آکادمی ابوذر سهیلی

هر آنچه برای کسب و کارتان باید بخوانید، ببینید و یاد بگیرید

۴ عادت مدیریتی روزانه که به تیم شما کمک می‌کند

متاسفانه در ایران هنوز هم روش مدیریت سنتی و رئیس مآبانه دیده می‌شود که نتیجه‌ای جز شکست ندارد، اما با چند عادت مدیریتی خاص می‌توان این طرز فکرهای سنتی را از بین برد و به سمت مدیریت مدرن حرکت کرد. عادات مدیریتی روش‌هایی هستند که به مرور زمان در رفتارهای یک مدیر شکل می‌گیرند و به طور کامل افراد زیردست خود را تحت تأثیر قرار می‌دهد. گاهی این عادات ممکن است به شدت برای مدیر و افراد زیردست او مضر بوده و باعث کاهش بازدهی شود. اما در برخی موارد یک عادت مدیریتی می‌تواند روند کسب درآمد یک سازمان را متحول کند.

در این مطلب ما به معرفی چهار عادت مدیریتی روزانه خواهیم پرداخت که مدیر می‌تواند در طول روز خود آنها را اجرا کرده و نتایج آن‌ها را در کسب و کار خود ببیند.

هر روز به افرادت بگو که آنها را درک می‌کنی و حامی آنها هستی

مطمئناً پاداش دادن و درک کردن کار خوبی است و کارکنان از این موضوع خوشحال هستند. اما آیا به این موضوع فکر کرده‌اید که احتمالاً نتیجه یک پاداش معکوس باشد؟ آیا به این موضوع فکر کرده‌اید که ممکن است سایر کارکنان نسبت به پاداش یک یا چند نفر حسادت کنند؟

همه ما به شکل‌های مختلف تجربه یادگیری دوچرخه سواری را داریم. مهم نیست اولین بار چه کسی آموزش دوچرخه سواری را به ما داده باشد. یا حتی اهمیت ندارد که نحوه آموزش ما به چه صورت بوده است. اما اینکه چه کسی از ما حمایت کرده و در شرایط مختلف ما را تشویق کرده، موضوع بسیار مهمی است. اعتماد به نفس برای قدم زدن به راه‌های ناشناخته و انجام بهترین کارها چیزی است که توسط مدیران قوی و سرپرستان به وجود می‌آید. امروزه می‌بینیم که بزرگترین انقلاب‌ها به کمک یک رهبر قوی به وجود می‌آید.

اعضای تیم بچه نیستند

تا به حال به این مورد فکر کرده‌اید: تا چه اندازه عشق بدون قید و شرط و حرفه‌ای را به کارکنان خود داده‌اید؟ آیا این رفتار مانند کودکان نیست؟ بله! درک کردن و پشتیبانی کردن از کارکنان یک عادت مدیریتی فوق العاده است، اما این موضوع نباید مانع از ماجراجویی کارکنان در شرایط مختلف شود. زمانی که نقش حمایتی یک مدیر از روی کارکنان برداشته شده و تبدیل به نقش نظارتی می‌شود، مسلماً کارکنان از انجام برخی از کارها می‌ترسند و این باعث می‌شود که توان تجربه‌ی شرایط مختلف را نداشته باشند.

به عنوان یک مدیر باید در مورد پلن ها و برنامه‌های کارکنان خود اطلاع کامل داشته باشید. سعی کنید کارکنان خود را به شکل‌های مختلف درک کنید و نقاط قوتی که در کار آنها وجود دارد را برجسته کنید. در مواردی که باعث چالش برای کارکنان می‌شود، در کنار آنها باشید و از آنها حمایت کنید. شاید تا به حال به مسئله خوردن نهار در محل کار توجه نکرده باشید، اما ببینید که چه دلیلی برای انجام این کار وجود دارد و برای آنها راهکار بیندیشید.

شانه به شانه آنها بجنگ

معمولاً رهبران و مدیران که درک بالایی از کارکنان خود دارند، برای حل مشکلات تیم خود و هدایت آنها با کارایی بالا بهترین هستند. آن‌ها می‌توانند و می‌دانند که چگونه از تجربیات تیم خود استفاده کنند و در چه حالتی از آنها قدردانی کنند. همیشه بالا بردن آمار فروش یک کسب و کار نشانه موفقیت نیست. گاهی شرایط بازار ایجاب می‌کند که آمار فروش شرکت پایین بیاید، اما کارکنان و افراد تیم نهایت تلاش خود را به کار می‌گیرند. مدیرانی که توانایی درک این کارکنان را دارند، شانس موفقیت بالاتری برای کسب و کار خود ایجاد می‌کنند.

مدیریت یک بازی نیست که با چند مهره انجام شود. مدیریت یعنی به کار گرفتن نیروهایی با توانایی های مختلف در پست‌های تخصصی. این یعنی شما باید نسبت به کارکنان و توانایی آنها شناخت کافی داشته باشید و نحوه بکارگیری آن‌ها را در مبارزات مختلف بدانید. همانطور که در جنگ ممکن است یک سرباز به عنوان تک تیرانداز و یک سرباز به عنوان راننده تانک استفاده شود، شما هم به عنوان فرمانده باید بتوانید کارکنان را در نقش‌های مختلف تعریف کنید. این یک عادت مدیریتی پسندیده و مورد قبول است که مدیران در کنار کارکنان خود حضور داشته باشند و همزمان با آنها بجنگند.

 کارکنان سربازان شطرنج نیستند

شاید بهتر باشد این عادت مدیریتی خود را ترک کنید که کارکنان را به عنوان سربازان شطرنج در نظر بگیرید. استفاده از سربازان برای رساندن آنها به انتهای خط و مجدداً وارد کردن مهره وزیر به بازی نمی‌تواند در دنیای واقعی پاسخگو باشد. شما به عنوان یک مدیر و یک فرمانده فوق العاده باید شانه به شانه در کنار کارکنان خود باشید و آنها را در شرایط مختلف حمایت کنید.

مطمئناً هیچ کدام از کارکنان انتظار ندارند که در جریان تبلیغات یا در جریان فروش به آنها کمک کنید. اما گاهی شرایط بازار باعث می‌شود که کارکنان به شما نیاز داشته باشند و حتی از تجربیات خود برای آنها استفاده کنید. پیاده سازی عادت مدیریتی خوب باعث می‌شود که کارکنان تمایل بیشتری به ارتباط با مدیر داشته باشند. این ارتباط متقابل به مرور زمان تبدیل به نوعی فداکاری می‌شود و کارکنان بدون هیچ چشمداشتی وظایف خود را انجام می‌دهند. حالا می‌توانیم بهمورد اول برگردیم و انتظار درک متقابل از مدیر و کارکنان داشته باشیم.

در مورد باورهایت بحث کن و بجنگ

سخنی که از دل برآید بر دل نشیند! این جمله کوتاه می‌تواند چکیده این بخش باشد. شما وقتی که به عنوان مدیر یک گروه تصمیم به اجرای یک برنامه خاص می‌گیرید، مسلماً برنامه‌ریزی‌های مختلفی برای اجرای آن انجام داده‌اید و حتی اغلب کارکنان هم با شما همسو هستند. اما گاهی لازم است که این موضوع به کارکنان یادآوری شده یا حتی برای خود شما هم مجدداً تجدید شود. اینجاست که جلسه‌های گروه و بحث‌های چند نفره برای شما اهمیت ویژه‌ای دارد و می‌توانید از این عادت مدیریتی به عنوان یک نقطه قوت استفاده کنید.

به خاطر داشته باشید که شما مدیر و رهبر یک تیم هستید و بسیاری از برنامه‌های آنها تحت تأثیر شما قرار دارد. هرگونه لغزش در تصمیم‌گیری یا در ادامه دادن مسیر کسب و کار می‌تواند باعث ناامیدی کارکنان و کاهش بازدهی آنها شود. به همین دلیل به هنگام بحث کردن با کارکنان یا حتی با مشتریان باید به حدی جدی و مصمم باشید که آنها هم از انجام کار اطمینان بالایی داشته باشند.

حرف باد هوا نیست!

این ضرب المثل ایرانی قدیمی چندان هم درست نیست و حداقل در مورد مدیریت کاربرد چندانی ندارد. کارکنان یک شرکت شما را به عنوان رهبر و مدیر خود قبول دارد و هر عادت مدیریتی شما مطمئناً به مرور زمان تبدیل به عادت گروه می‌شود. از اینجا به بعد شما با هر حرفی که مطرح می‌کنید وارد یک رقابت جدید می‌شوید که حرف خود را ثابت کنید و آن را در عمل هم نشان دهید. شاید اگر یک کارمند معمولی یک موضوع را مطرح کند، بازتاب چندانی نداشته باشد. اما شما سرکرده و رهبری یک گروه هستید که همه افراد چشم به شما دارند. پس سعی کنید که از این عادت مدیریتی خود به بهترین شکل استفاده کنید و هر حرفی که می‌زنید قابل اجرا و اطمینانی باشد.

البته بحث کردن فقط مربوط به سخنرانی‌ها یا جلسات چند نفره نیست. گاهی پیاده سازی استراتژی مدیریتی به صورت یک نوشته یا به صورت یک برنامه خاص، چیزی فراتر از یک جلسه معمولی است و می‌تواند در بین مشتریان هم بازتاب داشته باشد. ایجاد چالش و فرورفتگی در مسیر کسب و کار یک امر طبیعی است. این موضوع ممکن است دیدگاه مشتریان را هم تحت تأثیر قرار دهد. اما زمانی که مشتریان و کارکنان شاهد تلاش و کوشش شما به عنوان مدیر باشند، آن‌ها هم با فضای فداکارانه‌ای مواجه خواهد شد که به احتمال زیاد همین احساس را هم به شما هدیه خواهند داد.

برای رشد، آموزش و بهبود کارکنانت فرصت ایجاد کن

کارول دوک (Carol Dweck) مدت زمان طولانی است که بر روی نتایج مربوط به تأثیر مثبت پرورش اندیشه کارکنان در مورد اعتماد، عملکرد، خلاقیت و بهره وری کار می‌کند. او در این بررسی‌ها به این نتیجه رسیده که سرمایه‌گذاری در فرصت‌ها و آموزش‌هایی که مناسب نیستند و برنامه‌ریزی مناسبی برای آنها صورت نگرفته است، هدر دادن وقت و پول است. اختصاص دادن افراد به آموزش زمانی که انگیزه و تمایل آنها برای رشد وجود نداشته باشد، غیرمنطقی است.  شما می‌توانید یک اسب را به سمت چشمه آب هدایت کنید، اما به هیچ وجه نمی‌توانید آن را مجبور به نوشیدن آب کنید.

این یک عادت مدیریتی روزانه فوق العاده است که شما انگیزه یادگیری برای کارکنان خود ایجاد کنید. کسانی که تمایل به بهبود وضعیت فکری و مهارت فنی خود نداشته باشند، مطمئناً در زمینه یادگیری هم دچار مشکل خواهند شد. اینجاست که مسئله ایجاد انگیزه برای کارکنان و سوق دادن آنها به سمت مواردی که علاقه دارند اهمیت پیدا می‌کند.

 چرا علاقه مندی ها؟

اگر کارکنان علاقه‌مند به بهبود و یادگیری فعالیت‌های غیر مرتبط با کار خود باشند، این بهترین فرصت برای ایجاد یک فضای آموزشی است. فرض بگیرید که شما یک بسته آموزشی در زمینه آموزش رقص به کارمندان خود می‌دهید. از طرفی کارمندان هم به این موضوع علاقه مند هستند و می‌دانند که سلامت جسمی، روانی و عاطفی آنها با این موضوع بهبود می‌یابد. بنابراین شما می‌توانید از این عادت مدیریتی خود استفاده کنید و بهترین فضا را برای رشد آنها به وجود بیاورید.

حالا تصور کنید که این کارکنان به دنبال نشان دادن قدردانی و تشکر از فعالیت شما باشند. به نظر شما این موضوع به رشد کسب و کار شما کمک می‌کند؟!

نمونه واقعی

یکی از نمونه‌های واقعی و در حجم وسیع، شرکت گوگل است که به کارکنان خود اجازه می‌دهد ۲۰ درصد از زمان خود را به انجام پروژه‌های شخصی اختصاص دهند. لسلو بوک در مورد دلیل استفاده از این موضوع توضیح می‌دهد: این روش به کارکنان اجازه می‌دهد که خلاقیت خود را به کار بگیرند. آن‌ها در این ۲۰ درصد دروازه‌های مختلفی را به روی خود باز می‌کنند و به دنبال یادگیری و خلاقیت هستند. اگرچه ممکن است در این ۲۰ درصد آنها سرگردان باشند، اما بازگشت آنها به محل کار با دیدگاه مثبت است و این به تمرکز بیشتر آنها کمک می‌کند.

این چهار عادت مدیریتی ذکر شده در این مطلب در بسیاری از شرکت‌های بزرگ دنیا اجرا شده‌اند و نتایج آنها مثبت بوده است. پس اگر شما هم به دنبال اجرای یک برنامه مناسب برای بالا بردن بازدهی کارکنان خود هستید، می‌توانید بر روی این موضوع متمرکز شوید و کیفیت کار خود را بالا ببرید.

 

 

کارآفرینان برای تقویت مهارت مدیریت خود این 11 راهکار را فراموش نکنند

/
او مدیر خوبی نیست! اصول مدیریت را بلد نیست! نحوه ارتباط با کارکنان…

7 استراتژی مدیریتی برای ایجاد مزیت رقابتی

/
اصولاً وقتی که در مورد استراتژی مدیریتی صحبت می‌کنید یعنی برنامه‌ای که ت…

عاملی برای پیشی گرفتن از رقبا؛ مزیت رقابتی

/
به عنوان یک شخص فعال در حوزه مدیریت، تمایل به ارتباط دادن موارد م…

روش های مدیریت نوین و توصیف هر کدام از آنها

/
یکی از تکراری‌ترین جملاتی که از مدیران جدید می‌شنوید، تکیه کردن آنها بر…

تعریف کسب و کار روستایی و مواردی که باید در بدانیم

/
متراکم شدن شهرهای بزرگ و تکمیل شدن ظرفیت آنها به نوعی فضا را ب…

اهمیت تحقیق در مورد کسب و کار و تأثیر آن در موفقیت

/
تحقیق در مورد کسب و کار یکی از مباحثی است که در چند سال اخیر به شد…