همه آنچه باید در مورد استارت آپ بدانید

احتمالاً بارها واژه‌هایی مانند استارت آپ یا استارتاپ به ذهن و گوش شما رسیده است یا حتی به صورت علمی به بررسی برخی از نمونه‌های آن‌ها پرداخته‌اید. این شرکت‌های نوپا در حال حاضر نقش مهمی در راه اندازی کسب و کارهای اینترنتی و غیر اینترنتی ایفا می‌کنند و حتی دانشگاه‌ها نیز نهایت تلاش خود را به کار می‌گیرند که از این ایده برای رساندن اختراعات خود به بازار استفاده کنند. آشنایی با اصول اولیه استارت آپ و نحوه عملکرد آن بسیار مهم است و نقش تعیین کننده‌ای برای افراد مبتدی در این زمینه ایفا می‌کند.

پس ابتدا در این مطلب یک تعریف کلی و جامع از استارتاپ خواهیم داشت و سعی می‌کنیم تفاوت آن را با کسب و کارهای قدیمی نشان دهیم. در گام بعدی مراحل راه اندازی استارت آپ ها را معرفی خواهیم کرد و در نهایت به برخی از دلایل شکست مربوط به آنها خواهیم پرداخت. پس با ما همراه باشید.

استارت آپ چیست؟

استارت آپ (Startup) یا شرکت‌های نوپا به گروهی از افراد متخصص و غیرمتخصص گفته می‌شود که روند تولید یک محصول یا یک خدمات را ادامه داده و آن را در بازار به فروش می‌رسانند. یکی از اشتباهاتی که در مورد استارتاپ ها وجود دارد این است که بسیاری از افراد آنها را صرفا به مبانی علمی ربط می‌دهند و معتقدند که فعالیت آنها باید به حوزه اختراع و ساخت محصولات جدید باشد.

اگرچه نمی‌توانیم ادعا کنیم که این تعریف اشتباه است، اما باید بپذیریم که در بیان فلسفه استارتاپها کوتاهی‌هایی صورت گرفته که می‌تواند تعریف‌های آن را نیز تحت تأثیر قرار دهد. در واقع، تعریف استارت آپ شامل افراد و گروهی می‌شود که تغییری در یک محصول یا خدمات به وجود آوردند، یا یک محصول جدید ساخته‌اند و روند صفر تا صد آن از تولید تا فروش را بر عهده می‌گیرند. بنابراین باید بپذیریم که تفاوت این گروه با کسب و کارهای قدیمی بسیار زیاد است و به نوعی باید آن را با روند رشد انسان از یک نوزاد تا بزرگسالی مقایسه کنیم. اما چرا ادعا می‌کنیم که استارت آپ ها با کسب و کارهای قدیمی متفاوت هستند؟

استارت آپ چیست؟

تفاوت استارتاپ ها با کسب و کارهای قدیمی

برای پیدا کردن تفاوت بین استارتاپ ها و کسب و کارهای قدیمی جوابهای مختلفی وجود دارد و می‌توانید از چند نفر این سؤال را بپرسید تا به نتایج متفاوتی برسید. اما، به طور کلی دو تفاوت بزرگ بین این دو شیوه کسب درآمد وجود دارد:

استارتاپ ها بر مبنای اصول علمی هستند

رسیدن یک گروه از نقطه صفر به نقطه ۱۰۰ بدون داشتن مبانی علمی لازم و تجربه کافی امکان پذیر نیست. این موضوع در مورد استارتاپ ها نیز وجود دارد. شما وقتی که یک کسب و کار قدیمی مانند یک مغازه را راه‌اندازی می‌کنید، نیازی به فرا گرفتن اصول بازاریابی یا اصول علمی نخواهید داشت و حتی می‌توانید با شاگردی در یک مغازه کار خود را شروع کنید. اما این موضوع در مورد شرکت‌های نوپا متفاوت است و لازم است که افراد با اصول علمی آن حوزه آشنا شوند. حال ممکن است در این بین یک اختراع علمی بزرگ به محصول تبدیل شود یا تغییری در یک محصول ساده به وجود آمده و به عنوان یک محصول جدید به فروش برسد.

استارتاپ ها رشد مرحله‌ای دارند

این واقعیت وجود دارد که هرگونه کسب و کاری، باید روند رشد خود را به صورت مرحله‌ای و پلکانی طی کند. اما تفاوتی که بین کسب و کارهای قدیمی و استارتاپ ها وجود دارد این است که در حوزه استارت آپ، باید هر مرحله از انجام کار مورد آنالیز قرار گیرد و پس از تکمیل آن مرحله، وارد مرحله دیگر شد. یک کسب و کار قدیمی را در نظر بگیرید که در قالب فروش محصول فعالیت می‌کند. راه اندازی این کسب و کار نیاز به طی چندین مرحله ندارد و با سرمایه گذاری می‌توان بلافاصله وارد این حوزه شد. اما این وضعیت در استارتاپ ها متفاوت است و شامل چند مرحله می‌شود که در ادامه بیشتر با آن خواهیم پرداخت.

استارتاپ ها رشد مرحله‌ای دارند

مراحل راه اندازی یک استارت آپ

در بند قبل اشاره کردیم که رشد مرحله‌ای و انجام گام به گام از مهمترین ویژگی استارتاپ ها به شمار می‌رود. در برخی از این مراحل تنها کارهای علمی و تئوریک انجام می‌گیرد و در برخی موارد لازم است که کارهای علمی و عملی انجام شود. به طور کلی مراحل راه اندازی یک استارتاپ شامل موارد زیر می‌شود:

ایده پردازی

همانطور که رسیدن به یک اختراع از یک مشکل شروع می‌شود، رسیدن به یک استارت آپ از یک ایده آغاز می‌شود. ایده، شروع مسیر بلند و طولانی یک استارتاپ است. هرچه این ایده پخته‌تر و کامل‌تر باشد، رسیدن به اهداف اولیه و نهایی آسان‌تر بوده و می‌توان درک درستی از مسیر کلی داشت. پس کسی که به دنبال راه اندازی یک شرکت نوپا است، ابتدا باید یک ایده پخته و واضح داشته باشد.

تحقیق و مشخص کردن مسیر کار

فرض می‌گیریم که ما به دنبال راه اندازی یک شرکت هستیم و به ایده مناسب در این زمینه رسیده‌ایم. اینجاست که باید گام دوم را برداریم و مشخص کنیم که این مسیر ما را به کجا می‌رساند. طبیعتاً اگر ایده ما مربوط به حوزه ای باشد که قبلاً اشباع شده و قرار باشد ما همان مسیر افراد قبلی را طی کنیم، بدون شک به شکست خواهد انجامید یا نتیجه نخواهد داد. پس گام دوم، انجام تحقیق و مطالعه در مورد ایده موردنظر و نحوه انجام آن است تا در جریان آن مسیر کار و رسیدن به هدف مشخص شود

مراحل راه اندازی یک استارت آپ

تهیه نمونه اولیه

اگر دو مرحله قبل را طی کرده باشیم، الان ما می دانیم که محصول ما چه چیزی خواهد بود و قرار است که ما را به کجا برساند. حتی اگر قرار است یک محصول تولید شود، در این برنامه کاری امکان تولید نمونه اولیه از محصول وجود دارد. این محصول می‌تواند یک نرم افزار کامپیوتر یا گوشی همراه باشد یا حتی یک ابزار سرگرمی برای کودکان. در هر صورت، در این مرحله باید یک نمونه اولیه از محصول یا خدمات با کیفیت مورد انتظار آماده شود.

بررسی نمونه اولیه و رفع ایرادات احتمالی

اگرچه ما تولید کننده یک محصول یا خدمات هستیم و بیشتر این شناخت را نسبت به آن داریم، اما باید بپذیریم که مصرف کننده نهایی ما نیستیم و نظر ما تنها یک نظر محسوب می‌شود. برای قضاوت در مورد یک محصول، افراد زیادی باید نظر دهند و نظر آنها بررسی شود. برای این کار، چند نمونه اولیه از محصول را در اختیار چند فرد آشنا قرار دهید و بازخورد آنها را بگیرید. در صورت وجود ایراد، نسبت به رفع آنها اقدام کنید و محصول خود را با توجه به آن برای عرضه به بازار آماده سازی کنید.

تولید انبوه در فاز اولیه و در تعداد کم

الان در حال حاضر شما یک محصول دارید که تا حدود زیادی مشکلات و ایرادات مربوط به آن را رد کرده‌اید و می‌توانید در قالب یک محصول به بازار عرضه کنید. در اینجا نباید جوگیر شوید. گام بعدی شما باید کوچکتر برداشته شود و تولید انبوه خود را در یک فاز کوچکتر انجام دهید. سعی کنید با توجه به حجم کارگاه خود، تعدادی از محصولات را تولید کنید و در اختیار مشتریان قرار دهید. گرفتن نظر و بازخورد آنها کمک می‌کند که وضعیت محصول را بهبود ببخشید و به سراغ فاز بعدی بروید.

تولید انبوه در فاز ثانویه

در این مرحله شما بازخورد مناسبی از نمونه اولیه و از فاز اولیه تولید خود دریافت کرده‌اید و می‌توانید با توجه به آن تغییراتی در محصول خود به وجود بیاورید. اینجاست که باید به سراغ تولید انبوه در فاز ثانویه بروید و می‌توانید مشتری برای تولید انبوه خود جمع کنید. در اینجا باید نهایت تلاش خود را به کار گیرید که خطاهای تولید و اشکالات محصولات را برطرف کنید و بالاترین کیفیت او را به بازار بفرستید.

تبلیغات و فروش

آخرین مرحله در هر نوع کسب و کار، تبلیغات و فروش برای محصول است که این وضعیت برای استارتاپ ها نیز وجود دارد. در این مرحله باید از شیوه‌های مختلف مانند تبلیغات اینترنتی و تبلیغات محیطی برای پیدا کردن مشتری استفاده کنید و راهکارهای مختلف را امتحان کنید. اگر در این مرحله موفق باشید و آمار مناسبی در فروش محصولات خود ثبت کنید، مطمئناً برای تبدیل شدن به یک شرکت بزرگ و ماندگار قدم مهمی برداشته‌اید.

چرا برخی از استارتاپ ها دچار شکست می‌شوند؟

افراد و گروههای زیادی در مسئله موفقیت وشکست استارتاپ ها دخالت دارند که برخی از آنها به صورت مستقیم و برخی نیز به صورت غیر مستقیم هستند. هر گروهی شامل یک لیدر یا رهبر می‌شود که نقش هر کدام از آنها در موفقیت یا شکست شرکت چشمگیر است. با توجه به سابقه‌ای که در این زمینه داشته‌ایم، موارد زیر را به عنوان اصلی‌ترین عوامل شکست استارتاپ ها در نظر می‌گیریم:

 عدم شناخت کافی از قابلیتهای محصول و استقبال بازار نسبت به آن

در موارد قبل به این نکته اشاره کردیم که اطلاع از قابلیت‌های محصول و شناخت بازار باید در همان گام‌های اولیه راه اندازی استارتاپ انجام گیرد تا مسیر موفقیت به طور کامل مشخص باشد. در یک طرح کسب و کار، علاوه بر اینکه به اطلاعاتی مانند وضعیت فروش و قابلیتهای محصول پرداخته می‌شود، وضعیت رقبا و تمایل بازار به محصول نیز بررسی می‌شود. بنابراین، در موفقیت یک استارت آپ بدون شک قابلیت‌های محصول و استقبال بازار نقش دارند.

چرا برخی از استارتاپ ها دچار شکست می‌شوند؟

 نداشتن برنامه ریزی مشخص و واضح برای بازاریابی و فروش محصول

به همان اندازه که تولید یک محصول با کیفیت و رقابت پذیر در بازار اهمیت دارند، توجه به نیاز مشتریان و روشهای فروش محصول نیز مهم است. یک استارت آپ موفق باید در کنار تولید با کیفیت و انبوه، فروش زیاد و پر سود داشته باشد. هرگونه کوتاهی در این مراحل می‌تواند در مسیر شرکت را به سمت شکست و از بین رفتن سرمایه تغییر دهد.

عدم توانایی مدیر گروه یا تیم در انجام وظایف خود

همانطور که یک کشتی دارای سکان هدایت، کاپیتان و خدمه است، استارتاپ نیز دارای همین قسمت‌هاست و هر کدام از آنها در رسیدن به موفقیت آن نقش دارند. کوتاهی هرکدام از این قسمت‌ها بدون شک مسیر موفقیت آنها را مسدود می‌کند. این در حالی است که اگر مدیر گروه توانایی کنترل افراد را داشته باشد و اعضای تیم نیز بتوانند وظایف خود را به بهترین شکل ممکن انجام دهند، شانس موفقیت استارت آپ افزایش می‌یابد.

شانس موفقیت استارت آپ ها

نداشتن زمان بندی مشخص برای انجام کار

زمانبندی در انجام هر کاری مهم است و برای کارهای دست جمعی این موضوع اهمیت بیشتری دارد. هرگونه بی انضباطی در زمان انجام کار ممکن است روال کار را تحت تأثیر قرار دهد. کار کردن در برخی از روزها به مدت ۱۴ ساعت و کاهش ساعت کاری به یک یا دو ساعت در برخی روزها نه تنها نتیجه مثبت ندارد، بلکه امکان شکست پروژه را نیز افزایش می‌دهد.

با توجه به مواردی که گفته شد، یک استارتاپ موفق می‌تواند یک محصول یا خدمات را از تولید تا فروش دنبال کرده و از آن یک کسب و کار پایدار ایجاد کند. در این مطلب سعی کردیم که موارد مختلف را مورد بررسی قرار دهیم، اما اگر ابهامی باقی مانده است، با کارشناسان ما در میان بگذارید.