌هایی پیدا کنید که محصولات آنها در همان روستا یا در همان شهر کوچک و مصرف شود. درصد بالایی از مشاغل روستایی به دنبال تولید یک محصول هستند که امکان فروش آن در بازارهای بزرگ و در بازارهای شهری وجود داشته باشد. برخی از کارشناسان این موضوع را یک نقطه ضعف و بعضی آن را نقطه قوت کسب و کارهای روستایی می‌دانند، اما در هر صورت باید بازار کافی برای محصول آنها فراهم شود.

معمولاً با تعداد نیروی انسانی کم راه اندازی می‌شوند

شما اگر سری به شهرک‌های صنعتی در اطراف شهرهای بزرگ زده باشید یا حتی از یک کارخانه تولید مواد غذایی دیدن کرده باشید، متوجه می‌شوید که تعداد پرسنل آن‌ها از ۱۰۰ نفر فراتر رفته و حتی نیروهای اداری زیادی در آنها مشغول به کار هستند. حالا توصیه می‌کنم که به یکی از کارگاه‌های تولید فرش در روستاها یا به یکی از گلخانه‌ها بروید که تعداد نیروی کار آنها به زحمت به اندازه انگشتان دو دست باشد. این یکی از مهمترین ویژگی مشاغل روستایی است که با تعداد نیروی انسانی کم و به کمک افراد ماهر و باتجربه راه‌اندازی می‌شوند.

قبل از تولید، مصرف کننده دارند

این مورد یک ویژگی یک نقطه قوت بزرگ برای کسب و کارهای روستایی محسوب می‌شود. خوشبختانه در این مشاغل نیازی به گشتن برای پیدا کردن مشتری نیست و روند کلی آنها به شکلی است که از قبل مصرف‌کننده کافی وجود دارد. شما وقتی که در فضای شهری به دنبال ایجاد یک کسب و کار یا محصول هستید، باید یک برنامه مشخص برای بازاریابی داشته باشید. اما خوشبختانه محصولات روستایی بیشتر به عنوان ماده اولیه در چرخه تولید به کار گرفته می‌شوند و این روند فروش آنها را بسیار ساده‌تر می‌کند.

الزامات اولیه برای کسب و کارهای روستایی

با توجه به ویژگی‌هایی که برای کسب و کارهای روستایی ذکر شد و همچنین نکاتی که در تعریف کسب و کار روستایی به آن اشاره شد، برای اجرای چنین پروژه‌هایی نیاز به برخی اقدامات اولیه داریم که برخی از آنها فیزیکی بوده و برخی نیز به مرور زمان به دست می‌آیند. در واقع مشاغل روستایی به ارتباط مستقیم بین نیروی انسانی و تجهیزات وابسته هستند.

نیروی انسانی ماهر و باتجربه

به جرات می‌توانیم ادعا کنیم که برای مشاغل روستایی هیچ چیزی به اندازه نیروی انسانی ماهر و با تجربه تأثیرگذار نیست. شما وقتی که یک کشاورز با تجربه باشید، می دانید که روند رشد محصول شما به چه صورت است و چه چیزهایی بر آن تأثیر گذار است. حتی شما می دانید که رفتار ابرها و رفتار زمین نسبت به سرما و گرمای هوا به چه صورت است. این نیروی انسانی ماهر و باتجربه در بالا بردن آمار تولید کسب و کار و بالا بردن کیفیت آن نقش مستقیم دارد و یک عامل تاثیرگذار در تعریف کسب و کار روستایی است.

فضای کارگاهی

موضوع مهم دیگر برای راه اندازی کسب و کار روستایی، فراهم آوردن فضای کارگاهی است. این فضای کارگاهی ممکن است یک زمین معمولی برای کشاورزی مدرن، یک گلخانه پیشرفته برای کاشت گلخانه‌های تزئینی یا حتی چند استخر برای پرورش ماهی باشد. در هر صورت فضای کارگاهی اصلی‌ترین و مهم‌ترین فاکتور در راه اندازی کارگاه روستایی است و در کیفیت فرآیند تولید نقش مستقیم دارد.

تجهیزات و ابزار

ابزار آلات و تجهیزات چه به صورت پیشرفته و مدرن و چه به صورت سنتی برای به نتیجه رساندن یک کسب و کار و سرعت بخشیدن به فرایند تولید مهم هستند. به عنوان مثال، استفاده از بیل و ماشین آلاتی مانند تراکتور برای کشاورزی، استفاده از لوازم غذا دهی و همچنین پمپ آب برای استخر ماهی و سیستم گرمایشی برای گلخانه‌ها مواردی هستند که حضور آنها در یک کسب و کار روستایی الزامی است.

فرآوری

متاسفانه این یکی از موارد فراموش شده در تعریف کسب و کار روستایی در ایران است که چندان به آن توجه نمی‌شود. مشاغل روستایی تولید کننده هستند و اگر این تولیدات به صورت خام فروخته شوند، عملاً تمامی سود تولید به جیب دلالان می‌رود. عدم دسترسی به تکنولوژی‌ها و دستگاه‌های فرآوری و همچنین گران بودن و آنها مشکلاتی هستند که در رساندن سود به روستایی‌ها مشکل ساز می‌شود.

در تعریف کسب و کار روستایی چه مشکلی وجود دارد؟

تقریباً تمامی شرایط و ویژگی‌های ذکر شده برای کسب و کارهای روستایی مثبت هستند و این باعث می‌شود که معمولاً با استقبال زیادی از طرف کارآفرینان مواجه شوند. یکی از بزرگترین مشکلاتی که در این مشاغل وجود دارد، کاهش امکان استفاده از خلاقیت در این مشاغل است که امکان تغییرات گسترده در آنها وجود ندارد. در واقع برای تولید محصول جدید در این مشاغل، مهارت‌های علمی بسیار پیشرفته نیاز است که معمولاً دسترسی به آنها هزینه بر است.

از طرف دیگر، بالا بردن آمار تولید در این مشاغل نیازمند استفاده از تجهیزات پیشرفته و مدرن است که برای استارتاپ ها و شرکت‌های نوپا فراهم کردن آنها کمی سخت است. البته نباید این نکته را فراموش کنیم که کسب و کارهای روستایی تا حدود زیادی تحت تأثیر شرایط محیطی هم قرار دارند.

تعریف کسب و کار روستایی تنها به یک جمله یا یک پاراگراف محدود نمی‌شود و هر کسی با توجه به سطح شناخت خود ممکن است تعاریف متفاوتی از آن داشته باشد. اگرچه این مشاغل نسبت به مشاغل خدماتی سخت‌تر هستند و نیاز به تلاش بیشتری دارند، اما به طور کلی تولید در آنها ارزان‌تر بوده و معمولاً کشورها تلاش می‌کند که در این زمینه سرمایه‌گذاری کنند.

 

 

اهمیت تحقیق در مورد کسب و کار و تأثیر آن در موفقیت

تحقیق در مورد کسب و کار یکی از مباحثی است که در چند سال اخیر به شدت اهمیت پیدا کرده است. شما با جستجوی یک محصول خیلی معمولی در اینترنت متوجه می‌شوید که شرکت‌ها و برندهای مختلفی در زمینه تولید آن در رقابت هستند و هر کدام می‌خواهند به شکل‌های مختلفی از یکدیگر سبقت بگیرند. هر کدام از این برندها باید شناخت کافی نسبت به محصول و خدمات خود داشته باشند و در طرف مقابل بدانند که رقبای آنها چه امتیازاتی دارند. این یعنی به صورت فیزیکی و مجازی به تحقیق در مورد کسب و کار خود بپردازد.

انتظار ندارم که با این پاراگراف کوتاه به اهمیت تحقیق و همچنین تیم تحقیق و توسعه در روند یک کسب و کار پی ببرید، اما در این مطلب به شما خواهم گفت که چرا این تحقیق اهمیت دارد، شامل چه بخش‌هایی می‌شود و چه کسانی در این تحقیقات درگیر هستند.

چرا تحقیق در مورد کسب و کار اهمیت دارد؟

بخش ابتدایی این مطلب به نشان دادن اهمیت تحقیق در مورد کسب و کار و تأثیر آن در موفقیت اختصاص داده‌ام. شما حتی اگر بخواهید یک لیوان آب معمولی را پر کنید، در مرحله اول باید ببینید که لیوان تمیز است، بعد کیفیت آب را می‌سنجید، بعد به سراغ سرد یا گرم بودن آب می‌روید، در نهایت حجم مورد نیاز از آب را انتخاب می‌کند. تحقیق در کسب و کار هم در انجام هر چه بهتر آن نقشی غیرقابل انکار دارد و پنج مزیت بزرگ زیر را به ما می‌رساند:

کیفیت محصول و خدمات را نشان می‌دهد

وقتی که به دنبال تحقیق و بررسی یک کسب و کار هستیم، اولین کاری که می‌کنیم به سراغ کیفیت محصول و خدمات خود می‌رویم تا ببینیم که آیا نیاز مشتریان را برآورده می‌کند یا خیر. در واقع یک کارآفرین خوب و کارآزموده می‌داند که موفقیت یک کسب و کار در گام اول به کیفیت محصول و خدمات آن بستگی دارد. هرچه کیفیت محصول بالاتر باشد، تمایل مشتری و بازار به خرید آن بیشتر بوده و شانس به دست آوردن مشتری افزایش یابد.

  • در تحقیقات مشخص می‌شود که نقاط قوت و نقاط ضعف محصول چیست؛
  • تحقیقات مشخص می‌کند که به چه شکلی امکان ارتقاء محصول وجود دارد؛
  • تحقیقات نشان می‌دهد که چه چیزی در محصول برای مشتریان جذاب است؛
  • تحقیقات نشان می‌دهد که امکان تغییر قیمت محصول با توجه به چه فاکتورهایی امکان پذیر است.

وضعیت رقبا و محصولات مشابه را نشان می‌دهد

بخش دوم تحقیق در مورد کسب و کار شامل رصد رقبا و محصولات مشابه است. در واقع موفقیت یک کسب و کار بدون در نظر گرفتن رقبا امکان پذیر نیست و هر چه کیفیت محصول ما بالاتر باشد، باز هم لازم است که نیم نگاهی به وضعیت رقبای خود داشته باشیم. این بررسی ممکن است در مورد سابقه و تاریخچه رقبا در به دست آوردن بازار باشد یا حتی کیفیت محصول از لحاظ انجام یک وظیفه خاص یا نقش آن در نحوه جذب مشتری انجام گیرد.

  • در این تحقیقات مشخص می‌شود که رقبا از چه استراتژی استفاده می‌کند؛
  • در این تحقیقات کیفیت محصول و رقیب به شکل‌های مختلف از لحاظ کیفیت و کمیت بررسی می‌شود؛
  • در این تحقیقات مشخص می‌شود که این محصول رقیب چه برتری یا چه نقاط ضعفی نسبت به محصول ما دارد؛
  • در این تحقیقات تعیین می‌شود که رقبا به چه شکلی وارد بازار شدند و عکس العمل بازار نسبت به آنها به چه صورت است.

روش بازاریابی و تبلیغات مناسب را مشخص می‌کند

فاز سوم تحقیق در مورد کسب و کار به بحث بازاریابی و تبلیغات برای محصول و خدمات اختصاص می‌یابد. این مرحله از تحقیقات در مورد محصول خودمان و هم در مورد محصول رقیب انجام می‌گیرد تا استراتژی تبلیغات و بازاریابی ما تعیین شود. هرچه موفقیت ما در این مرحله بیشتر باشد، شانس به دست آوردن مشتری بدون در نظر گرفتن کیفیت محصول بالاتر می‌رود. این حقیقت زمانی مشخص می‌شود که شرکت‌های بزرگ هم بخش مهمی از هزینه خود را به بحث تبلیغات و بازاریابی اختصاص می‌دهند.

  • در بازاریابی مشخص می‌شود که از کدام کانال تبلیغات استفاده شود؛
  • در این تحقیقات باید مشخص شود که تبلیغات در شبکه مجازی به چه صورت باشد؛
  • در این تحقیقات باید مشخص شود که روش تبلیغات بهینه کدام گروه است؛
  • در این تحقیقات باید مشخص شود که چند بازاریاب در نتیجه تأثیر دارند؛
  • در این تحقیقات باید مشخص شود که نحوه رسیدن مشتری به محصول به چه صورت است.

استراتژی کوتاه مدت و بلند مدت را مشخص می‌کند

تا اینجای کار همه بررسی‌های ما مربوط به محصول و به محیط داخلی کسب و کار بود. از این مرحله به بعد تحقیق در مورد کسب و کار و وارد فاز خارج از محدوده شرکت شده و به تعامل آن با مشتریان و شرکت‌های دیگر مربوط می‌شود. بدون شک تعامل مناسب و استاندارد در به دست آوردن نتیجه خوب از تبلیغات و بازاریابی تاثیرگذار است. تمامی این تحقیقات منجر به این نتیجه می‌شود که مدیران و بخش مدیریت به سراغ انتخاب استراتژی کوتاه مدت و بلند مدت بروند:

  • در این تحقیقات استراتژی کوتاه مدت شرکت برای حضور در بازار تعیین می‌شود؛
  • در این تحقیقات مشخص می‌شود که استراتژی بلندمدت کسب و کار به چه صورت است؛
  • در این تحقیق‌ها تغییرات محصول با توجه به استراتژی کوتاه مدت و بلند مدت اعمال می‌شود؛
  • در این تحقیقات نیروی انسانی لازم برای استراتژی کوتاه مدت و بلند مدت استخدام می‌شود.

بررسی نتایج استراتژی

یکی از مهمترین مزایای تحقیق در مورد کسب و کار و بررسی نتایج، آنالیز و بررسی نتایج استراتژی‌های انتخاب شده است. اشتباهی که بیشتر استارتاپ ها و کسب و کارهای جدید انجام می‌دهند این است که تحقیقات را فقط به یک فاز اولیه محدود می‌کنند و تمایلی به اجرای مجدد آن ندارند. این در حالی است که این تحقیقات در تمام طول عمر و در لحظات مختلف یک کسب و کار جریان دارد. با بررسی نتایج می‌توان به نتیجه‌های زیر رسید:

  • بررسی میزان موفقیت استراتژی‌های کوتاه مدت و بلند مدت؛
  • بررسی میزان موفقیت محصول در جلب توجه مشتری؛
  • بررسی میزان موفقیت روش‌های تبلیغاتی و بازاریابی؛
  • بررسی میزان موفقیت تحقیقات در مورد رقبا و بازار؛
  • تصمیم گیری با توجه به نتایج آنالیز شده و انتخاب برنامه مناسب.

تحقیق در کسب و کار شامل چه بخش‌هایی می‌شود؟

با توجه به مواردی که در رابطه با اهمیت تحقیق در مورد کسب و کار گفته شد، طبیعتاً بخش‌های مختلفی از کسب و کار در این تحقیقات درگیر می‌شوند که برخی از آنها به صورت مستقیم و برخی نیز به صورت غیر مستقیم در این تحقیقات نقش دارند. نکته‌ای که در این رابطه وجود دارد این است که تحقیقات هر کدام از این بخش‌هایی باید به صورت جداگانه انجام شود و نتیجه به صورت جداگانه گزارش شود. در نهایت این حوزه مدیریت است که تمامی نتایج را در کنار یکدیگر قرار داده و در مورد آنها نتیجه گیری می‌کند.

بخش کنترل کیفیت

بخش کنترل کیفیت اولین قسمت از هر شرکت و کسب و کار است که در بررسی محصول و خدمات نقش دارد. در واقع اصلی‌ترین و پایه‌ای‌ترین بخش تحقیقات هر شرکت مربوط به بخش کنترل کیفیت است. وظیفه کنترل کیفیت با توجه به نوع کسب و کار و نوع محصول متفاوت است. در شرکت‌های تولیدی، بخش کنترل کیفیت یک بخش آزمایشگاهی است که تمام قسمتهای محصول را بررسی می‌کند. این در حالی است که در شرکت‌های خدماتی، آزمایشگاه وجود ندارد و تمامی بررسی‌ها به صورت تئوریک انجام می‌شود.

بخش بازاریابی

اگر از محصول فاصله بگیریم، تیم دوم درگیر در تحقیقات، گروه بازاریابی و مارکتینگ هستند. این گروه وظیفه رصد کردن بازار و تمایل بازار به محصول را بر عهده دارد. اگرچه کار اصلی این بخش ایجاد تمایل در مشتریان برای خرید محصول است، اما باید ببینند که عکس العمل بازار به چه صورت است و چه چیزی در محصول آنها را جذب می‌کند. تنوع در تحقیقات بخش بازاریابی نسبت به کنترل کیفیت بیشتر است و لازم است که هر دو بخش محصول و بازار را تحت نظر داشته باشد.

بخش برنامه ریزی و توسعه

در بسیاری از منابع از این بخش به عنوان بخش تحقیق و توسعه یا همان گروه D& Rیاد می‌شود. این گروه هم وظیفه تحقیق در مورد کسب و کار و کیفیت محصول آن را بر عهده می‌گیرند و هم سعی می‌کنند راهکارهایی برای بهبود آن پیشنهاد دهد. بخش برنامه ریزی و توسعه به طور ویژه برای استارتاپ ها و شرکت‌های نوپا اهمیت ویژه‌ای دارد و همیشه باید در کنار آنها یک گروه تحقیق و توسعه حضور داشته باشد. شرکت‌ها و کسب و کارهایی که از این گروه کمک می‌گیرند، به شدت شانس موفقیت خود را بالاتر می‌برند.

بخش آموزش

آخرین بخشی که در تحقیق در مورد کسب و کار نقش دارد، بخش آموزش است. یک کسب و کار همیشه به نیروهای جدید نیاز دارد تا بتواند خون جدیدی به رگ شرکت خود وارد کند. آموزش دادن نیروهای جدید نیاز به الزامات اولیه دارند که این الزامات توسط گروه تحقیق بخش آموزش تهیه می‌شود. در یک شرکت اگر تحقیقات بخش آموزش به شکل مناسب انجام گیرد و به طور دقیق مشخص شود که پرسنل جدید نیاز به چه آموزشی دارند، مسیر موفقیت آنها هموارتر است.

چه کسانی در انجام تحقیقات نقش دارند؟

در انتهای این مطلب باید مشخص کنیم که چه کسانی در جریان تحقیق در مورد کسب و کار قرار می‌گیرند و نقش مهمی در انجام آن دارند. یک پرسنل معمولی کسب و کار برای انجام کارهای اداری تا بخش مدیریت، همگی به شکل‌های مختلف در این تحقیقات نقش دارند. اما به طور کلی گروه اصلی‌ترین نقش ممکن را در تحقیقات بازی می‌کنند:

مدیریت

وظیفه تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی در هر کسب و کاری بر عهده بخش مدیریت است. همانطور که یک مدیر می‌تواند مسیر موفقیت یک کسب و کار را تعیین کند، در کشاندن آنها به منجلاب و شکست نیز نقش دارد. بنابراین طبیعی است که برای مدیران و پرسنل بخش مدیریت این شانس را قائل شویم که در جریان تحقیقات در کسب و کار نقش داشته باشند و به عنوان هسته مرکزی این دایره فعالیت کنند.

بازاریاب کسب و کار

گروه دیگری که در انجام تحقیقات نقش دارند، گروه بازاریابی و تبلیغات هستند. این افراد استراتژی کوتاه مدت و بلند مدت شرکت را در حوزه بازاریابی و فروش محصول مشخص می‌کنند. بدون شک طول عمر یک کسب و کار به تمایل مشتریان برای خریدن محصولات و خدمات آنها وابسته است. هرچه تحقیقات گروه بازاریابی و تبلیغات با کیفیت بهتر و به شکل مناسب‌تری انجام شود، احتمال رسیدن شرکت به موفقیت بیشتر است.

تیم تحقیق و توسعه (D&R)

تیم تحقیق و توسعه گروهی از پرسنل نیستند که تنها در آزمایشگاه باشند و بر روی کیفیت محصول کار کنند. در واقع این تیم مشخص می‌کند که کیفیت محصول به چه صورت است، چگونه می‌توان کیفیت آن را بالاتر برد و کسب و کار تحت چه شرایطی به موفقیت بیشتری می‌رسد. تمامی این موارد توسط تیم تحقیق و توسعه انجام می‌گیرد و بدون شک نقشی غیرقابل انکار در تحقیقات دارند.

تحقیق در مورد کسب و کار بسیار مهم است و در مسیر کوتاه مدت و بلند مدت آن را در آینده مشخص می‌کند. شرکت‌هایی که در این تحقیقات نقش دارند و از آن استفاده می‌کنند، بدون شک مسیر راحت‌تری برای رسیدن به موفقیت دارند.

کلید واژه کانونی: تحقیق در مورد کسب و کار

کسب و کارهای جدید و پرسود

همه‌ی ما بدون استثنا دوست داریم که کسب و کارهای جدید و پرسود را در اینترنت و در بازار پیدا کنیم و هر چه سریعتر به یکی از بزرگترین سرمایه دارهای ایران تبدیل شویم. اما بهتر است اعتراف کنیم که این بیشتر یک آرزو و یک رؤیا است و هیچ چیزی بدون تلاش کردن به دست نمی‌آید.

شاید در برخی از برنامه‌های اینترنتی دیده باشید که یک نفر کارآفرین موفق در یک مدت زمان کوتاه به یک سرمایه بزرگ رسیده باشد. اما آیا واقعاً از او پرسیده‌اید که چگونه به این سرمایه رسیده؟ آیا می دانید که در گذشته چه بلاهایی بر سر او آمده؟ آیا مسیرهایی که طی کرده را می دانید؟

قبل از  مطالعه این متن باید به صورت کاملاً واقع گرایانه بپذیریم که رسیدن به موفقیت در یک شب امکان پذیر نیست، اما پیدا کردن کسب و کارهای جدید و پرسود امکان پذیر است و روند سرمایه دار شدن ما را سریع‌تر می‌کند. بهتر است اول به سراغ تعریف کلی این کسب و کارها برویم و سپس قسمت‌های مختلف آنها را تفسیر کنیم.

تعریف کلی از کسب و کارهای جدید و پرسود

هر کسی به هر شکلی می‌تواند کسب و کار را تعریف کند و در حقیقت راه‌های کسب درآمد بسیار بیشتر از حد تصور ما هستند. احتمالاً در سال ۱۹۹۶ کسی به فکر استفاده از اینترنت برای کسب درآمد نبود، اما در حال حاضر بسیاری از مشاغل بر بستر اینترنت پیاده‌سازی می‌شوند. این موضوع باعث می‌شود که کسب و کارهای جدید و پرسود رنگ واقعیت به خود بگیرند و افراد به فکر راه اندازی کسب و کار با سرمایه کم و با بازدهی سریع باشند.

با این تفاسیر، دو ویژگی کلی برای کسب و کارها وجود دارد:

  • جدید هستند
  • به سرمایه کم نیاز دارند و بازدهی بالایی دارند

این دو ویژگی کلی باعث می‌شود که تعریف ما از کسب و کارهای جدید و پرسود شکل و شمایل جدیدی به خود بگیرد و آنها را از دو کانال جدید تعریف کنیم. پس سعی می‌کنیم که ابتدا آنها را به عنوان کسب و کار جدید در نظر بگیریم و ویژگی‌های آن‌ها را ذکر کنیم. در گام بعدی به معرفی ویژگی‌های کسب و کار پرسود و زودبازده خواهیم پرداخت تا در انتها امکان مقایسه آنها را داشته باشیم.

ویژگی‌هایی که باید یک کسب و کار جدید داشته باشد

در ابتدای کار، کسب و کارهای جدید و پرسود را به دو قسمت تقسیم می‌کنیم و در اینجا ویژگی‌های یک کسب و کار جدید را معرفی خواهیم کرد:

نمونه قبلی ندارند

اصلی‌ترین و مهمترین ویژگی یک کسب و کار جدید این است که قبلاً نمونه قبلی آن وجود نداشته باشد یا حداقل در حال حاضر یک نسخه بهتر و برتر از آن تولید شده است. شاید بهترین مثال برای درک این موضوع، گوشی‌های هوشمند سامسونگ باشند که از گوشی‌های معمولی به گوشی‌هایی فوق پیشرفته با قابلیت‌های فوق العاده تغییر وضعیت داده‌اند. اگر چه از لحاظ عملکرد و وظیفه تقریباً مشابه هستند، اما قابلیت‌هایی در گوشی‌های جدید به وجود آمده که به عنوان محصول جدید شناخته می‌شوند و به راحتی توسط بازار پذیرفته می‌شوند.

خلاقانه هستند

گاهی یک تغییر کوچک و خلاقانه در یک محصول، تمایل بازار به خرید و استفاده از آن را به شدت بالاتر می‌برد. نمونه‌های مختلفی از این مثالها در بازار وجود دارد و تنها لازم است که در گوشه و اطراف خود نمونه‌های متعددی از آنها پیدا کنید. اگر به میزهای کامپیوتر جدید توجه کنید می‌بینید که طراحی آنها برای آپارتمان‌های کوچک صورت گرفته و به راحتی می‌توان در فضاهای مختلف آنها را به کار گرفت. با مشاهده عملکرد میزها، تفاوت چندانی بین آنها وجود ندارد و همان نقش را بر عهده دارد، اما طراحی خلاقانه باعث می‌شود که مشتری با استقبال بیشتری آنها را بپذیرد.

با دنیای مدرن همخوانی دارند

دنیای مدرن به عنوان دنیای سریع و مصرف گرا در نظر گرفته می‌شود که بیشتر تجهیزات برای یک دوره زمانی کوتاه طراحی می‌شوند انتظار می‌رود که با سرعت بیشتری محصولات جدید جایگزین آنها شوند. اگر به همان مثال گوشی‌های سامسونگ برگردیم، مطمئنم با یکی از این گوشی‌ها می‌توان برای ۱۰ یا ۱۵ سال فرایند ارتباط و تماس تلفنی را انجام داد. اما دنیای مدرن می‌طلبد که اینترنت و سایر اپلیکیشن‌های هوشمند جدید هم به کار گرفته شوند. این موضوع باعث می‌شود که کارخانجات به دنبال تولید محصولات جدید با قابلیت‌های مدرن باشند. پس بدون شک تطبیق بین محصول با دنیای مدرن یکی دیگر از ویژگی‌های کسب و کارهای جدید و پرسود است.

در بستر اینترنت انجام می‌شوند

در سال ۱۹۹۵ تنها ۱ درصد از جمعیت جهان به اینترنت دسترسی داشتند و این آمار در سال ۲۰۱۵ به حدود ۴۱ درصد و در سال ۲۰۱۸ به حدود ۴۵ درصد رسیده است. این آمار کوتاه نشان می‌دهد که اینترنت به زودی یکی از فراگیرترین پدیده‌های دنیا شناخته می‌شود که افراد را در یک بستر مجازی به همدیگر نزدیک می‌کند. بدون شک  استفاده از اینترنت خود را در فضای کسب و کارهای مجازی نشان می‌دهد و انتظار می‌رود که به زودی بیشتر مشاغل به سمت کسب و کارهای آنلاین حرکت کنند. در مورد کسب و کارهای اینترنتی در مطالب قبلی صحبت کردیم و فقط اینجا به خاطر داشته باشید که کسب و کارهای جدید و پرسود باید بر بستر اینترنت و در فضای مجازی راه اندازی شوند تا نرخ بازگشت سرمایه آنها رشد چشمگیری داشته باشد.

ویژگی‌هایی که یک کسب و کار پرسود و زودبازده باید داشته باشد

به بخش دوم کسب و کارهای جدید و پرسود برویم که همان به دست آوردن سود زیاد و بازدهی سریع است. به دست آوردن سود نیاز به کاهش هزینه‌ها و بالا بردن آمار فروش است. در کنار این موضوع بحث بازدهی هم مطرح است که نرخ بازگشت سرمایه (ROI) برای آن تعریف می‌شود. با این توضیحات، ویژگی‌های یک کسب و کار پرسود و زودبازده شامل موارد زیر می‌شود:

با سرمایه اولیه کم راه اندازی می‌شود

یک محصول پر سود زودبازده در وهله اول باید با سرمایه اولیه کم راه‌اندازی شود. این یک قانون در تولید است که کاهش هزینه تولید باعث بالا رفتن بهره وری و به دست آوردن سود بیشتر می‌شود. البته برای برخی از افراد کاهش هزینه‌ها ممکن است به عنوان کاهش کیفیت محصول تعریف شود که این موضوع مد نظر ما نیست. مطمئناً هزینه تولید یک محصول در کارخانه بسیار بیشتر از هزینه تولید یک نرم افزار در کامپیوتر است. این مقایسه نشان می‌دهد که یک کسب و کار پرسود فقط بر مبنای تولید اجسام فیزیکی راه اندازی نمی‌شود.

نیاز به نیروی انسانی کم دارد

هزینه نیروی انسانی و استخدام افراد متخصص یکی از مهم‌ترین هزینه‌های تولید یک محصول محسوب می‌شود. اگر به فکر کاهش هزینه تولید هستید، کاهش نیروی انسانی هم می‌تواند گزینه خوبی برای رسیدن به کسب و کارهای جدید و پرسود باشد. البته این ویژگی بیشتر در مورد مشاغل خانگی و کسب و کارهای کوچک صادق است که در یک فضای کوچک و با تجهیزات محدود انجام می‌شود. این کسب و کارها نیاز به سرمایه کمی دارند و در عوض سرمایه در گردش آنها هم کم است. اما مقایسه آنها با کسب و کارهای بزرگ نشان می‌دهد که می‌توان آنها را در دسته کسب و کارهای پرسود قرارداد.

آسان تولید می‌شوند و آسان فروخته می‌شوند

فرایند تولید یک خودروی بسیار پیشرفته و بزرگ قابل مقایسه با تولید یک نرم افزار کامپیوتر یا گوشی هوشمند نیست. اما در عین حال می‌بینیم که بزرگترین سرمایه داران دنیا در حوزه مشاغل اینترنتی فعالیت دارند که می‌توان به بیل گیتس و جف بزوس اشاره کرد. شرکت‌های مربوط به این افراد هم به آسانی می‌توانند محصولات مختلفی تولید کنند و هم به راحتی محصولات آنها فروخته می‌شود. در یک کسب و کار پرسود، هزینه‌های تولید به کمک تولید آسان کاهش یافته و هزینه‌های فروش با کمک فروش آسان کاهش می‌یابد. به همین راحتی به سود بالاتری نسبت به سایر مشاغل می‌رسند.

با توجه به نیاز مشتریان طراحی شده است

درک نیاز مشتریان یکی از مهمترین عوامل موفقیت کسب و کارهای مختلف برای به دست آوردن بازار است. شما به عنوان تولیدکننده یا هر نوع کسب و کار دیگری ممکن است یک محصول بسیار ساده و ارزان تولید کنید، اما همین محصول با استقبال زیادی از طرف مشتریان مواجه شده و به عنوان یک محصول پرفروش شناخته شود. این موضوع نشان می‌دهد که طراحی محصول با توجه به نیاز مشتریان یکی از مهمترین ویژگی کسب و کارهای موفق است.

ایده‌هایی در مورد کسب و کارهای جدید و پرسود

در انتهای این مطلب باید به برخی از کسب و کارهای جدید و پرسود اشاره کنیم که درک آن‌ها برای شما راحت‌تر و ملموس‌تر باشد. بیشترین مشاغل به شکلی هستند که احتمالاً شما نمونه‌های مختلفی از آنها را در بستر اینترنت دیده‌اید و شاهد موفقیت آنها بوده‌اید.

کسب و کارهای اینترنتی

معروف‌ترین و شاید بهترین مورد از کسب و کارهای جدید و پرسود، کارهای اینترنتی هستند که تمامی ویژگی‌های مورد نیاز برای یک کار جدید و زود بازده را دارند. برای راه اندازی یک کسب و کار اینترنتی:

  • شما نیاز به نیروی انسانی زیادی ندارید
  • هزینه تولید محصول و خدمات بسیار کم است
  • فضای کافی برای جذب مشتری و فروش محصول در اختیار دارید
  • هزینه فروش محصول کم است

بنابراین به راحتی می‌توان کسب و کارهای اینترنتی را در بین کسب و کارهای جدید و پرسود قرار داد و آن را به عنوان یکی از اصلی‌ترین شیوه‌های کسب درآمد در نظر گرفت.

تولید دمنوش های گیاهی

زندگی پرفشار و استرس ناشی از کار و شلوغی باعث شده است که تا حدود زیادی سلامت افراد مختلف تحت تأثیر قرار گیرد و به دنبال راهکارهای مختلف برای جبران این موضوع باشد. همچنین عدم تمایل افراد به استفاده از مواد دارویی نیروی محرکی به وجود آورده که افراد جامعه به سمت مواد طبیعی حرکت کنند. پس تولید دمنوش های گیاهی ایده خوبی برای راه اندازی کسب و کار است، زیرا:

  • از مواد اولیه ارزان قیمت تولید می‌شوند
  • نیاز به فرآوری و فرایند تولید پیچیده ندارند
  • با تعداد نیروی انسانی کم انجام می‌شوند
  • توسط افراد مختلف مصرف می‌شوند
  • برای فروش آنها امکان استفاده از اینترنت وجود دارد

مشاغل خانگی

مشاغل خانگی بسیار وسیع و متنوع هستند و هر کسی با هر سطح توانایی می‌توانند در این حوزه فعالیت داشته باشد. مهم‌ترین ویژگی مشاغل خانگی این است که فرایند تولید بسیار راحت بوده و هزینه تولید در آن پایین است. از جمله ویژگی‌هایی که باعث می‌شود مشاغل خانگی به عنوان کسب و کارهای جدید و پرسود شناخته شود عبارتند از:

  • با تعداد نیروی انسانی کم انجام می‌شود
  • نیاز به نیروهای متخصص در آن حاکم است
  • از تجهیزات و دستگاه‌های کوچک استفاده می‌شود
  • مواد اولیه و هزینه تولید در آنها پایین است
  • به راحتی محصول آنها فروخته می‌شود

طراحی مد و لباس

اهمیت خوراک و پوشاک از انسان‌های نخستین تا انسان‌های مدرن امروزی حفظ شده و تنها شکل و نحوه آن تغییر کرده است. این سطح از اهمیت باعث شده است که طراحی مد و لباس در بین کسب و کارهای جدید و پرسود قرار گیرد. این دسته از مشاغل ویژگی‌های زیر را دارند:

  • امکان فعالیت در سطح مشاغل صنعتی و خانگی وجود دارد
  • قابلیت انجام به صورت مشاغل خانگی وجود دارد
  • هزینه فروش محصولات پایین است
  • با استقبال وسیعی مواجه می‌شوند
  • همیشه جدید و مدرن هستند

شاید اگر بخواهیم به بررسی دقیق‌تر و جزئی طرح کسب و کارهای جدید و پرسود بپردازیم، نمونه‌های مختلف و متعدد دیگری وجود داشته باشد که امکان فعالیت در هر کدام از آنها وجود دارد. لازم است که بین مشاغل انتخابی و توانایی ما هماهنگی کافی وجود داشته باشد. برای پاسخ به پرسش‌های احتمالی و ابهامات، می‌توانید آنها را در بخش نظرات مطرح کنید.

 

برای راه اندازی کسب و کار کوچک خانگی چکار کنم؟

برای راه اندازی یک کسب و کار کوچک خانگی چه کار کنم؟ این یکی از سؤالات پر تکرار در حوزه کسب و کار است که تقریباً در بسیاری از انجمن‌های اینترنتی و در وبسایت های مختلف به آن پرداخته شده است. بعد از کلی درس خواندن و گرفتن مدارک مختلف کارشناسی و کارشناسی ارشد، امروز متوجه شدیم که نه تنها کار اداری پیدا نمی‌شود، حتی شرکت‌های خصوصی هم ظرفیت استخدام این همه نیروی بیکار را ندارند. چاره چیست؟

بسیاری از جوانان به فکر راه اندازی کسب و کار کوچک خانگی افتادند و سعی می‌کند که یک منبع کسب درآمد برای خود ایجاد کنند. متاسفانه طرز فکری که وجود دارد این است که برای داشتن کسب و کارهای کوچک پرسود نیازی به سرمایه نیست.

یا حتی عده‌ای معتقدند مشاغل خانگی موفق با حداقل سرمایه راه اندازی می‌شود. به خاطر داشته باشید که کسب و کارهای کوچک در ایران تفاوت زیادی با مشاغل خانگی در اروپا دارند. شما اگر از قیمت دستگاه برش لیزر خانگی یا دستگاه سی ان سی خانگی اطلاع داشته باشید، مطمئنا از آنها به عنوان مشاغل با سرمایه کم یاد نمی‌کنید.

پس در این مطلب به شما نشان می‌دهیم که مشاغل خانگی چه مواردی هستند و برای راه اندازی آنها به چه مقدار سرمایه نیاز هست.

چه مشاغلی به عنوان کسب و کار کوچک خانگی معرفی می‌شوند؟

اگر از کسی بخواهید که کسب و کار کوچک خانگی را برای شما معرفی کند، بدون شک آنها را مشاغلی معرفی می‌کند که امکان اجرای آنها در منزل وجود دارد و با حداقل سرمایه امکان اجرا و پیاده‌سازی آن هست. اما این تعریف تا حدود زیادی شخصی و نامناسب است. به عقیده ما مشاغل خانگی به کسب و کارهایی گفته می‌شود که قابلیت انجام در یک فضای کوچک را دارند، در آن‌ها از نیروی انسانی خانواده استفاده می‌شود، خلاقیت در آنها زیاد است و بازار فروش نامشخصی دارند.

پس اگر می‌خواهید ادامه مطلب ما را در مورد کسب و کار کوچک خانگی مطالعه کنید، لطفاً این طرز فکر را کنار بگذاریم که همه آنها با سرمایه کم راه اندازی می‌شود. برخی از مشاغل خانگی هستند که نیاز به سرمایه خیلی بالایی دارند و در عوض شما را به سود بیشتر و بازار بهتر می‌رساند. پس لازم است که به سراغ ویژگی‌های کسب و کارهای خانگی برویم.

ویژگی‌های مهم کسب و کارهای خانگی

وقتی که هدف شما راه اندازی کسب و کار کوچک خانگی باشد، باید بدانید که دقیقاً این مشاغل به چه صورت هستند و چه ویژگی هایی در آنها وجود دارد که از این لفظ برای کسب و کار استفاده می‌شود.

در فضای کوچک اجرا می‌شوند

مهم‌ترین ویژگی مشاغل خانگی این است که در یک فضای کوچک و به طور ویژه از فضای منزل، قابلیت اجرا دارد. در این مشاغل معمولاً نیروی انسانی به کار گرفته شده کمتر هستند و حجم کارگاهی کوچک است. پس عملاً اجرای مشاغل خانگی در یک انبار یا حتی در یکی از اتاق‌های منزل امکان پذیر بوده و محدودیتی در این زمینه وجود ندارد. شما اگر شغل خشک کردن سبزیجات و میوه‌ها را در نظر بگیرید، متوجه می‌شوید که نیاز به فضای زیادی ندارید.

نیروی کار آن بیشتر خانواده‌ها هستند

عموماً به مشاغل و حرفه‌هایی خانگی گفته می‌شود که بیشتر اعضای خانواده در آن درگیر باشند و به نوعی تعاونی باشد. البته در این مورد الزام وجود ندارد که همه اعضا و نیروهای انسانی از یک خانواده باشند. گاهی ممکن است از یک مهارت یا از یک فرد خاص برای تولید محصول استفاده کنیم که در بین افراد خانواده ما نیست. در این حالت مجبور هستیم که یک نفر را به صورت شراکتی یا استخدامی وارد فرآیند تولید کنیم.  اما کماکان روند تولید محصول در یک فضای کوچک و در منزل انجام می‌شود.

از سرمایه کم شروع می‌شوند

این مورد به خصوص کسانی که به دنبال یک کار ساده و رایج در سطح جامعه هستند. نمونه‌های مختلفی از کسب و کار کوچک خانگی وجود دارد که با دستگاه‌های پیشرفته و گران مانند دستگاه برش لیزر و دستگاه سی ان سی انجام می‌شوند. بنابراین نمی‌توان سرمایه کم برای شروع کسب و کار در همه این مشاغل تعمیم داد. به طور کلی درصد بالایی از مشاغل خانگی با سرمایه کم شروع می‌شوند.

مهارت و خلاقیت حرف اول را می زند

ایده پردازی و شروع هر نوع کسب و کار خانگی از یک خلاقیت و تغییر کوچک در یک محصول شروع می‌شود. مثلاً شما به تغییر در یک کالای کوچک فکر می‌کنید و آن را به یک محصول جدیدی می‌کنید. مزیت بزرگ مشاغل خانگی در این است که معمولاً برای هر فرد انحصاری بوده و با توجه به خلاقیت او پیش می‌رود. پس احتمال تکراری شدن یا کپی برداری از این ایده تا حد زیادی کاهش می‌یابد.

بازار فروش مشخص ندارد

اگرچه این یک امتیاز منفی برای کسب و کار کوچک خانگی محسوب می‌شود، اما باید این حقیقت را بپذیریم که برای این مشاغل بازار فروش مشخص وجود ندارد و احتمالاً برای فروش محصول چالش زیادی خواهیم داشت. نکته امیدوار کننده این است که تعداد پایین می‌تواند شانس فروش محصول ما را افزایش دهد و این مورد این در تعادل بین عرضه و تقاضا به ما کمک می‌کند.

برای راه اندازی کسب و کار کوچک خانگی به چقدر سرمایه نیاز دارم؟

مطمئناً کسانی که به فکر راه اندازی کسب و کار کوچک خانگی هستند، بعد از مشخص شدن ایده، بلافاصله به سراغ سرمایه مورد نیاز برای راه اندازی این مسائل می‌روند و سعی می‌کنند به یک عدد مشخص برسند. برآورد دقیق سرمایه مورد نیاز برای این مصاحبه کار نسبتاً سختی است، اما با پاسخ دادن به این ۵ سؤال می‌توانید تا حدود زیادی به نتیجه برسید:

باید ببینید که چه دستگاهی می‌خواهید

قبل از هر چیزی باید مشخص کنید که ایده شما به چه شکلی انجام می‌شود. اگر قرار باشد محصولی بفروشید، فرآیند تولید محصول شامل استفاده از چه دستگاه‌هایی می‌شود. اگر قرار باشد از دستگاه برش لیزر یا دستگاه سی ان سی استفاده کنید، باید مبلغی بین ۲۰ میلیون تومان تا ۸۰ میلیون تومان بپردازید. اگر به فکر خرد کردن سبزیجات یا ورقه‌ای کردن میوه‌ها باشید، حدود پنج میلیون تومان برای خرید دستگاه کافی است. همین معیارها برای سایر دستگاهها و تجهیزات قابل انجام است.

باید فضای کارگاهی خود را ترسیم کنید

بخش مهم دیگر از هزینه‌های اولیه شما، مربوط به فضای کارگاهی است. اگر تصمیم دارید کسب و کار را در یکی از اتاق‌های منزل یا در زیرزمین منزل خود اجرا کنید، باید ببینید که برای آماده سازی آن چقدر هزینه می‌پردازید. اما اگر مجبور به اجاره کردن یک پارکینگ یا هر مکان دیگری شوید، هزینه اجاره و رهن در هزینه‌های اولیه شما آورده می‌شود.

مواد اولیه را بررسی کنید

اگر بخواهیم ایده‌های راه اندازی کسب و کار کوچک خانگی را معرفی کنید، شاید لازم باشد یک روز از صبح تا شب فقط مشغول نوشتن این ایده‌ها باشیم. برای هر کدام از این ایده‌ها نیاز به مواد اولیه متفاوتی است که قیمت آن بر سرمایه اولیه ما تاثیرگذار است. بدون شک راه اندازی یک کارگاه خانگی برای تولید رب گوجه خانگی یا تولید شربت خانگی، سرمایه متفاوتی نسبت به تولید کاردستی‌های تزیینی و لوازم چوبی تزیینی نیاز دارد. قیمت مواد اولیه در این کارگاه‌ها تعیین می‌کند که ما به چه سرمایه‌ای نیاز داریم.

نیروی کار نیاز دارید یا خیر؟

این سوالی است که با توجه به نوع کسب و کار خانگی شما پاسخ آن تغییر می‌کند. شما اگر تصمیم گرفته باشید که وارد یک حوزه تخصصی شوید و از یک کارشناس و حرفه‌ای در این زمینه استفاده کنید، لازم است که حقوق ماهیانه برای او در نظر بگیرید. اما اگر تمامی مراحل کار به کمک افراد خانواده انجام می‌گیرد، می‌توانید از آن تحت عنوان کسب و کار کوچک با سرمایه کم یاد کنید و نیازی به اختصاص هزینه به نیروی کار نداشته باشید.

فروش محصول به چه صورت است

آخرین سوالی که در اینجا باید به آن پاسخ دهید، این است که سطح فروش محصولات شما به چه صورت است. اگر ایده خود را به درستی انتخاب کرده باشید و برای آن بازار کافی وجود داشته باشد، نیازی به تبلیغات نیست و بعد از مدتی به یک درآمد ثابت می‌رسید. اما اگر ایده شما تازگی دارد، لازم است از ابزارهای مختلف برای معرفی محصول خود استفاده کنید و بخشی از هزینه شما به تبلیغات اختصاص می‌یابد.

ایده‌هایی برای راه اندازی مشاغل خانگی با سرمایه کم

با توجه به توضیحاتی که در مورد راه اندازی کسب و کار کوچک خانگی دادیم، لازم است که برای تکمیل مطلب خود چند ایده برای راه اندازی این مشاغل ارائه دهیم تا امکان استفاده از مطلب به شکل کاربردی هم فراهم باشد. در بندهای قبلی گفتیم که ایده‌های راه اندازی این کارگاه‌ها بسیار زیاد هستند و به همین دلیل ما آنها را در چهار دسته کلی قرار داده‌ایم.

تهیه خوردنی‌های مختلف

تهیه خوردنی‌های مختلف و غذاها پرطرفدارترین شیوه‌ها برای راه اندازی مشاغل خانگی است. بزرگ‌ترین مزیت این جهان این است که همیشه در بین خانواده‌ها یک نفر آشپز حرفه‌ای با دست پخت خوشمزه پیدا می‌شود. تهیه انواع خورش‌ها به همراه غذاهای سنتی و اصیل ایرانی، تهیه ترشیجات و مرباجات، تهیه سبزی خشک و سبزی قورمه سبزی، تهیه میوه خشک، فعالیت به صورت کترینگ و غذاهای خانگی ایده‌هایی هستند که شما به روش‌های مختلف می‌توانید آنها را پیاده سازی کنید.

ساخت کادو و وسایل تزئینی

ساخت کادو و وسایل تزیینی برای افراد با سلیقه می‌تواند از سودآورترین مشاغل خانگی باشد. البته وسایل تزیینی و کادویی متفاوت هستند که برخی از آنها با کمک دستگاه‌های پیشرفته مانند لیزر ساخته می‌شوند و برخی نیز تنها به کمک دست و هنر فرد آماده می‌شوند. مورد اول برای کسانی که سرمایه کافی دارند مناسب است و اتفاقاً درآمد بالایی هم دارد. اما مورد دوم برای کسانی مناسب است که مهارت بسیار بالایی دارند می‌توانند کاردستی‌های زیبا و ایده‌آل درست کنند.

تولید پوشاک

حتماً دیده‌اید که برخی از خانواده‌ها یک دستگاه جوراب بافی در کارگاه منزل خود قرار داده و به کمک آن یک کسب و کار خانگی برای نوجوانان خود درست کرده‌اند. این ایده را در کنار دستگاه‌های بافت پلیور زمستانی و یا کارگاه خیاطی زنانه و دوخت لباس عروس قرار دهید تا ببینید که راهکارهای مختلفی برای تولید پوشاک به عنوان کسب و کار کوچک خانگی وجود دارد.

کار اینترنتی خانوادگی

این ایده بیشتر برای کسانی مناسب است که اعضای خانواده به اینترنت و کارهای اینترنتی دسترسی دارد. کارهای مختلفی در بستر اینترنت وجود دارد که اعضای یک خانواده می‌توانند به صورت هماهنگ آنها را انجام دهند. طراحی یک سایت و انجام بخش‌های مختلف آن، ترجمه یک کتاب به صورت دسته جمعی، یک فیلم آموزشی در مورد کتاب‌ها و یا ورزش‌های مختلف و حتی ایجاد تیزرهای تبلیغاتی نمونه‌هایی از کارهای اینترنتی خانوادگی هستند.

به خاطر داشته باشید که راه اندازی یک کسب و کار کوچک خانگی نیاز به تمهیدات ویژه یا مهارت در یک زمینه حرفه‌ای ندارد. بلکه این خود شما هستید که از مهارت و خلاقیت فردی نهایت بهره را می‌برید و از آن به عنوان یک منبع کسب درآمد استفاده می‌کنید. اگر شما هم ایده‌ای دارید خوشحال می‌شویم که در بخش نظرات با ما در میان بگذارید.

کلید واژه کانونی: کسب و کار کوچک خانگی

 

اهداف اجتماعی کسب و کار و اهمیت آن

امروز می‌خواهیم در مورد یک موضوع خاص و جالب صحبت کنیم که علوم مدیریتی قدیم چندان به آن توجه نداشت: اهداف اجتماعی کسب و کار و اهمیت آن. در دنیایی که تکنولوژی‌های پیشرفته سرعت انجام کارها را به شدت بالا برده‌اند و رقابت در آن برای شرکت‌های ضعیف کشنده است شاید توجه به اهداف اجتماعی چندان توجیه خاصی نداشته باشد. اما امروزه علم مدیریت جدید ثابت کرده است که توجه به اهداف اجتماعی می‌توانند با مزایای بسیار بزرگی برای کسب و کار همراه باشد که حتی از بسیاری از شیوه‌های بازاریابی هم بهتر است.

برای درک بهتر این موضوع اهداف اجتماعی در کسب و کار را از جهات مختلف بررسی می‌کنیم و در نهایت می‌بینیم که چه تاثیری بر روند کسب و کار ما دارد.

تعریف اهداف اجتماعی کسب و کار

قبل از هر چیزی باید یک تعریف مشخص از اهداف اجتماعی کسب و کار داشته باشیم تا با دید بازتری به استقبال این مطلب برویم. اهداف اجتماعی به اهدافی گفته می‌شود که صاحب کسب و کار در کنار توجه به مسئله سود و زیان، آن‌ها را نیز به عنوان هدف گذاری خود تعیین می‌کند تا از این طریق بر کارکنان و مخاطبین کسب و کار تأثیر گذار باشد. در حقیقت توجه به اهداف اجتماعی در هر نوع کسب و کاری به صورت مستقیم و غیرمستقیم سه بخش مدیریت، کارکنان و مشتریان را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

دیدگاه اشتباهی که در مورد اهداف اجتماعی کسب و کار وجود دارد این است که به عنوان یک ساختار مجزا و منفک از فرایند کسب درآمد در نظر گرفته می‌شود. اما مدیریت مدرن معتقد است که اهداف اجتماعی به عنوان بهانه‌ای برای جلب توجه مخاطبین به کسب و کار و موجه نشان دادن آن شناخته می‌شود. بنابراین یک مدیر باید در کنار مسئله سود و زیان، اوضاع اجتماعی را نیز سرلوحه کار خود قرار دهد.

دلیل توجه مدیریت مدرن به اهداف اجتماعی کسب و کار

سوالی که اینجا وجود دارد این است که چرا مدیریت مدرن به اهداف اجتماعی کسب و کار توجه می‌کند و آن را به عنوان یک بخش مهم در نظر می‌گیرد؟ پرداختن به این موضوع جنبه‌های مختلفی دارد که مدیریت همه آنها را در نظر گرفته و با جمع بندی آنها به این نتیجه می‌رسد که اهداف اجتماعی نمی‌تواند اضلاع یک کسب و کار را تحت تأثیر قرار دهد.

برای درک بهتر این موضوع تأثیر اهداف اجتماعی بر بخش‌های مختلف یک کسب و کار را بررسی می‌کنیم.

اهداف اجتماعی برای مدیریت صحیح

اولین تاثیری که توجه به اهداف اجتماعی کسب و کار می‌توانند داشته باشند، تأثیر بر خود مدیر و بخش مدیریت است. فرض بگیرید که شما به عنوان یک مدیر کسب و کار تصمیم می‌گیرید که در جریان بررسی معاملات و انجام به وظیفه‌های معمول، به موضوعی در رابطه با تأثیر این کار بر شرایط اجتماعی هم می‌پردازید. طبیعتاً وقتی که مشتریان و مخاطبین کسب و کار شما با این صحنه مواجه می‌شوند که اهداف اجتماعی تا چه اندازه برای مدیریت اهمیت دارد، آن‌ها هم همه تلاش خود را به کار می‌گیرند که در طول این مسیر در کنار و یاری دهنده بخش مدیریت باشند.

  • کنترل بهتر بر رفتار کارکنان و نظم دهی به حضور آنها در محل کار؛
  • برخورداری از اهرم بیشتر برای تأثیر بر مشتریان و موجه نشان دادن کسب و کار؛
  • استفاده از این ابزار برای معرفی محصول در جهت خدمت به اهداف اجتماعی؛
  • نشان دادن اهداف اجتماعی به عنوان بخشی از برنامه‌های اصلی شرکت؛
  • موازی قرار دادن برنامه‌های اجتماعی در کنار برنامه‌های سود و زیان کسب و کار.

اهداف اجتماعی برنامه‌ای برای برای جلب توجه مشتری

با اطمینان کامل می‌توان ادعا کرد که بیشتر فلسفه توجه به اهداف اجتماعی کسب و کار برای جلب توجه مشتریان و ایجاد تمایل در آنها برای خرید محصول یا خدمات است. امروز می‌بینیم که بسیاری از شرکت‌ها سعی می‌کنند در برنامه‌های اجتماعی و حتی حرکت‌های خیرخواهانه شرکت داشته باشند تا افراد جامعه به دید مثبت آنها را ببینند. این موضوع حتی اگر در کوتاه مدت باعث افزایش فروش آنها نشود، باز هم باعث ایجاد یک ذهنیت مثبت در آنها شده که تصویری مناسب و ایده آل در ذهن آنها تشکیل می‌شود. این حرکت در بلند مدت برای کسب و کار ایده آل و مناسب است.

  • ایجاد ذهنیت ماندگار و مثبت در مشتریان نسبت به کسب و کار؛
  • ایجاد ذهنیت برتری اهداف اجتماعی کسب و کار نسبت به سود و زیان؛
  • فراهم آمدن راهکارهای تبلیغاتی متنوع در قالب اهداف اجتماعی؛
  • کمک گرفتن از ابزارهای اجتماعی مختلف برای درگیر کردن مشتریان در برنامه‌ها؛
  • توجیه آسانتر شرکت برای رقابت بهتر در بازار.

اهداف اجتماعی نیروی محرکه کارکنان

یکی دیگر از عواملی که به صورت مستقیم یا غیرمستقیم تحت تأثیر اهداف اجتماعی کسب و کار و اجرای آنها توسط مدیریت قرار می‌گیرد، کارکنان و پرسنل شرکت هستند. در مطالب قبل به ارتباط متقابل بین مدیریت و پرسنل پرداختیم و نشان دادیم که فعالیت کارکنان تا چه اندازه به مدیریت وابسته است. حالا فرض بگیرید که بخش مدیریت تصمیم بگیرد که اهداف اجتماعی را به عنوان یک برنامه مهم در کسب و کار خود اجرا کند. طبیعتاً شاید در نگاه اول این موضوع ارتباط چندانی به سود و زیان شرکت نداشته باشد، اما به خوبی بر عملکرد کارکنان در محیط کار تأثیر گذار است.

  • انگیزه کارکنان برای انجام کارهای اجتماعی و کمک به همنوعان خود؛
  • ترغیب پرسنل برای حضور مستمر در محیط کار مسیر موفقیت اهداف اجتماعی؛
  • ارزش قائل بودن برای بخش مدیریت و احساس کردن خود در کنار هم؛
  • ایجاد ذهنیت مثبت در کارکنان نسبت به برنامه‌ریزی و روال کاری شرکت؛
  • استفاده از اهداف انسان دوستانه برای جلب توجه کارکنان و ایجاد تمایل در آنها برای انجام اهداف مشخص.

اهداف اجتماعی برای بازارهای بزرگ جهانی

تاثیرگذاری اهداف اجتماعی در کسب و کار فقط محدود به محل کار و مشتری نمی‌شود و طبیعتاً در بازارهای کوچک نیز تاثیر گذار است. مشتریان کوچک تحت عنوان بازار کوچک در نظر گرفته می‌شود که در این بخش مدنظر ما نیست. شما اگر برندهای بزرگ مانند برند کوکاکولا یا برند اپل را در نظر بگیرید، همیشه در کنار برنامه‌های اصلی خود، برنامه‌های اجتماعی مختلفی دارد که بیشتر جنبه تبلیغات و موجه نشان دادن کسب و کار آنهاست.

اهداف اجتماعی کسب و کار در بازارهای جهانی می‌تواند تاثیرات زیر را داشته باشد::

  • موجه نشان دادن کالاها و محصولات معرفی شده از طرف شرکت؛
  • معرفی برند تجاری از راهی غیر از تبلیغات مستقیم یا تبلیغات غیر مستقیم؛
  • ایجاد شرایط برای نشان دادن قابلیت محصولات در طرح اجتماعی؛
  • ایجاد ذهنیت مثبت در مشتریان نسبت به برنامه‌های شرکت؛
  • ماندگار کردن تبلیغات با اهرم اهداف اجتماعی.

فراموش نکنیم

با توجه به توضیحاتی که داده شد، احتمالاً این انگیزه در شما به وجود آمده که از اهداف اجتماعی کسب و کار برای معرفی برنامه‌های خود و جذب مشتری استفاده کنید. اما بهره بردن از چنین امتیازی نیازمند انجام موارد مختلفی است که هم به شخصیت و وجهه اجتماعی کسب و کار شما لطمه وارد نکند، و هم اینکه کاربران نسبت به کسب و کار شما دیدگاه منفی پیدا نکنند. نحوه اجرای صحیح برنامه‌های اجتماعی در این شیوه بسیار مهم است و صرفاً انتخاب آن نمی‌تواند تضمین‌کننده موفقیت باشد.

برای حضور در این حوزه چهار نکته زیر را فراموش نکنید:

کسب و کار بنگاه خیریه نیست

بله! ما در این مطلب اشاره کردیم که اهداف اجتماعی کسب و کار به ایجاد وجهه مثبت برای شرکت کمک می‌کند و این باعث می‌شود که مشتریان نسبت به آن ذهنیت مناسبی داشته باشد.. اما این دیدگاه نباید این ذهنیت را به وجود بیاورد که کسب و کار ما یک بنگاه خیریه است و همیشه به دنبال کمک کردن است. اهداف اجتماعی می‌تواند به صورت فرهنگ سازی در رابطه با یک مشکل خاص باشد یا صرفاً شامل کمک مالی به یک یا چند نفر به عنوان نمونه باشد. در هر صورت در نهایت نباید افراد دیگر به شکل بالاسری و حق طلبانه به کسب و کار ما نگاه کنند.

اهداف اجتماعی اصل نیستند

موضوع مهم دیگری که به هنگام بررسی اهداف اجتماعی کسب و کار باید به خاطر داشته باشید این است که این اهداف اجتماعی اصل و مبنای کار شما نیستند و در واقع یک حربه برای پیشبرد مدیریت هستند. شما هیچ وقت نباید کسب و کار خود را فدای چنین اهدافی کنید و در وهله اول برای شما اهداف اصلی شرکت مهم است. این یعنی شما به عنوان مدیر باید برنامه ریزی کنید که ابتدا کسب و کار را به یک نقطه خاص برسانید و سپس به شکلی برنامه‌ریزی کنید که ذهنیت اجتماعی و مناسب از کسب و کار خود به وجود بیاورید.

اهداف اجتماعی در ابتدای مسیر مشخص می‌شوند

وقتی که یک مدیر شروع به مدیریت می‌کند و می‌خواهد که یک روش جدید و یک سبک جدید به وجود بیاورد، در ابتدای کار مشخص می‌کند که اصول و روش مدیریت او به چه سبکی است. اگر به عنوان یک مدیر تصمیم دارید که اهداف اجتماعی کسب و کار را در اولویت قرار دهید، این نکته را فراموش نکنید که در همان ابتدا باید این موضوع را با کارکنان و حتی مشتریان خود در میان بگذارید. کار شما در این مورد چندان سخت نیست. در واقع اهداف اجتماعی به دو دسته اهداف بزرگ با تعداد کم و اهداف کوچک با تعداد بالا تقسیم می‌شود. پس یک فرم کلی از اهداف اجتماعی کوچک تهیه می‌کنید و در معرض دید پرسنل و کارکنان بگذارید. برای اجرایی کردن اهداف بزرگ مراسم‌ها یا گردهمایی‌هایی برگزار می‌کنید و در مورد آنها اطلاع رسانی می‌کنید.

اهداف اجتماعی می‌توانند گروهی یا فردی باشند

آخرین موردی که در رابطه با اهداف اجتماعی باید بدانید این است که اهداف را می‌توانید به صورت گروهی یا فردی انجام دهید. مثلاً از چند نفر از کارکنان می‌خواهید که در روند اجرای برنامه‌های مختلف به شما کمک کنند و از این طریق آنها را به صورت گروهی انجام می‌دهید. در حالت فردی  وظیفه تصمیم گیری اجرای برنامه ریزی بر عهده شخص مدیر است و تعیین می‌کند که در هر بخش چه کاری انجام شود.

جمع بندی

در نظر گرفتن اهداف اجتماعی کسب و کار می‌تواند تأثیر مستقیمی بر مدیریت کارکنان و هدایت آنها به سمت انجام بهتر وظایف باشد. در کنار این اهداف برای ایجاد ذهنیت مثبت در مشتریان همچنین به دست آوردن بازار بیشتر تاثیرگذار است. همیشه اهداف اجتماعی می‌توانند چهره ای موجه و در عین حال پذیرفته شده مراحل کسب و کار و شرکت به وجود بیاورند که در کسب درآمد آن تأثیر مستقیم دارد.

البته در نظر گرفتن اهداف اجتماعی برای هر کسب و کار نیاز به چند مورد و چند الزام اولیه دارد که در اجرای هرچه بهتر آن نقش مستقیمی دارد. زیاده روی در توجه به اهداف اجتماعی و همچنین کوتاهی در اعلام کردن آنها در برنامه‌های مدیریتی، می‌توانند نتیجه تلاش یک گروه در کسب و کار را به هدر دهد. برای کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه می‌توانید سؤالات و نظرات خود را در بخش نظرات مطرح کنید.